|

خوانش هایدگر از کانت

از متافیزیک دو مفهوم مستفاد می‌شود. در معنای نخست، متافیزیک به طبیعت بنیادین واقعیت و متعاقبا اصول بنیادینی که می‌توانند پایه‌ای برای طبیعت آن واقعیت به شمار آیند، اطلاق می‌شود. دومین مفهوم متافیزیک، معنایی است که ایمانوئل کانت برای آن قائل است که عبارت است از اکتشاف آن چیزی که شرایط ضروری برای برخورداری ما از هر‌گونه تجربه در حالت کلی را فراهم می‌آورد. هایدگر در «هستی و زمان» برای فهم چیستی «انسان» به طرح پرسش از «هستی» پرداخت و «زمان» را از آنجا که تنها افقی است که می‌توان «هستی» را به وسیله آن فهمید، مطالعه کرد. به گفته خود هایدگر، مدت کوتاهی پس از انتشار «هستی و زمان»، به واسطه درس‌گفتاری درباره «نقد عقل محض» توجه هایدگر به فصل «شاکله‌مندی» این کتاب جلب می‌شود. او در‌این‌باره می‌نویسد: «به‌ هم‌ پیوستگی‌ای میان مسئله مقولات، یعنی مسئله هستی متافیزیک سنتی و پدیدار زمان نظرم را به خودش جلب کرد؛ بنابراین طرح پرسش توسط «هستی و زمان» به‌مثابه پیش‌دریافت برای تفسیر آزموده‌شده کانت به صحنه بازی آمد. متن کانت پناهگاهی شد برای جستن مدافعی برای پرسش هستی مطرح‌شده توسط من در اندیشه کانت». پس از آن هایدگر در اثری جدا به کانت پرداخت و تفسیری بدیع از «نقد عقل محض» ارائه داد. کتاب «کانت و مسئله متافیزیک» را که هایدگر از آن با عنوان «کتاب کانت» یاد می‌کند، می‌توان ادامه «هستی و زمان» به شمار آورد؛ چنان‌که خود هایدگر، نگارش این کتاب را حاصل شرحی بر بخش دوم «هستی و زمان» و تکمله‌ای بر آن مباحث می‌دانست. هایدگر در «کانت و مسئله متافیزیک» به دنبال تفسیر «نقد عقل محض» به‌مثابه «شالوده‌گذاری متافیزیک» است. او مسئله متافیزیک در تفسیر «نقد عقل محض» را در چهار بخش پیگیری می‌کند. بخش نخست این اثر، «شالود‌ه‌گذاری متافیزیک در نخستین نشانه» نام دارد. او از شرح مفهوم سنتی متافیزیک آغاز می‌کند. هایدگر در بخش اول این کتاب توضیح می‌دهد که چرا تلقی مدرسی از متافیزیک اشتباه است و چگونه این تلقی اشتباه این‌گونه گسترش و بسط یافته است. متافیزیک در تلقی مدرسی، علمی است دربردارنده نخستین بنیادهای چیزی که به شناخت بشر در‌می‌آید، حال آنکه به اعتقاد هایدگر، متافیزیک به معنای شناخت مبنایی هستندگان بماهو و در حالت کلی است. این کانت است که در نقد عقل محض به این معنا از متافیزیک دست پیدا کرده و آن را شالوده‌گذاری می‌کند. از‌آنجا‌که متافیزیک، هستنده را در حالت کلی موضوع خود قرار می‌دهد، ملکه علوم خواهد بود (تعبیر کانت از متافیزیک) و شیوه شناخت آن نیز باید متقن‌ترین شیوه باشد؛ بنابراین کانت با استفاده از علم ریاضیات که امری عقلانی و پیشینی (یعنی مستقل از تجربه) است، علم شناخت هستندگان در حالت کلی (متافیزیک) را به علمی برخاسته از عقل محض تبدیل می‌کند. عنوان بخش بعدی کتاب «شالوده‌گذاری متافیزیک در عرصه متحقق‌شدن» است. هایدگر معتقد است که برای فهم تحقق شالوده‌گذاری، تعیین‌کننده است که روشن شود که این عقل پایان‌مند بشر است که به‌تنهایی حدو‌مرز حوزه این پرابلماتیک را تعیین می‌کند؛ بنابراین این بخش به شرح شناخت ناب و پایان‌مند انسان اختصاص دارد. او در چهار مرحله تحقق شالوده‌گذاری متافیزیک در «نقد عقل محض» را توضیح می‌دهد: توضیح عناصر ذات شناخت ناب یعنی شهود ناب (زمان و مکان) و تفکر ناب (حسگانی استعلایی و تحلیل مفاهیم)؛ ویژگی وحدت ذاتی این عناصر در ترکیب ناب؛ آشکارسازی امکان درونی این وحدت ذاتی، یعنی ترکیب ناب (تنقیح مناط استعلایی)؛ آشکارسازی شالوده امکان ذاتی شناخت وجودشناسانه (فصل شاکله‌مندی). محور بحث سوم قوه تخیل استعلایی است. در این بخش هایدگر نشان می‌دهد که کانت، چگونه قوه تخیل استعلایی را به‌عنوان ریشه دو قوه بنیادین دیگر در «نقد عقل محض» مطرح می‌کند. حسانیت ناب و فهم ناب در «نقد عقل محض» به قوه تخیل بازگردانده می‌شوند؛ اما به اعتقاد هایدگر، کانت به این واسطه خود را در موقعیتی قرار داده که باید از آن احتراز می‌کرده است و به این واسطه تمام شالوده‌گذاری‌های متافیزیک غربی تا زمان کانت (یعنی: روح، لوگوس و عقل) نابود می‌شود. در بخش نهایی هایدگر متافیزیک را به‌عنوان سرشت طبیعی انسان مطرح می‌کند. یک متافیزیک دازاین که به سمت امکان متافیزیک بماهو سمت‌و‌سو یافته و در این متافیزیک، پرسش از ذات انسان به شیوه‌ای مطرح می‌شود که پیش از هر انسان‌شناسی فرهنگی و فلسفه فرهنگ جای گرفته باشد. تفسیر بدیع هایدگر از «نقد عقل محض» کانت، واکنش‌های فراوانی را به‌ویژه میان فیلسوفان نوکانتی در‌پی داشت. مشهورترین این اشخاص ارنست کاسیرر فیلسوف آلمانی است. ویرایش چهارم کتاب «کانت و مسئله متافیزیک» که در قالب جلد سوم از مجموعه آثار هایدگر در ۱۹۷۳ به چاپ رسیده است و ترجمه فارسی بر‌اساس‌آن انجام گرفته، علاوه‌بر متن اصلی کتاب ضمائمی نیز دارد که مناظره هایدگر و کاسیرر در داووس و نیز یادداشت‌های هایدگر در پاسخ به انتقادات کاسیرر و اودبرشت نیز از‌جمله این ضمائم است.
از متافیزیک دو مفهوم مستفاد می‌شود. در معنای نخست، متافیزیک به طبیعت بنیادین واقعیت و متعاقبا اصول بنیادینی که می‌توانند پایه‌ای برای طبیعت آن واقعیت به شمار آیند، اطلاق می‌شود. دومین مفهوم متافیزیک، معنایی است که ایمانوئل کانت برای آن قائل است که عبارت است از اکتشاف آن چیزی که شرایط ضروری برای برخورداری ما از هر‌گونه تجربه در حالت کلی را فراهم می‌آورد. هایدگر در «هستی و زمان» برای فهم چیستی «انسان» به طرح پرسش از «هستی» پرداخت و «زمان» را از آنجا که تنها افقی است که می‌توان «هستی» را به وسیله آن فهمید، مطالعه کرد. به گفته خود هایدگر، مدت کوتاهی پس از انتشار «هستی و زمان»، به واسطه درس‌گفتاری درباره «نقد عقل محض» توجه هایدگر به فصل «شاکله‌مندی» این کتاب جلب می‌شود. او در‌این‌باره می‌نویسد: «به‌ هم‌ پیوستگی‌ای میان مسئله مقولات، یعنی مسئله هستی متافیزیک سنتی و پدیدار زمان نظرم را به خودش جلب کرد؛ بنابراین طرح پرسش توسط «هستی و زمان» به‌مثابه پیش‌دریافت برای تفسیر آزموده‌شده کانت به صحنه بازی آمد. متن کانت پناهگاهی شد برای جستن مدافعی برای پرسش هستی مطرح‌شده توسط من در اندیشه کانت». پس از آن هایدگر در اثری جدا به کانت پرداخت و تفسیری بدیع از «نقد عقل محض» ارائه داد. کتاب «کانت و مسئله متافیزیک» را که هایدگر از آن با عنوان «کتاب کانت» یاد می‌کند، می‌توان ادامه «هستی و زمان» به شمار آورد؛ چنان‌که خود هایدگر، نگارش این کتاب را حاصل شرحی بر بخش دوم «هستی و زمان» و تکمله‌ای بر آن مباحث می‌دانست. هایدگر در «کانت و مسئله متافیزیک» به دنبال تفسیر «نقد عقل محض» به‌مثابه «شالوده‌گذاری متافیزیک» است. او مسئله متافیزیک در تفسیر «نقد عقل محض» را در چهار بخش پیگیری می‌کند. بخش نخست این اثر، «شالود‌ه‌گذاری متافیزیک در نخستین نشانه» نام دارد. او از شرح مفهوم سنتی متافیزیک آغاز می‌کند. هایدگر در بخش اول این کتاب توضیح می‌دهد که چرا تلقی مدرسی از متافیزیک اشتباه است و چگونه این تلقی اشتباه این‌گونه گسترش و بسط یافته است. متافیزیک در تلقی مدرسی، علمی است دربردارنده نخستین بنیادهای چیزی که به شناخت بشر در‌می‌آید، حال آنکه به اعتقاد هایدگر، متافیزیک به معنای شناخت مبنایی هستندگان بماهو و در حالت کلی است. این کانت است که در نقد عقل محض به این معنا از متافیزیک دست پیدا کرده و آن را شالوده‌گذاری می‌کند. از‌آنجا‌که متافیزیک، هستنده را در حالت کلی موضوع خود قرار می‌دهد، ملکه علوم خواهد بود (تعبیر کانت از متافیزیک) و شیوه شناخت آن نیز باید متقن‌ترین شیوه باشد؛ بنابراین کانت با استفاده از علم ریاضیات که امری عقلانی و پیشینی (یعنی مستقل از تجربه) است، علم شناخت هستندگان در حالت کلی (متافیزیک) را به علمی برخاسته از عقل محض تبدیل می‌کند. عنوان بخش بعدی کتاب «شالوده‌گذاری متافیزیک در عرصه متحقق‌شدن» است. هایدگر معتقد است که برای فهم تحقق شالوده‌گذاری، تعیین‌کننده است که روشن شود که این عقل پایان‌مند بشر است که به‌تنهایی حدو‌مرز حوزه این پرابلماتیک را تعیین می‌کند؛ بنابراین این بخش به شرح شناخت ناب و پایان‌مند انسان اختصاص دارد. او در چهار مرحله تحقق شالوده‌گذاری متافیزیک در «نقد عقل محض» را توضیح می‌دهد: توضیح عناصر ذات شناخت ناب یعنی شهود ناب (زمان و مکان) و تفکر ناب (حسگانی استعلایی و تحلیل مفاهیم)؛ ویژگی وحدت ذاتی این عناصر در ترکیب ناب؛ آشکارسازی امکان درونی این وحدت ذاتی، یعنی ترکیب ناب (تنقیح مناط استعلایی)؛ آشکارسازی شالوده امکان ذاتی شناخت وجودشناسانه (فصل شاکله‌مندی). محور بحث سوم قوه تخیل استعلایی است. در این بخش هایدگر نشان می‌دهد که کانت، چگونه قوه تخیل استعلایی را به‌عنوان ریشه دو قوه بنیادین دیگر در «نقد عقل محض» مطرح می‌کند. حسانیت ناب و فهم ناب در «نقد عقل محض» به قوه تخیل بازگردانده می‌شوند؛ اما به اعتقاد هایدگر، کانت به این واسطه خود را در موقعیتی قرار داده که باید از آن احتراز می‌کرده است و به این واسطه تمام شالوده‌گذاری‌های متافیزیک غربی تا زمان کانت (یعنی: روح، لوگوس و عقل) نابود می‌شود. در بخش نهایی هایدگر متافیزیک را به‌عنوان سرشت طبیعی انسان مطرح می‌کند. یک متافیزیک دازاین که به سمت امکان متافیزیک بماهو سمت‌و‌سو یافته و در این متافیزیک، پرسش از ذات انسان به شیوه‌ای مطرح می‌شود که پیش از هر انسان‌شناسی فرهنگی و فلسفه فرهنگ جای گرفته باشد. تفسیر بدیع هایدگر از «نقد عقل محض» کانت، واکنش‌های فراوانی را به‌ویژه میان فیلسوفان نوکانتی در‌پی داشت. مشهورترین این اشخاص ارنست کاسیرر فیلسوف آلمانی است. ویرایش چهارم کتاب «کانت و مسئله متافیزیک» که در قالب جلد سوم از مجموعه آثار هایدگر در ۱۹۷۳ به چاپ رسیده است و ترجمه فارسی بر‌اساس‌آن انجام گرفته، علاوه‌بر متن اصلی کتاب ضمائمی نیز دارد که مناظره هایدگر و کاسیرر در داووس و نیز یادداشت‌های هایدگر در پاسخ به انتقادات کاسیرر و اودبرشت نیز از‌جمله این ضمائم است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.