یگانه بود و هیچ کم نداشت
شرق: درباره احمد شاملو، زندگی و کارهایش، بسیار گفته و نوشتهاند اما گستردگی کار شاملو در طول سالهای فعالیتش به قدری بود که هنوز نقاط نایده زیادی درباره او وجود دارد. شعر، قصه، داستان کودکان، نمایشنامهنویسی، فیلمنامهنویسی، مقالهنویسی، ترجمه، فرهنگ عامه، روزنامهنگاری، کار روی برخی متون کلاسیک از جمله علایق و فعالیتهای شاملو است و در کنار اینها، حضور او در جریان روشنفکری معاصر ایران وجه بااهمیت دیگری در فعالیتهای او به شمار میرود.
جواد مجابی سالها پیش کتابی درباره شاملو با عنوان «شناختنامه احمد شاملو» منتشر کرد و در ابتدای آن نوشته بود: «در چشمانداز فرهنگ ما هنرمندانی هستند چندساحتی که به خاطر درخشش آنها در یک زمینه خاص، بقیه کارکردهای ذوقی آنان در سایه مانده یا اهمیت شایان خود را بازنیافته است. اینان برای پیوند با فرهنگ معاصر، با توده و تاریخ به تجربههای گوناگونی در عرصه هنر و فرهنگ دست یازیدهاند که چهبسا نسل بعد، از این آزمونهای متنوع ارتباطی بیخبر مانده یا بدان دسترسی نداشته باشد». مجابی به دلیل درسایهماندن وجوهی مهم از کار شاملو، «شناختنامه» را منتشر کرد تا به طرح سریع اما همهسویه چهره شاملو بپردازد. «شناختنامه احمد شاملو» کتابی مفصل در شناخت وجوه مختلف زندگی و آثار شاملو بود و مجابی در تدارک این کتاب از یاری خود شاملو بهره برده بود.
یکی دیگر از کتابهایی که به آثار شاملو و وجوه مختلف فعالیتهای او مربوط است، کتابی است با عنوان «من بامدادم سرانجام» که مجموعه مقالاتی است درباره احمد شاملو که به کوشش سعید پورعظیمی منتشر شده است. این کتاب نخستینبار چند سال پیش منتشر شده بود و بهتازگی چاپ تازهای از آن در نشر نو منتشر شده که البته چاپ اول نشر نو به شمار میرود. در چاپ تازه کتاب مقالاتی از حسین معصومیهمدانی و مجید کوچکی اضافه شده است.
پورعظیمی کتاب دیگری هم درباره شاملو منتشر کرده است که «بام بلند همچراغی» نام دارد. این کتاب شامل گفتوگویی طولانی با آیدا درباره احمد شاملو است، اما «من بامدادم سرانجام»، مجموعه مقالاتی است که پورعظیمی برای انتشار در این کتاب گرد آورده است و در واقع این مقالات اولینبار در این مجموعه به چاپ رسیدهاند. «من بامدادم سرانجام» شامل 65 مقاله و یادداشت است که در هفت فصل منتشر شدهاند. عناوین فصلهای کتاب عبارت است از: شعر رهایی است، کارنامه بامداد، خاطره نزدیک قرنها، زبان و جهان شفاهی، بلاغت محاورات، بادیه در کف و نگرانیهای شاعر.
فصل اول کتاب دربرگیرنده مقالاتی درباره شعر شاملو است. ادونیس، رضا براهنی، تقی پورنامداریان، اسماعیل خویی، سعید رضوانی، عنایت سمیعی، عبدالحسین فرزاد، احمد کریمیحکاک و عبدالله کوثری از جمله کسانی هستند که مقاله یا یادداشتی از آنها در این بخش منتشر شده است. یکی از مقالات خواندنی این بخش، «یادداشتی کوتاه بر شعرهای بلند» از تقی پورنامداریان است که در بخشی از آن میخوانیم: «به یاد دارم شاملو در مصاحبهای گفته بود: بزرگترین شاعر بافرهنگترین شاعر است و بزرگترین شاعر به دنیا نیامده است. این حرف شاملو به این معنی است که ظهور بزرگترین شاعر مدام به تعویق میافتد؛ اما آیا میتوان براساس این حرف از بزرگترین یا یکی از بزرگترین شاعران همعصر سخن گفت؟ طبیعی است که با تنوع و توسع فرهنگی که در عصر ما ایجاد شده و گسترش پیدا کرده است و امکان دسترسی به آن نیز بسیار آسان شده، دشوار است از بافرهنگترین شاعر سخن گفت. زمینههای متنوع فرهنگ بومی و غیربومی که ممکن است هرکس از بخشی از آن بیشتر برخوردار باشد، عملا مانع دستیابی به معیاری برای درک میزان برخورداری کسی از فرهنگ در مقایسه با دیگران میشود. در روزگار ما نه شعر، هنری
مردمی است که خاص و عام از خواندن آن لذت ببرند و مخاطبان گستردهای داشته باشد و نه اصولا ذهنیت و فهم تا حدی مشترک وجود دارد تا همه بیشوکم از شعری خاص لذت ببرند. اختلاف برخورداری شاعر و مخاطبان از عناصر فرهنگی، دایره خوانندگان شعر را هم محدود میکند و هم خاص. اگر از این چشمانداز به شعر شاملو نگاه کنیم خوانندگان شعر او محدود به دانشجویان و روشنفکرانی میشود که در عین عدم دلبستگی به سنت، آشنایی نسبی با ادبیات غرب داشتند. شاملو با توجه به چنین مخاطبانی بهخصوص در دوره خاصی از تاریخ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ما یکی از شاعران مشهور و برجسته زمان ما بهخصوص در دهههای چهل و پنجاه است».
فصل دوم کتاب به شخصیت یا کارنامه فرهنگی شاملو مربوط است و برخی از چهرههایی که در این فصل مقالات و یادداشتهایشان منتشر شده عبارتاند از: سیمین بهبهانی، محمدعلی سپانلو، فریبرز رئیسدانا، احسان یارشاطر، محمد قائد، مرتضی کاخی و ناصر زراعتی. سپانلو در بخشی از متنی که «غولی در سرزمین آدمها» نام دارد نوشته: «هیچکس نمیتواند تأثیر شگفتانگیز شاملو بر رشد و بالیدن ادبیات معاصر ایران را انکار کند. انتشار مجموعه هوای تازه اتفاقی بسیار بزرگ در ادبیات نوین ایران بود؛ اما شاملو پس از باغ آینه مطرح شد. شعرهای او امضای خود را داشت و بدون درج نام میشد فهمید شعر کیست. باغ آینه که منتشر شد در مصاحبهای با مجله روشنفکر گفتم: شاملو بزرگترین شاعر چند صد سال اخیر ایران است. این حرف خواب خیلیها را آشفته میکرد. عدهای معتقد بودند این شیوه راه به جایی نمیبرد و ظرف یکی دو سال آبها از آسیاب میافتد. دوستان محافظهکارتر سرزنشم میکردند که این چه قضاوتی است که کردهای! کمتر از یک دهه بعد چند تن از مشهورترینِ همین شاعران، طرفداران دوآتشه شعر شاملو شدند».
فصل سوم کتاب، خاطرات دیگران از شاملو است و منصور اوجی، عباس جوانمرد، احمد سمیعیگیلانی، محسن یلفانی، نورالدین زرینکلک و فتحالله مجتبایی از جمله نویسندگان این خاطرات هستند.
در فصل چهارم به نقد و بررسی «کتاب کوچه» پرداخته شده و علیاشرف درویشیان یکی از نویسندگان این فصل است که در بخشی از یادداشتش نوشته: «کتاب کوچه تا همین اندازه که منتشر شده منبعی غنی از ویژگیهای زبان کوچه است. منبعی دم دست برای داستاننویسانی که میخواهند داستانشان با نبض زندگی پیش برود. شاملو برای ترجمه کتاب دن آرام شولوخف از زبان کوچه استفاده کرد و حیات دیگری به این رمان بخشید. هر زبان برای آنکه نمیرد باید خود را با زندگی واقعی درآمیزد و با آن پیش برود. زبان کوچه در 50 سال اخیر، اصطلاحات و لغات جدیدی به خود راه داده است که چنانچه شاملو عمر درازتری میداشت، آنها را نیز به منبع بزرگ خویش میافزود». در فصل پنجم، ترجمههای شاملو بررسی شده و محمد بهارلو، سروش حبیبی و مهدی غبرایی از جمله کسانی هستند که در این فصل متنی از آنها به چاپ رسیده است. حسن میرعابدینی در فصل ششم کتاب به بررسی داستانهای شاملو پرداخته است و سرانجام در فصل پایانی، به سخنرانی بحثبرانگیز شاملو در دانشگاه برکلی پرداخته شده و سیاوش جمادی و جلیل دوستخواه دو متن دراینباره نوشتهاند.
شرق: درباره احمد شاملو، زندگی و کارهایش، بسیار گفته و نوشتهاند اما گستردگی کار شاملو در طول سالهای فعالیتش به قدری بود که هنوز نقاط نایده زیادی درباره او وجود دارد. شعر، قصه، داستان کودکان، نمایشنامهنویسی، فیلمنامهنویسی، مقالهنویسی، ترجمه، فرهنگ عامه، روزنامهنگاری، کار روی برخی متون کلاسیک از جمله علایق و فعالیتهای شاملو است و در کنار اینها، حضور او در جریان روشنفکری معاصر ایران وجه بااهمیت دیگری در فعالیتهای او به شمار میرود.
جواد مجابی سالها پیش کتابی درباره شاملو با عنوان «شناختنامه احمد شاملو» منتشر کرد و در ابتدای آن نوشته بود: «در چشمانداز فرهنگ ما هنرمندانی هستند چندساحتی که به خاطر درخشش آنها در یک زمینه خاص، بقیه کارکردهای ذوقی آنان در سایه مانده یا اهمیت شایان خود را بازنیافته است. اینان برای پیوند با فرهنگ معاصر، با توده و تاریخ به تجربههای گوناگونی در عرصه هنر و فرهنگ دست یازیدهاند که چهبسا نسل بعد، از این آزمونهای متنوع ارتباطی بیخبر مانده یا بدان دسترسی نداشته باشد». مجابی به دلیل درسایهماندن وجوهی مهم از کار شاملو، «شناختنامه» را منتشر کرد تا به طرح سریع اما همهسویه چهره شاملو بپردازد. «شناختنامه احمد شاملو» کتابی مفصل در شناخت وجوه مختلف زندگی و آثار شاملو بود و مجابی در تدارک این کتاب از یاری خود شاملو بهره برده بود.
یکی دیگر از کتابهایی که به آثار شاملو و وجوه مختلف فعالیتهای او مربوط است، کتابی است با عنوان «من بامدادم سرانجام» که مجموعه مقالاتی است درباره احمد شاملو که به کوشش سعید پورعظیمی منتشر شده است. این کتاب نخستینبار چند سال پیش منتشر شده بود و بهتازگی چاپ تازهای از آن در نشر نو منتشر شده که البته چاپ اول نشر نو به شمار میرود. در چاپ تازه کتاب مقالاتی از حسین معصومیهمدانی و مجید کوچکی اضافه شده است.
پورعظیمی کتاب دیگری هم درباره شاملو منتشر کرده است که «بام بلند همچراغی» نام دارد. این کتاب شامل گفتوگویی طولانی با آیدا درباره احمد شاملو است، اما «من بامدادم سرانجام»، مجموعه مقالاتی است که پورعظیمی برای انتشار در این کتاب گرد آورده است و در واقع این مقالات اولینبار در این مجموعه به چاپ رسیدهاند. «من بامدادم سرانجام» شامل 65 مقاله و یادداشت است که در هفت فصل منتشر شدهاند. عناوین فصلهای کتاب عبارت است از: شعر رهایی است، کارنامه بامداد، خاطره نزدیک قرنها، زبان و جهان شفاهی، بلاغت محاورات، بادیه در کف و نگرانیهای شاعر.
فصل اول کتاب دربرگیرنده مقالاتی درباره شعر شاملو است. ادونیس، رضا براهنی، تقی پورنامداریان، اسماعیل خویی، سعید رضوانی، عنایت سمیعی، عبدالحسین فرزاد، احمد کریمیحکاک و عبدالله کوثری از جمله کسانی هستند که مقاله یا یادداشتی از آنها در این بخش منتشر شده است. یکی از مقالات خواندنی این بخش، «یادداشتی کوتاه بر شعرهای بلند» از تقی پورنامداریان است که در بخشی از آن میخوانیم: «به یاد دارم شاملو در مصاحبهای گفته بود: بزرگترین شاعر بافرهنگترین شاعر است و بزرگترین شاعر به دنیا نیامده است. این حرف شاملو به این معنی است که ظهور بزرگترین شاعر مدام به تعویق میافتد؛ اما آیا میتوان براساس این حرف از بزرگترین یا یکی از بزرگترین شاعران همعصر سخن گفت؟ طبیعی است که با تنوع و توسع فرهنگی که در عصر ما ایجاد شده و گسترش پیدا کرده است و امکان دسترسی به آن نیز بسیار آسان شده، دشوار است از بافرهنگترین شاعر سخن گفت. زمینههای متنوع فرهنگ بومی و غیربومی که ممکن است هرکس از بخشی از آن بیشتر برخوردار باشد، عملا مانع دستیابی به معیاری برای درک میزان برخورداری کسی از فرهنگ در مقایسه با دیگران میشود. در روزگار ما نه شعر، هنری
مردمی است که خاص و عام از خواندن آن لذت ببرند و مخاطبان گستردهای داشته باشد و نه اصولا ذهنیت و فهم تا حدی مشترک وجود دارد تا همه بیشوکم از شعری خاص لذت ببرند. اختلاف برخورداری شاعر و مخاطبان از عناصر فرهنگی، دایره خوانندگان شعر را هم محدود میکند و هم خاص. اگر از این چشمانداز به شعر شاملو نگاه کنیم خوانندگان شعر او محدود به دانشجویان و روشنفکرانی میشود که در عین عدم دلبستگی به سنت، آشنایی نسبی با ادبیات غرب داشتند. شاملو با توجه به چنین مخاطبانی بهخصوص در دوره خاصی از تاریخ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ما یکی از شاعران مشهور و برجسته زمان ما بهخصوص در دهههای چهل و پنجاه است».
فصل دوم کتاب به شخصیت یا کارنامه فرهنگی شاملو مربوط است و برخی از چهرههایی که در این فصل مقالات و یادداشتهایشان منتشر شده عبارتاند از: سیمین بهبهانی، محمدعلی سپانلو، فریبرز رئیسدانا، احسان یارشاطر، محمد قائد، مرتضی کاخی و ناصر زراعتی. سپانلو در بخشی از متنی که «غولی در سرزمین آدمها» نام دارد نوشته: «هیچکس نمیتواند تأثیر شگفتانگیز شاملو بر رشد و بالیدن ادبیات معاصر ایران را انکار کند. انتشار مجموعه هوای تازه اتفاقی بسیار بزرگ در ادبیات نوین ایران بود؛ اما شاملو پس از باغ آینه مطرح شد. شعرهای او امضای خود را داشت و بدون درج نام میشد فهمید شعر کیست. باغ آینه که منتشر شد در مصاحبهای با مجله روشنفکر گفتم: شاملو بزرگترین شاعر چند صد سال اخیر ایران است. این حرف خواب خیلیها را آشفته میکرد. عدهای معتقد بودند این شیوه راه به جایی نمیبرد و ظرف یکی دو سال آبها از آسیاب میافتد. دوستان محافظهکارتر سرزنشم میکردند که این چه قضاوتی است که کردهای! کمتر از یک دهه بعد چند تن از مشهورترینِ همین شاعران، طرفداران دوآتشه شعر شاملو شدند».
فصل سوم کتاب، خاطرات دیگران از شاملو است و منصور اوجی، عباس جوانمرد، احمد سمیعیگیلانی، محسن یلفانی، نورالدین زرینکلک و فتحالله مجتبایی از جمله نویسندگان این خاطرات هستند.
در فصل چهارم به نقد و بررسی «کتاب کوچه» پرداخته شده و علیاشرف درویشیان یکی از نویسندگان این فصل است که در بخشی از یادداشتش نوشته: «کتاب کوچه تا همین اندازه که منتشر شده منبعی غنی از ویژگیهای زبان کوچه است. منبعی دم دست برای داستاننویسانی که میخواهند داستانشان با نبض زندگی پیش برود. شاملو برای ترجمه کتاب دن آرام شولوخف از زبان کوچه استفاده کرد و حیات دیگری به این رمان بخشید. هر زبان برای آنکه نمیرد باید خود را با زندگی واقعی درآمیزد و با آن پیش برود. زبان کوچه در 50 سال اخیر، اصطلاحات و لغات جدیدی به خود راه داده است که چنانچه شاملو عمر درازتری میداشت، آنها را نیز به منبع بزرگ خویش میافزود». در فصل پنجم، ترجمههای شاملو بررسی شده و محمد بهارلو، سروش حبیبی و مهدی غبرایی از جمله کسانی هستند که در این فصل متنی از آنها به چاپ رسیده است. حسن میرعابدینی در فصل ششم کتاب به بررسی داستانهای شاملو پرداخته است و سرانجام در فصل پایانی، به سخنرانی بحثبرانگیز شاملو در دانشگاه برکلی پرداخته شده و سیاوش جمادی و جلیل دوستخواه دو متن دراینباره نوشتهاند.