نزاعهای دستهجمعی؛ دلایل و راههای پیشگیری
سرگرد علیرضا زارعان، رئیس اداره برآورد اجتماعی و افکارسنجی معاونت اجتماعی پلیس استان اصفهان: آسیبهای اجتماعی ناشی از روابط ناسالم انسانی است که بنیانهای جامعه را به طور جدی تهدید میکند و مانع تحقق نیازمندیها و تقاضاهای افراد میشود. جامعهشناسان و آسیبشناسان اجتماعی، آسیبهای اجتماعی فراوانی را برای جامعه ایران برشمردهاند که یکی از این نوع آسیبها نزاع و درگیری دستهجمعی است. پدیده نزاع و درگیری در جامعه از آن دست آسیبهایی است که با ایجاد اخلال در روابط اجتماعی فضایی آکنده از بغض، کینه و دشمنی را در میان افراد به وجود میآورد که این امر با زمینهسازی برای ایجاد نزاع و تنشهای بعدی، جامعه را از نظر مادی و معنوی متضرر میکند. تحقیقات نشان میدهد بیشتر نزاع و درگیریهای دستهجمعی با یک فحاشی بیجا و عصبانیت کنترلنشده شروع و گاه منجر به قتل میشود؛ چنانکه طبق آمار پلیس، 24 درصد از درگیریها به دلیل توهینهایی است که افراد به هم میکنند. زندگی ماشینی و درگیریهای زیاد کاری و مسائل زیستمحیطی و... باعث شده که آستانه تحمل افراد پایین آمده و روابط عاطفی سابق، جای خود را به برخوردهای خشک و بیروح دهد؛ بهطوریکه افراد در مقابل کوچکترین مسائل دست به نزاع و درگیری با هم میزنند. اگر کمی دقیق به موضوع بنگریم متوجه خواهیم شد که این پدیده سطوح متفاوتی دارد. از یک بحث و جدل ساده بر سر کرایه تاکسی گرفته تا نزاع و درگیری قومی-طایفهای نوع آن متفاوت است. با ریشهیابی این معضل میتوان زمینه لازم را برای برنامهریزی و کنترل آن فراهم کرد. بیشک برخی از منازعان در هنگام نزاع، درگیر مسائل احساسی زیادی از قبیل حس قهرمانی، پهلوانی، زورمندی، قدرتطلبی و حمایت همهجانبه از فامیل، دوست و... خود میشوند که ریشه همه این احساسات به گذشته، نوع زندگی، محیط پرورش فکری و شکلگیری شخصیت اجتماعی و... هر فرد برمیگردد و قطعا باید در زمینه مباحث فرهنگی مربوط به منازعات ریشهها شناخته و سپس راه درمان ارائه شود. از علل عمده بروز منازعات میتوان به بیسوادی یا کمسوادی، فقر و بیکاری، عدم آشنایی به راهکارهای قانونی برای احقاق حق، پایینبودن آستانه تحمل، اختلافات ملکی و خانوادگی، احساساتیشدن افراطی، خردگریزی، دفاع از قوم و قبیله و... اشاره کرد. تجربه نشان داده که نزاعهای دستهجمعی معمولا باعث سلب آسایش و امنیت مردم شده و مشکلات فراوانی را برای مسئولان و مردم به وجود آورده است حال این سؤال مطرح میشود که پس چه باید کرد تا در آینده شاهد کاهش اینگونه منازعات نباشیم؟ بیشک اولین پاسخی که به ذهن متبادر میشود این است که چنانکه ریشههای این ناهنجاریها به مقوله فرهنگ برمیگردد پس باید به سراغ مسائل فرهنگی رفت و راهکارهای فرهنگی اتخاذ کرد و ریشه تعصبات خشک قومی و قبیلهای را خشکاند. باید به نقش آموزشوپرورش و مدارس و کلاسهای درس توجه بیشتری کرد؛ بهنحویکه از همان بدو آموزش و حتی قبل از آن در مراکز پیشدبستانی معایب اینگونه ناهنجاریهای اجتماعی آموزش داده شود. باید روحانیت و قشر فرهنگی و تحصیلکرده دانشگاهی احساس مسئولیت بیشتری کرده و در محافل عمومی، سخنرانیها و... مردم را نسبت به عواقب و اثرات سوء و مخرب منازعات در زندگی روزمره شهروندان آگاه کنند و اینکه به آموزههای اخلاقی دین مبین اسلام که دربرگیرنده نفی تعصبات خشک و بیپایه و اساس قومی و ملیتگرایی توجه بیشتری شود. آشناکردن مردم شهر و روستا با قوانین و مقررات مربوطه و تعیین مجازاتهای متناسب و محسوس برای افرادی که در شروع و ادامه منازعات نقش اصلی را دارند همه و همه میتواند به کاهش منازعات کمک شایان توجهی کند. ادارات و نهادهای فرهنگی در این راستا رسالت بزرگی برعهده دارند و میتوانند از طریق برپایی همایشها و سمینارهای کمهزینه در مساجد، تکایا و حسینیههای موجود معایب، مضرات و عواقب ناگوار منازعات را برای مردم تبیین و یادآوری کنند. بدیهی است که مقامات ارشد که خود واقف بر تأثیر سوء این منازعات بر موقعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هستند میتوانند نقش عمدهای در کاهش این ناهنجاری اجتماعی از طرق مختلف، خصوصا تأمین هزینههای مالی لازم ایفا کنند. از مسائل فرهنگی که بگذریم و در کنار آنها توجه به زیرساختهای اقتصادی ازجمله ایجاد بنگاههای اقتصادی و مولد، جذب سرمایهگذاران بومی و غیربومی برای تولید شغل برای جوانان و سایر افراد بیکار قطعا میتواند در زمینه کاهش منازعات مؤثر واقع شود.
سرگرد علیرضا زارعان، رئیس اداره برآورد اجتماعی و افکارسنجی معاونت اجتماعی پلیس استان اصفهان: آسیبهای اجتماعی ناشی از روابط ناسالم انسانی است که بنیانهای جامعه را به طور جدی تهدید میکند و مانع تحقق نیازمندیها و تقاضاهای افراد میشود. جامعهشناسان و آسیبشناسان اجتماعی، آسیبهای اجتماعی فراوانی را برای جامعه ایران برشمردهاند که یکی از این نوع آسیبها نزاع و درگیری دستهجمعی است. پدیده نزاع و درگیری در جامعه از آن دست آسیبهایی است که با ایجاد اخلال در روابط اجتماعی فضایی آکنده از بغض، کینه و دشمنی را در میان افراد به وجود میآورد که این امر با زمینهسازی برای ایجاد نزاع و تنشهای بعدی، جامعه را از نظر مادی و معنوی متضرر میکند. تحقیقات نشان میدهد بیشتر نزاع و درگیریهای دستهجمعی با یک فحاشی بیجا و عصبانیت کنترلنشده شروع و گاه منجر به قتل میشود؛ چنانکه طبق آمار پلیس، 24 درصد از درگیریها به دلیل توهینهایی است که افراد به هم میکنند. زندگی ماشینی و درگیریهای زیاد کاری و مسائل زیستمحیطی و... باعث شده که آستانه تحمل افراد پایین آمده و روابط عاطفی سابق، جای خود را به برخوردهای خشک و بیروح دهد؛ بهطوریکه افراد در مقابل کوچکترین مسائل دست به نزاع و درگیری با هم میزنند. اگر کمی دقیق به موضوع بنگریم متوجه خواهیم شد که این پدیده سطوح متفاوتی دارد. از یک بحث و جدل ساده بر سر کرایه تاکسی گرفته تا نزاع و درگیری قومی-طایفهای نوع آن متفاوت است. با ریشهیابی این معضل میتوان زمینه لازم را برای برنامهریزی و کنترل آن فراهم کرد. بیشک برخی از منازعان در هنگام نزاع، درگیر مسائل احساسی زیادی از قبیل حس قهرمانی، پهلوانی، زورمندی، قدرتطلبی و حمایت همهجانبه از فامیل، دوست و... خود میشوند که ریشه همه این احساسات به گذشته، نوع زندگی، محیط پرورش فکری و شکلگیری شخصیت اجتماعی و... هر فرد برمیگردد و قطعا باید در زمینه مباحث فرهنگی مربوط به منازعات ریشهها شناخته و سپس راه درمان ارائه شود. از علل عمده بروز منازعات میتوان به بیسوادی یا کمسوادی، فقر و بیکاری، عدم آشنایی به راهکارهای قانونی برای احقاق حق، پایینبودن آستانه تحمل، اختلافات ملکی و خانوادگی، احساساتیشدن افراطی، خردگریزی، دفاع از قوم و قبیله و... اشاره کرد. تجربه نشان داده که نزاعهای دستهجمعی معمولا باعث سلب آسایش و امنیت مردم شده و مشکلات فراوانی را برای مسئولان و مردم به وجود آورده است حال این سؤال مطرح میشود که پس چه باید کرد تا در آینده شاهد کاهش اینگونه منازعات نباشیم؟ بیشک اولین پاسخی که به ذهن متبادر میشود این است که چنانکه ریشههای این ناهنجاریها به مقوله فرهنگ برمیگردد پس باید به سراغ مسائل فرهنگی رفت و راهکارهای فرهنگی اتخاذ کرد و ریشه تعصبات خشک قومی و قبیلهای را خشکاند. باید به نقش آموزشوپرورش و مدارس و کلاسهای درس توجه بیشتری کرد؛ بهنحویکه از همان بدو آموزش و حتی قبل از آن در مراکز پیشدبستانی معایب اینگونه ناهنجاریهای اجتماعی آموزش داده شود. باید روحانیت و قشر فرهنگی و تحصیلکرده دانشگاهی احساس مسئولیت بیشتری کرده و در محافل عمومی، سخنرانیها و... مردم را نسبت به عواقب و اثرات سوء و مخرب منازعات در زندگی روزمره شهروندان آگاه کنند و اینکه به آموزههای اخلاقی دین مبین اسلام که دربرگیرنده نفی تعصبات خشک و بیپایه و اساس قومی و ملیتگرایی توجه بیشتری شود. آشناکردن مردم شهر و روستا با قوانین و مقررات مربوطه و تعیین مجازاتهای متناسب و محسوس برای افرادی که در شروع و ادامه منازعات نقش اصلی را دارند همه و همه میتواند به کاهش منازعات کمک شایان توجهی کند. ادارات و نهادهای فرهنگی در این راستا رسالت بزرگی برعهده دارند و میتوانند از طریق برپایی همایشها و سمینارهای کمهزینه در مساجد، تکایا و حسینیههای موجود معایب، مضرات و عواقب ناگوار منازعات را برای مردم تبیین و یادآوری کنند. بدیهی است که مقامات ارشد که خود واقف بر تأثیر سوء این منازعات بر موقعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هستند میتوانند نقش عمدهای در کاهش این ناهنجاری اجتماعی از طرق مختلف، خصوصا تأمین هزینههای مالی لازم ایفا کنند. از مسائل فرهنگی که بگذریم و در کنار آنها توجه به زیرساختهای اقتصادی ازجمله ایجاد بنگاههای اقتصادی و مولد، جذب سرمایهگذاران بومی و غیربومی برای تولید شغل برای جوانان و سایر افراد بیکار قطعا میتواند در زمینه کاهش منازعات مؤثر واقع شود.