|

گفت‌وگو با محمدعلی سجادی به بهانه انتخاب «کلوزآپ» به عنوان دومین فیلم بهترین‌های دهه 90 به انتخاب سایت ایندی وایر

مضمونی که مخاطب را سر شوق می‌آورد

«کلوزآپ» به کارگردانی عباس کیارستمی سال 1368 مقابل دوربین رفت؛ فیلمی به سبک درام و رئال که نه در زمان نمایش؛ بلکه به مرور و طی سال‌ها، محبوبیت بسیاری میان منتقدان پیدا کرد و بسیاری آن را یکی از بهترین فیلم‌های واقع‌گرای سینما دانسته و پس از گذشت سال‌ها از زمان ساخت، به بهانه‌های مختلف همچنان به این اثر تکرارناشدنی کیارستمی بازگشته و از آن صحبت می‌کنند.

مضمونی که مخاطب را سر شوق می‌آورد

بهناز شیربانی: «کلوزآپ» به کارگردانی عباس کیارستمی سال 1368 مقابل دوربین رفت؛ فیلمی به سبک درام و رئال که نه در زمان نمایش؛ بلکه به مرور و طی سال‌ها، محبوبیت بسیاری میان منتقدان پیدا کرد و بسیاری آن را یکی از بهترین فیلم‌های واقع‌گرای سینما دانسته و پس از گذشت سال‌ها از زمان ساخت، به بهانه‌های مختلف همچنان به این اثر تکرارناشدنی کیارستمی بازگشته و از آن صحبت می‌کنند. این فیلم خط داستانی مشخصی را براساس واقعیت دنبال می‌کند و همین موضوع باعث شده تا «کلوزآپ» یکی از نکات برجسته و قابل اعتنای کارنامه کیارستمی و حتی یکی از تأثیرگذارترین و جریان‌سازترین آثارش محسوب شود. هرچند مرز باریک میان مستند یا داستانی‌بودن فیلم، در زمان ساخت «کلوزآپ» به نظر برخی از منتقدان پاشنه آشیل آن محسوب می‌شد؛ اما به‌مرور این نوع نگاه، نقشه راهی برای فیلم‌سازان جوان شد و تأثیر این فیلم کم‌و‌بیش در ساخته بسیاری از فیلم‌سازان مشهود است. دو سال پیش بود که نشریه «Far Out» در توصیف و تحسین فیلم «کلوزآپ» نوشت: «عباس کیارستمی که بزرگ‌ترین فیلم‌ساز موج نو ایرانی است، در فیلم «کلوزآپ» به‌ طرز ماهرانه‌ای مرز بین داستان و غیر‌داستان و فانتزی و واقعیت را در اثر پسامدرن خود زدوده است». این فیلم بر‌اساس رتبه‌بندی نشریه سایت‌ اندساوند از بین ۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در رتبه چهل‌و‌هفتم قرار گرفت. این نشریه با دعوت از ۸۴۶ منتقد، برنامه‌ریز و توزیع‌کننده فیلم در نظرسنجی سایت اند‌ساوند، ۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما را انتخاب کردند که فیلم کلوزآپ با کسب ۳۱ رأی در رتبه چهل‌و‌دوم بهترین فیلم‌های تاریخ سینما به انتخاب بنیاد فیلم بریتانیا قرار گرفت؛ اما بر‌اساس گزارش سینما دیلی به‌تازگی «کلوزآپ» در میان بهترین فیلم‌های دهه 90 به انتخاب سایت ایندی وایر قرار گرفته است. این سایت به مرور فیلم‌های دهه 90 سینما پرداخته و صد فیلم برتر این دهه را انتخاب کرده است. در‌این‌میان «کلوزآپ» عباس کیارستمی رتبه دوم را تنها بعد از «چشمان کاملا بسته» استنلی کوبریک دریافت کرده است. نویسندگان این سایت درباره این اثر نوشته‌اند «بحث درباره جادوی فیلم «کلوزآپ» دقیقا چیست. مثل بحث درباره جادوی سینماست. نام فیلم هم اشاره‌ای به نمایی خاص از سبزیان در دادگاه دارد. «کلوزآپ» کاملا قانع‌کننده نشان‌مان می‌دهد که سینما چطور می‌تواند جنس خود زندگی را تغییر دهد. مثل دیالوگی که راننده تاکسی با خنده در سکانس افتتاحیه می‌گوید: «وقت سینما‌رفتن نداریم! گرفتار زندگی هستیم» دیالوگی از پیش نوشته‌شده برای آغاز فیلمی که در نهایت شما را به چالش می‌کشد که تفاوت این دو (زندگی و سینما) را تشخیص دهید». این سایت پیش‌از‌این نیز «کلوز‌آپ» را در کنار آثاری از کوئنتین تارانتینو و مارتین اسکورسیزی در صدر فیلم‌های برتر دهه ۹۰ میلادی قرار داد. به همین بهانه با محمدعلی سجادی درباره «کلوز‌آپ» از فیلم‌های بحث‌برانگیز عباس کیارستمی گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم.

 

محمدعلی سجادی، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس، درباره اهمیت فیلم «کلوزآپ» و اینکه به چه دلیل این فیلم در طول زمان مورد تحسین بسیاری از منتقدان سراسر دنیا قرار گرفته، به «شرق» گفت: «این فیلم را نمی‌توان بدون درنظرگرفتن مجموعه فضایی که درباره زنده‌یاد عباس کیارستمی در داخل و خارج از کشور وجود دارد، ارزیابی کرد. به نظرم در طول سال‌ها این فیلم به تعریف و تکذیب‌های مختلفی آمیخته شده است. اینکه پرسیدید فیلم در زمان خودش در ایران مورد توجه واقع نشد و حتی نفی شد، باید بگویم طبیعی است که بسیاری از فیلم‌ها و آثار در طول تاریخ هنر، در دوران خودشان فهمیده نشده و بعدتر مخاطبانش به این نتیجه رسیدند که اثری که پیش‌ازاین ارزشمند نبوده، دارای ویژگی‌هایی است یا برعکس. بحث دیگر این است که اساسا ارزش‌گذاری در سینمای غیرمتعارف و غرب درمورد عباس کیارستمی و اختصاصا درمورد فیلم «کلوزآپ» وجود دارد که به نظرم مسئله مهمی است و باید این فرامتن را در نظر گرفت که چند دلیل در مقبولیت «کلوز‌آپ» و دیگر آثار او نقش داشته است. نکته تأمل‌برانگیز این است که بسیاری از کشور ما چندان چیز زیادی نمی‌دانستند و حالا البته به یمن فضای مجازی و اتفاقات پیش‌آمده شناختی پیدا کردند. ما دارای جامعه‌ای ملتهب هستیم که در تمام جشنواره‌های دنیا این التهاب را برای پذیرش فیلم‌ها مهیا می‌کند. ما سرشار از درام و سوژه‌ایم. دراین‌میان موضوع ما برایشان جذاب است».

کارگردان فیلم «جاده» ادامه داد: «باید اضافه کنم که به هر حال در کشورهای غربی که صنعت سینما با مجموعه‌ای از تکنولوژی و صنعت گره خورده است و به نوعی اشباع شده‌اند و در حقیقت فیلم یا مجموعه آثاری از یک فیلم‌ساز مثل زنده‌یاد آقای کیارستمی، معطوف به بخش دیگری از سینما شدند که به نوعی بازگشت به سادگی دارد و توجه به لابه‌لای سطور درام و زندگی. یعنی بازگشت به اصل معصومیت سینما یعنی سینمای صامت که هنوز جلوه‌گری نمی‌کند؛ البته با نظرگاه به امروزش. به نظرم محورهای کلی را که به آن اشاره کردم، نمی‌توانیم در مجموعه نقد و نظر مخاطبان خارجی آثار کیارستمی نادیده بگیریم. مضاف بر اینکه «کلوز‌آپ» فیلمی است که مختصات جغرافیایی خودش را در همه فریم‌های فیلم حفظ می‌کند و قطعا باید این زمینه را در نظر گرفت؛ یعنی یک فیلم ایرانی است».

سجادی با اشاره به اینکه بحث واقعیت و خیال در این فیلم چطور در دیگر آثار کیارستمی هم نمود پیدا کرد؟ گفت: «فکر می‌کنم که این فیلم مقدمه‌ای بر فیلم «کپی برابر اصل» است. فیلمی که دوستش دارم و در آن این مرز خیال و واقعیت و بازی بسیار دقیق و تمیز نشان داده شده است. در حقیقت فکر می‌کنم در «کلوزآپ» با یک تسلط حرفه‌ای فنی و حتی ساختاری مواجه نیستیم. به نظرم بیشتر مضمون و ایده بسیاری از مخاطبان فیلم را سر شوق می‌آورد و در بحث فنی و ساختاری فیلم کاستی‌هایی وجود دارد. این طبیعی است که وقتی دوربین را می‌گذارید، یعنی واقعیت را جعل می‌کنید. به‌علاوه عباس کیارستمی در این فیلم همه چیز را چیدمان می‌کند. این موضوع نیز طبیعی است؛ چراکه او سازنده فیلم است و هیچ‌گاه درمورد «کلوزآپ» اشاره نکرده که واقعیت را ساختم؛ بلکه سعی می‌کند واقع‌نمایی کند؛ پس بحث سینما واقعیت و حقیقت موضوع مفروضی است که ساخته و برساخته خودِ ماست. وهمی‌ است که نظریه‌پردازان ساختند و جای گپ‌و‌گفت دارد. اینکه مرزی وجود ندارد که می‌بینیم در فیلم. فیلم بیشتر از آنکه حسی از این منظر برانگیزد، اندیشه‌ای از این دست را طرح می‌کند و فیلم‌ساز به این امر آگاه است و حتی این را در گفت‌وگوهایش گفته».

سجادی در بخشی دیگر از صحبت‌هایش درمورد «کلوزآپ» گفت: «مشکلی که در سطح روایی فیلم دارم، اغتشاش ساختاری آن است. در‌هم‌تنیدگی مابین داستان و راوی و روایت سست است. جایی قرار است میزانسن ببینیم و داستان، مثلا در خانه (نگاه کنید به جای آدم‌ها و دوربین. دوست خانواده که هست و نیست در برش‌ها گم می‌شود و نقشی ندارد و اندازه نماها و... آنجا متوجه می‌شویم که در میزانسن و دوربین چه نقیضه‌هایی وجود دارد و مشکل من با «کلوزآپ» دقیقا اینجاست. همان‌طور که در صحنه دادگاه با دو، سه جای دوربین روبه‌رو می‌شویم که مکرر است و شاید حتی نیازی به توضیح کارگردان ندارد که چرا، چون داریم می‌بینیم. بیشتر فیلم با دیالوگ توضیح داده می‌شود. دوربین نزدیک می‌شود و گاه از دور تماشا می‌کند و ضرورت‌ها را من درنمی‌یابم».

کارگردان فیلم «اثیری» سادگی در آثار کیارستمی را یک ویژگی بزرگ دانست و گفت: «باید جنبه آسان‌شدن موضوعات در آثار کیارستمی را یک خصیصه دانست. جایی این سهل و ممتنع بودن بارز است و نشان‌دهنده خصیصه آثار او است. یکی از ویژگی‌های عباس کیارستمی این بود که نکات پیچیده را آسان کف دستت می‌گذارد که عمق هم دارد و در تو چالش ایجاد می‌کند؛ اما در برخی دیگر از آثارش هم دیده شده که این ویژگی جایش را به آسان‌طلبی داده است. باز هم تأکید می‌کنم که در«کلوز‌آپ» موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد. هرچند مشخص است چیزی که برای سینمای غرب اهمیت دارد، یک نوع ضد سینمای رایج جذاب است. اینکه کارگردان سعی می‌کند خودش را مثلا حذف کند (که نمی‌کند) و قراردادهای متداول را کنار بگذارد که عباس کیارستمی این ویژگی‌ها را داشت. فراموش نکنیم «کلوزآپ» در سال 1368 ساخته شده و باید کوتاهی در بخش‌های فنی فیلم را منصفانه در نظر بگیریم. هرچند یکی از ویژگی‌های بارز آثار عباس کیارستمی همین تجربه‌کردن بود و بشخصه از این منظر از او آموختم».

او ادامه داد: «به نظرم فیلم‌سازی مثل عباس کیارستمی که به حدی از شهرت و محبوبیت می‌رسد، طبیعی است هر اثری که خلق می‌کند، نمی‌توان به‌سادگی از کنارش گذشت؛ کما‌اینکه در جغرافیایی زندگی می‌کنیم که این خصلت مراد و مریدی همچنان جریان دارد. به یقین عباس کیارستمی تا آنجا که من می‌شناختمش، از چنین خصلت‌هایی مبرا بود. دوست نداشت که بیهوده از فیلم‌هایش تمجید شود و به‌نوعی بری از نام‌آوری بود. بسیار راحت و با خلوص با موضوعات و آدم‌های پیرامونش برخورد می‌کرد؛ اما از این حقیقت نمی‌توان گذشت که بسیاری از طرفدارانش در طول زمان، چیزهایی را به آثارش الصاق می‌کنند که عملا در قاب‌هایش وجود ندارد. مفهوم پست‌مدرنیسم در آثار او در بسیاری از مواقع سوءتفاهم‌برانگیز شده است. در بسیاری از آثار او این نابلدی به معنی واقعی مفهوم هنر می‌گیرد. در فیلم «کپی برابر اصل» یا در «24 فریم» به مرز مفهوم ناب آرتیست‌بودن کیارستمی می‌رسیم. در «24 فریم» نشان می‌دهد که علاوه بر فیلم‌ساز، نقاش و عکاس هم هست. او در فیلم‌هایی مثل «مسافر» و «تجربه» نشان داده چقدر به ابزار داستان‌گویی از جنس خودش مسلط است؛ اما حُسن عباس کیارستمی این بود که در مواقعی این ویژگی‌ها را کنار بگذارد و تجربه بکند؛ اما همه تجربه‌ها لزوما دلیل بر این است که همه آنها را تأیید کنیم و تنها گرفتار نام باشیم؟ متأسفانه بسیاری از اوقات اسیر نام می‌شویم و به‌شدت موضع می‌گیریم. برگردم به فیلم. در فیلم «کلوز‌آپ» با ساختار ساده‌ای روبه‌رو هستیم. طبیعی است که همه فیلم‌ها یک روایت و داستان دارند؛ اما روایت‌ها متفاوت است. این فیلم یک مقدمه و یک سکانس بسیار خوب دارد. با خبرنگار وارد داستان می‌شویم؛ دقت کنید به نماها و برش‌ها که گاه به تکرار می‌افتند و بعدتر هم از روایت کم‌و‌بیش کنار می‌رود و خودِ کارگردان فرمان روایت تصویری و گفتاری را به دست می‌گیرد. در مجموع یک موضوع جذاب که تنها گزارشی تصویری است با لحظات خوب که انسجامی ندارد. ساختار کار بی‌شباهت به فیلم‌های معمایی و پلیسی نیست. از فلاش‌بک تا بازسازی با استفاده از بازیگران غیر‌حرفه‌ای که بیننده را درگیر نمی‌کند. در این مختصر نمی‌شود به طور پر و پیمان درباره این فیلم گفت. اینها تنها کلیاتی بود از منظر من برای فیلم‌ساز ـ هنرمند مهمی که زود از دستش دادیم. کیارستمی در جهت‌دادن به فضای هنری ما و طور دیگر نگاه‌کردن نقش مهمی ایفا کرد و بسیاری را با خود همراه کرد. یادش سبز».