|
کدخبر: 304077

مقالاتی درباره ژانرهای شعری

شرق: «بوطیقا در انحنا» با عنوان فرعی ژانرهای جدید شعر، عنوان کتابی است از محمد آزرم که به تازگی در نشر مانیاهنر منتشر شده است. این کتاب مجموعه‌ای از مقالاتی است که آزرم درباره ژانرهای مختلف شعری نوشته است. او در مقدمه کتاب درباره وضعیت شعر و رویکردی که نیازمند نظریه‌پردازی است نوشته: «مدت‌هاست که شعر محو شده و فقط همین کلمه، همین عنوان، از آن باقی مانده است؛ نامی که به هر چیزی اطلاق می‌شود، اما توان نامیدن خودش را ندارد. در چنین وضعیتی می‌توان با این کلمه فرم‌هایی رندانه و رمززدایی‌شده ساخت که چندین تأویل ناپیوسته به دست دهد و مبتنی بر چشم‌اندازهایی متعدد و نقاط محوشونده متفاوتی باشد و به یک جهان‌بینی یا متافیزیک واحد اشاره نکند. می‌توان با این کلمه فرم‌هایی ساخت که به افراط، جهانی زبانی را هم‌زمان ویران کند و بسازد و خوداندیشی خود را پنهان نکند یا وانمود نکند که می‌تواند بر تناقض‌های درونی‌اش غالب آید و ادعای آوانگاردهای منقرض‌شده را تکرار کند؛ فرمی که معیارهای متعدد و متکثر وضع کند، اما در جبهه‌ای فراگیر و گسترده وارد نشود؛ کاری که آوانگارد دهه 1920 کرد. چنین فرمی تنها باید بر خودش غلبه کند و این موقعیت پارادوکسیکال شعر پست‌آوانگارد است که آوانگارد نیست؛ چون مسیری خطی را دنبال نمی‌کند و قائل به جهت خاصی برای پیشرفت نیست؛ بنابراین همه‌جا هست و هیچ‌جا نیست، مجموعه‌ای التقاطی از تجربه‌های پراکنده است، که ار قبل‌های متعدد می‌آید و هرچه را بخواهد، تسخیر می‌کند». نویسنده در مقدمه‌اش می‌گوید که هیچ شعری برکنار یا تهی از نظریه ادبی نیست و شاعری که نظریه‌‌ها را می‌شناسد می‌تواند با کنش ساختن شعرش مبانی نظری را هم تغییر دهد: «شعری که از نظریه ادبی آگاه باشد هم پرسش‌ساز است و هم پاسخ‌های قبلی را به چالش می‌کشاند. این شعر تجربی و حرفه‌ای است که درک سنتی از شعر را دچار شک و تردید می‌کند و یاد می‌دهد که چطور باید به شعر نگاه کنیم. بنابراین اگر شعری خود را فارغ از نظریه ادبی ببیند، قابلیت به پرسش کشیدن چیزی یا در تقابل قرارگرفتن با امری را نخواهد داشت».
مقاله‌های این کتاب به ژانرهای مختلف و جدید شعری پرداخته‌اند. شعر صوتی، شعر اجرائی، ویدئوشعر، شعر عامه‌پسند و کارکردهای شعر عامه‌پسند فارسی، شعر دیداری و... از جمله موضوعاتی که در مقاله‌های این کتاب به آنها پرداخته شده است. در بخشی از مقاله‌ای با عنوان «بحثی پیرامون شعر الکترونیک در عرصه دیجیتال» می‌خوانیم: «همه شکل‌های ادبی/هنری همواره به مؤلفه‌های نظام‌مند و یکپارچه خود بستگی تام دارند. با نگاهی به تاریخ ادبیات درمی‌یابیم که شعر هم به تمام شرایط انضمامی خود از جمله ترویج شفاهی یا اصطلاحا نقل سینه‌به‌سینه به قدری وابسته بوده که سراسر سنت شعری بر همین اساس پی‌ریزی شده. حتا کاتبان شعر هم اگرچه ظاهرا بر اساس نسخه‌ای خطی، اما در اصل با تکیه بر حافظه خود به انتشار نسخه‌به‌نسخه دیوان‌های شعر مشغول بوده‌اند؛ چراکه نسخه دست‌نویس هم بر مبنای حافظه شخصی کاتبی از شنیده‌هایش ثبت شده و در اغلب موارد، خبری از دست‌خط شاعر نیست».

شرق: «بوطیقا در انحنا» با عنوان فرعی ژانرهای جدید شعر، عنوان کتابی است از محمد آزرم که به تازگی در نشر مانیاهنر منتشر شده است. این کتاب مجموعه‌ای از مقالاتی است که آزرم درباره ژانرهای مختلف شعری نوشته است. او در مقدمه کتاب درباره وضعیت شعر و رویکردی که نیازمند نظریه‌پردازی است نوشته: «مدت‌هاست که شعر محو شده و فقط همین کلمه، همین عنوان، از آن باقی مانده است؛ نامی که به هر چیزی اطلاق می‌شود، اما توان نامیدن خودش را ندارد. در چنین وضعیتی می‌توان با این کلمه فرم‌هایی رندانه و رمززدایی‌شده ساخت که چندین تأویل ناپیوسته به دست دهد و مبتنی بر چشم‌اندازهایی متعدد و نقاط محوشونده متفاوتی باشد و به یک جهان‌بینی یا متافیزیک واحد اشاره نکند. می‌توان با این کلمه فرم‌هایی ساخت که به افراط، جهانی زبانی را هم‌زمان ویران کند و بسازد و خوداندیشی خود را پنهان نکند یا وانمود نکند که می‌تواند بر تناقض‌های درونی‌اش غالب آید و ادعای آوانگاردهای منقرض‌شده را تکرار کند؛ فرمی که معیارهای متعدد و متکثر وضع کند، اما در جبهه‌ای فراگیر و گسترده وارد نشود؛ کاری که آوانگارد دهه 1920 کرد. چنین فرمی تنها باید بر خودش غلبه کند و این موقعیت پارادوکسیکال شعر پست‌آوانگارد است که آوانگارد نیست؛ چون مسیری خطی را دنبال نمی‌کند و قائل به جهت خاصی برای پیشرفت نیست؛ بنابراین همه‌جا هست و هیچ‌جا نیست، مجموعه‌ای التقاطی از تجربه‌های پراکنده است، که ار قبل‌های متعدد می‌آید و هرچه را بخواهد، تسخیر می‌کند». نویسنده در مقدمه‌اش می‌گوید که هیچ شعری برکنار یا تهی از نظریه ادبی نیست و شاعری که نظریه‌‌ها را می‌شناسد می‌تواند با کنش ساختن شعرش مبانی نظری را هم تغییر دهد: «شعری که از نظریه ادبی آگاه باشد هم پرسش‌ساز است و هم پاسخ‌های قبلی را به چالش می‌کشاند. این شعر تجربی و حرفه‌ای است که درک سنتی از شعر را دچار شک و تردید می‌کند و یاد می‌دهد که چطور باید به شعر نگاه کنیم. بنابراین اگر شعری خود را فارغ از نظریه ادبی ببیند، قابلیت به پرسش کشیدن چیزی یا در تقابل قرارگرفتن با امری را نخواهد داشت».
مقاله‌های این کتاب به ژانرهای مختلف و جدید شعری پرداخته‌اند. شعر صوتی، شعر اجرائی، ویدئوشعر، شعر عامه‌پسند و کارکردهای شعر عامه‌پسند فارسی، شعر دیداری و... از جمله موضوعاتی که در مقاله‌های این کتاب به آنها پرداخته شده است. در بخشی از مقاله‌ای با عنوان «بحثی پیرامون شعر الکترونیک در عرصه دیجیتال» می‌خوانیم: «همه شکل‌های ادبی/هنری همواره به مؤلفه‌های نظام‌مند و یکپارچه خود بستگی تام دارند. با نگاهی به تاریخ ادبیات درمی‌یابیم که شعر هم به تمام شرایط انضمامی خود از جمله ترویج شفاهی یا اصطلاحا نقل سینه‌به‌سینه به قدری وابسته بوده که سراسر سنت شعری بر همین اساس پی‌ریزی شده. حتا کاتبان شعر هم اگرچه ظاهرا بر اساس نسخه‌ای خطی، اما در اصل با تکیه بر حافظه خود به انتشار نسخه‌به‌نسخه دیوان‌های شعر مشغول بوده‌اند؛ چراکه نسخه دست‌نویس هم بر مبنای حافظه شخصی کاتبی از شنیده‌هایش ثبت شده و در اغلب موارد، خبری از دست‌خط شاعر نیست».