|

دو روایت از هسته سخت

«هسته سخت» مجموعه‌ای از نیروهای ارزشی و ملی است که در شرایط بحران، توان حفظ حاکمیت ملی را فراهم می‌آورد. این هسته نه یک جناح سیاسی، بلکه بخشی از ظرفیت حکمرانی هر دولت مدرن است. در نیک و بد هسته سخت در ایران می‌توان دو روایت ارائه داد؛ یکی هسته سخت به‌مثابه مهم‌ترین مؤلفه امنیت ملی و دیگری ابزاری برای پیشبرد دیدگاه‌های جناحی.

«هسته سخت» مجموعه‌ای از نیروهای ارزشی و ملی است که در شرایط بحران، توان حفظ حاکمیت ملی را فراهم می‌آورد. این هسته نه یک جناح سیاسی، بلکه بخشی از ظرفیت حکمرانی هر دولت مدرن است. در نیک و بد هسته سخت در ایران می‌توان دو روایت ارائه داد؛ یکی هسته سخت به‌مثابه مهم‌ترین مؤلفه امنیت ملی و دیگری ابزاری برای پیشبرد دیدگاه‌های جناحی.

روایت نخست

مردمان طیفی از گرایش‌ها، سلایق و منافع گوناگون هستند. در یک سر این طیف، برخی در پی کار و معاش خویش‌اند و کاری به هیچ امر عمومی ندارند. دنیا را آب ببرد باکی ندارند، مهم این است که سرای خانه‌شان امن بماند‌. در حوادث ملی و خطراتی که کشور را تهدید کند، مقاوم نیستند. اما در سر دیگر طیف، بسیاری نیز دغدغه ملی و انگیزه انسانی دارند و همواره آماده دفاع از کشور هستند. در میان این گروه، اما، هسته‌ای وجود دارد که خستگی‌ناپذیر و جان‌فداست. اینان در زمانه‌ای که همه خسته می‌شوند و غروب بی‌کسی بیداد می‌کند، همچنان پرچم استواری را بر فراز نگه می‌دارند. آنگاه که جنگ‌ها پرهزینه و طولانی می‌شوند و غبار تردید بر سر حقانیت ارزش‌ها فرو می‌نشیند، اینان همچنان باورهای خود را حفظ می‌کنند. در جنگ آمریکایی-اسرائیلی نیز از میان ملت‌ گروهی سخت‌کوش‌تر از دیگران بوده و هستند که مشهور به هسته سخت نظام‌اند. اکثریت این گروه را اگر‌چه مردمانی مذهبی تشکیل می‌دهند، اما گرایش‌ها و رنگ‌ها و سلایق دیگر در میان آنان چشمگیر هستند. هر کشوری نیازمند چنین گروه‌هایی است که در روز واقعه، کشور را تنها نگذارند. آنگاه که روزهای سخت برای ملت‌ها آزمون تردید و شبهه پدید می‌آورد، در واپسین لحظه‌ها و آخرین توشه‌های مبارزه، آدمی تردید می‌کند که آیا این همه تلاش و مبارزه و کشته و زخمی حق است؟ درست است؟ یا همه خواب و خیال و افسون و افسانه است؟ گویی آنگاه که انسان در آخرین دم مبارزه بر کرانه مرگ و زندگی می‌ایستد و به تردید می‌افتد، نیاز دارد‌ باوری دوباره بیابد که آری «حقیقت، حقیقت دارد!» و همه اینها بازی نفسانی و توهمات روانی «من» نیست که من را به مهلکه انداخته است. از دیدگاهی معنوی و معنایی‌ و با پیروی از سیدالشهدا، «هسته سخت»، حاق حقیقت هستی می‌شود و از دیدگاهی سیاسی، مرکز ثقل امنیت ملی. هیچ سیاست‌مدار ژرف‌اندیشی نباید هسته سخت را وانهد. چنین گروهی برای امنیت ملی هر کشوری مفید است. از روی همین ضرورت‌ها بوده‌ که در دوران مدرنیته و تشکیل دولت‌های متمرکز، شاهد آن هستیم که دولت‌ها هسته سخت را در قالب ارتش‌های ملی نهادینه کرده‌اند. اما ضرورت تاب‌آوری اجتماعی‌ نشان داده است‌ دولت‌ها نمی‌توانند به ارتش‌ها بسنده کنند؛ از این‌رو، «هسته» برای هر نظامی ضروری است تا در زمان حادثه بتوان گوش تا گوش ایران این کمان سخت را برکشید.

روایت دوم

اما این هسته سخت می‌تواند طمع سیاست‌مداران نابکار را در سوءاستفاده از آنان برانگیزد و با رواج عوام‌زدگی سیاسی بخواهند آنها را مورد استثمار سیاسی یا تفرقه‌افکنی قرار دهند. سخنم با مسئولان مربوطه است؛ اگر‌چه حفظ این هسته سخت و حفظ حالت جنگی و آمادگی مقاومت مهم است، اما این نباید به بهای تخریب کارگزاران و تفرقه مردمان باشد. این هسته سخت می‌تواند پیرامون باورهای اساسی شکل بگیرد، نه اینکه برای مصارف روزمره سیاسی یا ابزاری برای از میدان به‌در‌کردن رقبای جناحی باشد. این روزها دعوا بر سر مذاکره با غرب، ابزار شهرآشوبی شده است. قصه هم در این خلاصه می‌شود که عده‌ای «مذاکره» را به معنای تسلیم و بیعت با آمریکا گرفته‌اند و به استناد «مثلی لایبایع مثل یزید» و به پشتوانه «علی‌الاصول»، هر آن‌کس را که بخواهد وارد این عرصه شود، به انواع تهمت‌ها می‌رانند. انبان نظری اینان تهی است و هیچ راه‌حل روشن و عملیاتی برای این بحران ندارند. هنوز که «نه به دار است و نه به بار» و مسئولان ایرانی در ابتدای راه هستند، پیش‌قضاوت‌های گندم ری و حراج آرمان‌ها و‌... را بار آنان می‌کنند. گویی هیچ احساس مسئولیتی ندارند و عزم خود را جزم کرده‌اند‌ با پیش‌قضاوت‌های نامربوط، در درون هسته سخت تفرقه بیفکنند و مردمان را دلسرد و ناامید کنند؛ چیزی که خود را در میدان مداحی‌ها نیز نشان داده است. این شکاف، نشان‌های خطرناکی از پشت‌صحنه‌ها و دسیسه‌ها می‌دهد که به گفت نمی‌آید.

اگر باورهای اصیل هسته سخت را به مذاکره یا عدم مذاکره پیوند زنند و مذاکره را همچون «بیعت با دشمن» برشمارند، اسباب ناامیدی مردم را فراهم می‌کنند. پافشاری بر چنین رویکردی سبب می‌شود ‌اگر بر فرض روزی برای احقاق حق ضرورتی برای مذاکره باشد، از آن بهراسیم؛ چون این توهم را در مردم پدیدار کرده‌اید که همه چیز را از دست داده‌ایم و فراموش می‌کنیم که این مقاومت و نبوغ سپاه و ارتش بوده که دشمن را به میز مذاکره  کشانده است.

معنای هسته سخت را به گرایش‌های جناحی و امور خُرد سیاسی پیوند نزنید. «هسته سخت» گران‌سنگ است و نمی‌توان آن را بر شاخسار شکننده یک فرقه بار نهاد؛ باید آن را همچون سرمایه‌ای ملی حفاظت کرد و دامنه آن را به همه مردمان از ملی و مذهبی گسترش داد. از تنفس مذاکره استفاده کنید و بروید خود را برای جنگ بعدی که هرآینه ممکن است رخ دهد، آماده کنید، نه اینکه بر رخ یکدیگر تیغ پارگی بکشید.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.