|
کدخبر: 850101

شش ماهی که دنیا را تغییر داد

کنفرانس صلح پاریس در سال 1919 بنا بود بعد از «جنگی برای پایان‌دادن به همه جنگ‌ها»، صلحی پایدار برای تمام جهان به ارمغان بیاورد، اما مذاکرات سه سیاست‌مدار قدرتمند؛ وودرو ویلسون رئیس‌جمهور آمریکا، دیوید لوید جورج نخست‌وزیر بریتانیا و ژرژ کلمانسو، نخست‌وزیر فرانسه که شش ماه در پاریس به طول انجامید، سرنوشت‌ تاریخی دیگری را رقم زد.

شرق: کنفرانس صلح پاریس در سال 1919 بنا بود بعد از «جنگی برای پایان‌دادن به همه جنگ‌ها»، صلحی پایدار برای تمام جهان به ارمغان بیاورد، اما مذاکرات سه سیاست‌مدار قدرتمند؛ وودرو ویلسون رئیس‌جمهور آمریکا، دیوید لوید جورج نخست‌وزیر بریتانیا و ژرژ کلمانسو، نخست‌وزیر فرانسه که شش ماه در پاریس به طول انجامید، سرنوشت‌ تاریخی دیگری را رقم زد. مارگارت مک‌میلان، در کتابِ «پاریس 1919» از شش ماهی که دنیا را تغییر داد، نوشته است. او سعی دارد در این کتاب با نگاهی ژرف و واقع‌بینانه این واقعه را که تاریخ را سراسر دگرگون کرد، بازخوانی کند. چنان‌که مترجم کتاب در مقدمه‌اش می‌نویسد «شاید هیچ‌کس تصور نمی‌کرد ماجراجویی چند نفر که در روز ۲۸ ژوئن سال ۱۹۱۴، ولیعهد اتریش را در سارایوو به قتل رساندند، به جنگ مرگ‌باری منتهی شود که قاره اروپا و بخش‌های عظیمی از جهان را به کام خود کشید. سرعت رخدادها به اندازه‌ای بود که تلاش‌های دیپلماتیک راه به جایی نبرد و در نهایت، مجموعه‌ای از ضعف‌های نظام کهن که روابط کشورها را تنها بر اساس قدرت کشورگشایی و اتحادهای دوجانبه و چندجانبه و معاهدات پنهانی شکل می‌داد، همراه با محاسبات اشتباه، سردرگمی و بدفهمی که عدم شفافیت به آن دامن می‌زد رهبران کشورها را همچون خوابگردهایی بی‌اراده به دام جنگ کشاند». اگرچه نمی‌توان کنفرانس صلح پاریس و معاهده ورسای را منشأ همه رخدادهای نامطلوبی دانست که شکل امروزی جهان را رقم زد، اما پیداست که اگر روند رخدادها در کنفرانس صلح پاریس در مسیر دیگری می‌افتاد جهان متفاوتی را شاهد بودیم. «ناکامی متفقین در تحمیل شرایط خود بر کشورهایی همچون روسیه بلشویک و ترکیه‌ای که از خاکستر امپراتوری عثمانی برخاسته بود و حتی کشورهای کوچکی همچون رومانی، نشان داد که جنگ، قدرت‌های بزرگ را از نفس انداخته است و آنها را چنان فرسوده است که هیچ‌یک، از قدرت نظامی و اقتصادی کافی برای تحمیل کامل خواسته‌های خود بر دیگران برخوردار نیستند. شاید حق با لوید جورج بود، وظیفه میانجیگران صلح تصمیم‌گیری درباره سهم عادلانه هریک از ملت‌های آزادشده نیست، بلکه تعیین این است که وقتی این ملت‌ها از مرزهای حق تعیین سرنوشت عدول می‌کنند، چه مقدار از چیزهایی را که به ناروا به دست آورده‌اند می‌توان از آنها پس گرفت». شرحی که مارگارت مک‌میلان از کنفرانس صلح پاریس ارائه می‌دهد، کشورهایی را به تصویر می‌کشد که با آمیزه‌ای از جاه‌طلبی‌های بی‌پایه، محاسبات اشتباه و لجاجت و سرسختی‌ای که بیش از منطق و استدلال برخاسته از توهم بود، در دام جنگ افتادند و پس از اینکه توش و توان خود را از دست دادند، در پشت میز مذاکره به‌ناچار امتیازاتی را وانهادند که هرگز به ذهنشان نیز خطور نمی‌کرد. «شاید اگر آنها پیش از آغاز جنگ، از انعطاف‌پذیری و واقع‌بینی شایسته‌ای برخوردار بودند، هرگز جنگ با چنین فجایعی رخ نمی‌داد. ولی متأسفانه این‌بار نیز رؤیای بلندپروازانه به کابوسی تاریک تبدیل شد و تنها صدای خردشدن استخوان‌ها در زیر چرخ‌های ارابه واقعیت بود که توانست نشئه برخاسته از توهم قدرت را از سر برخی بپراند و چشمان آنان را بر واقعیت بگشاید. باشد که همه از تاریخ بیاموزند و بدون نیاز به سر کوبیدن به دیوار واقعیت، از سرنوشت گذشتگان عبرت بگیرند». کتاب مقاله‌ای‌ تحلیلی و انتقادی هم به قلم ریچارد هالبروک دارد که در آن به ماجرای کنفرانس صلح پاریس و تبعات آن می‌پردازد. او معتقد است با ملاقات میانجیگران صلح در پاریس ملت‌های جدیدی ظاهر شدند و امپراتوری‌های بزرگی از صحنه روزگار محو شدند. چهار قدرت بزرگ که سوداهای بلندپروازانه‌ای در سر داشتند، به کمتر از ساماندهی اوضاع جهان از اروپا تا خاور دور رضایت نمی‌دادند و در نهایت ادعاهای متعارض و وقایعی که از کنترل آنان خارج بود، موجب شد به معاملات و سازش‌هایی تن دهد که طنین آن هنوز در دهلیزهای تاریک تاریخ به گوش می‌رسد. مارگارت مک‌میلان، مورخ کانادایی که استاد دانشگاه آکسفورد و کالج ترینیتی و دانشگاه تورنتو و کارشناس روابط بین‌الملل است، سال‌ها در حوزه امپراتوری بریتانیا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مطالعه و تحقیق کرده است. او در کتاب «پاریس 1919»، روایتی از روزهای سرنوشت‌سازی به دست می‌دهد که به پیدایش کشورهای جدیدی همچون عراق و یوگسلاوی و فلسطین از ویرانه‌های امپراتوری‌های ورشکسته و ترسیم دوباره مرزهای دنیای مدرن انجامید و بذرهای جنگ جهانی دوم و فجایع آن را در خود پرورد.

پاریس 1919؛ شش ماهی که دنیا را تغییر داد، مارگارت مک‌میلان، ترجمه افشین خاکباز، فرهنگ نشر نو