|

«نشست تهران»؛ دیپلماسی جهانی تنگه هرمز

تحقق عملیاتی «حاکمیت ملی ایران بر تنگه هرمز» نیازمند آغاز یک دیپلماسی مداوم منطقه‌ای و بین‌المللی است تا براساس ملاحظات سیاسی و اقتصادی جهانی تحکیم یابد.

تحقق عملیاتی «حاکمیت ملی ایران بر تنگه هرمز» نیازمند آغاز یک دیپلماسی مداوم منطقه‌ای و بین‌المللی است تا براساس ملاحظات سیاسی و اقتصادی جهانی تحکیم یابد. اهمیت «دیپلماسی مدیریتی» از بازکردن و بستن تنگه بیشتر است. در میانه جنگ می‌توان نطفه‌های نظم و مدیریت تنگه هرمز را با برگزاری نشستی بین‌المللی در تهران (و سپس در پکن یا عمان یا بروکسل) با حضور دولت‌های ذی‌نفع و نیز بخش خصوصی بین‌المللی آغاز کرد. این، آغازی بر یک فرایند ادامه‌دار دیپلماتیک است.

فرانسه در پی آن است که برای بازکردن تنگه هرمز نظر کشورهای مختلف را برای تشکیل یک اجماع جهانی جلب کند؛ درحالی‌که این ابتکار باید از سوی ایران آغاز شود. «نشست تهران» مناسب‌ترین ابزار ایران برای گفت‌وگو با جامعه بین‌المللی و جلب مشارکت درخصوص «ضرورت‌های اعمال سیاست‌های امنیتی-تأمینی» توسط کشورهای ساحلی تنگه است. این گفت‌وگوها می‌تواند به شناسایی ظرفیت‌های گوناگون منجر شود و تا دستیابی به یک رژیم تأمینی-امنیتی پایدار ادامه داشته باشد. با این ابتکار، عملا کشورهایی که بیشترین آسیب را از بسته‌ماندن تنگه می‌بینند به مشارکت دعوت خواهند شد. شکل‌گیری یک اجماع بین‌المللی می‌تواند نقش آمریکا و اسرائیل را نیز محدود کند.

اگرچه اینک این آمریکاست که انرژی و تغذیه جهانی را گروگان گرفته، اما این دیپلماسی می‌تواند ارتباط وثیقی با محاصره آمریکا نداشته باشد و مستقل از آن مورد توجه ایران قرار بگیرد. آمریکا با محاصره خلیج فارس در پی ایجاد اختلال در اقتصاد چین و گرسنگی‌دادن به جهان است. از ابتدای این جنگ نیز گفته بودیم که این جنگ را باید در افق رقابت استراتژیک آمریکا-چین تحلیل کرد؛ اما اینک افق آن گسترده‌تر شده و آمریکا عملا به «جنگ گرسنگی» با کل جهان و به‌ویژه آسیا برخاسته است؛ چون خود را از آسیب‌های محتمل برای «اقتصاد تغذیه» برکنار می‌بیند.

اگر دیپلماسی جهانی ایران در تنگه هرمز با چنین نشست‌هایی آغاز شود، می‌تواند به درک متقابل جهان از ضرورت‌های مدیریت تنگه در زمان جنگ و صلح کمک کند. یک هدف مهم دیگر ایران می‌تواند این باشد که در عرصه بین‌الملل نشان دهد تنگه هرمز دیگر به ابزاری استراتژیک برای ایران تبدیل شده است و این ابزار نامتقارن، دستاورد بزرگ ایران در زمینه امنیتی است. از این پس تنگه هرمز با اقدامات تأمینی ایران با مشارکت ذی‌نفعان جهانی می‌تواند «امنیت تأمینی پایدار و مشارکتی» ایجاد کند. ظرفیت‌ها و تدابیر عملیاتی و سرمایه‌محور و همچنین زمینه‌های حقوقی می‌تواند از دل چنین نشست‌هایی برآید. پیش از این گفته‌ایم که اولا، «رژیم عبور ترانزیتی» که در کنوانسیون دریایی ذکر شده‌، در یک فرایند 

مذاکره‌ای-‌معاملاتی تبدیل به «معاهده» شده است و ثانیا، ایران براساس حق حاکمیت ملی، خود را از آن مستثنا کرده است و ثالثا، مخالفت ایران با رژیم ترانزیتی، دیرینه، صریح و مداوم بوده است. همین سیاست را باید در نشست‌های بین‌المللی ادامه داد تا موضع ایران به‌خوبی در عرصه جهانی درک شده و توسعه یابد و در مواجهه با منافع دیگر کشورها تنقیح شود. اظهارنظرهای برخی از مدیران بین‌المللی در حوزه دریایی نشان‌دهنده وجود زمینه‌های مناسبی برای دریافت سخن ایران است. برخی به‌صراحت می‌گویند باید به ایران به‌عنوان یک کشور مهم ساحلی سهم داده شود.

این سهم می‌تواند در قامت سپردن «اختیار ویژه خدمات تأمینی» به ایران باشد. عمان هم اگر بخواهد می‌تواند سیاست خود را پی بگیرد یا با ایران همراه باشد‌. در این راه پرفراز‌و‌نشیب دیپلماتیک، اعتماد‌به‌نفس شناختی-تفسیری برای حقوق‌دانان، سیاست‌گذاران و دیپلمات‌های ایرانی یک ضرورت انکارناپذیر است؛ چراکه تفسیر و توسعه مفاهیم براساس منافع ایران مهم است. تأکید و تکرار می‌کنم که حقوق بین‌الملل یک امر متصلب نیست و تابع قدرت هنجاری است. «هنجار» بیش از هر چیز مبتنی بر پراتیک نظامی-‌تجاری است. رژیم عبور ترانزیتی مورد اشاره در کنوانسیون حقوق دریاها، یک عرف از پیش موجود را تصدیق، تنسیق و تدوین نکرده است؛ یعنی از هنجار به قاعده تبدیل نشده است. با تفصیل بیشتری این موضع را در مقاله «سیاست ایران در تنگه هرمز مبتنی بر حقوق  امنیتی-تأمینی» نوشته‌ام که تصدیع نمی‌دهم.

برخی می‌گویند ایران کارت تنگه را بیش از ظرفیت و بیش از حد بازی (overplay) کرده است. در شگفتم از اغراق این سخن؛ ایران هنوز در ابتدای این راه پر‌فراز‌و‌نشیب تاریخی است. دیپلماسی ایران به معنای آن نیست که ایران باید دست از ابزار خود بردارد و چنین تصور شود که سیاست محاصره آمریکا به‌دلیل این بوده که ایران از ابزار تنگه هرمز بیش از حد بهره برده است. از قضا این آمریکاست که با محاصره خلیج فارس سوءمصرف ابزاری کرده و امنیت غذایی جهان را گروگان گرفته است. هر کشوری کارت بازی خود را دارد. ایران نباید به‌دلیل سوءمصرف آمریکا، ابزار خود را رها کند. به این می‌ماند که شما در جنگ از ابزار موشکی برای زدن اهداف نظامی استفاده کنید در واکنش به شما طرف مقابل از موشک برای اهداف غیرنظامی استفاده کند؛ این بدان معنا نیست که شما ابزار خود را رها کنید. در هر صورت فقدان یک دیپلماسی جهان‌روا می‌تواند به کلی ما را از دستاوردهای استراتژیک تنگه هرمز محروم کند، ازاین‌رو ضروری است که وزارت خارجه، انرژی بسیار زیادی را از حیث حقوقی و سیاسی برای این مهم صرف کند و بخش قدرتمند مجزایی را در درون وزارتخانه به آن اختصاص دهد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.