|
کدخبر: 269437

سیدمحمدعلی ابطحی

تسخیری، مرد وحدت و بین‌الملل

آیت‌الله حاج شیخ محمدعلی تسخیری درگذشت؛ خبر کوتاه و تأثرآوری بود. دوست 40‌ساله‌ای بودیم که اگرچه نزدیک نبودیم، اما همیشه برایم شخصیت محترمی بود. شاید طول زندگی‌ها خیلی فرق نکند، اما واقعا بعضی از افراد زندگی‌های بابرکتی دارند. آیت‌الله تسخیری یکی از آنان بود. این مرد دلایل تمایز زیادی بر اقران خود داشت:

1. تسخیری، مرد اخلاق بود. هرکس با زندگی او آشنا بود، شاخص‌های اصلی اخلاقی‌بودن را در او می‌دید. در همه شرایط و مشاغل هم از نظر اخلاقی یکسان بود و تغییری نمی‌کرد. در ادب کلامی و رفتاری کم‌نظیر بود. متواضع و افتاده بود. هم حضورش حرمت داشت و هم حرمت همه را با هر طرز فکر و عقیده‌ای نگه می‌داشت؛ یکی از مصادیق واقعی اعتدال در زندگی شخصی‌اش بود. تقریبا هیچ‌وقت در جناحی چنان فرونرفت که مجبور شود دستش را از دیگران قطع کند. او شوخ‌طبع، با‌سواد و مهربان بود.
2. آیت‌الله تسخیری مرد بین‌الملل بود؛ یکی از نمونه‌های واقعی که احتمالا در خارج از ایران شناخته‌شده‌تر از ایران بود. کمتر شخصیت معروف فرهنگی جهان اسلام بود که با تسخیری مراوده نداشته باشد. سیاست‌مداران زیادی هم او را می‌شناختند. یک‌ بار از دور و نزدیک شنیده نشد که از این ارتباطات برای خودش استفاده کرده باشد. گاهی در سمینارهای پر‌تنشی شرکت می‌کرد و تنهایی و شجاعانه به دفاع از مبانی دینی و ایرانی بر‌می‌خاست. سفرهای زیادی با هم رفته بودیم. در ارتباطات بین‌المللی فرهنگی‌اش هم همه جناح‌ها را زیر پوشش داشت. در خیلی از کشورهای عربی، دو طرف تخاصم‌های حتی خونین، تسخیری را قبول داشتند. چنین سرمایه‌ای وقتی قدرش هویدا می‌شود که با دیگرانی مقایسه شود که امکانات بزرگ بین‌المللی دولتی را در اختیار داشتند و نتوانستند درصدی از موفقیت‌های این پیرمرد تنهای یک‌لاقبا را به دست آورند. او خودش ظرفیت به‌‌پیش‌رفتن داشت و لازم نبود نظام دولتی و حکومتی او را پشتیبانی کند.
در جنگ ایران و عراق، یکی مثل او که زاده عراق بود و عربی را مسلط‌تر از فارسی حرف می‌زد، به دفاع از ایران و ایرانی‌ها در سمینارهای مختلف می‌رفت. به‌عنوان ایرانی باید قدر زحمات ناشناخته این افراد را دانست. او زبان گویایی بود که دنبال تریبون می‌گشت تا از آن استفاده کرده و نام اسلام، تشیع و ایران را پر‌آوازه کند.
۳. ویژگی بارز مرحوم تسخیری، علاقه فوق‌العاده او به وحدت جهان اسلام بود. وحدت شیعه و سنی اگرچه امری مبارک است و ضروری، اما تسخیری نزدیک به مجموعه‌ای بود که نه‌تنها با وحدت شیعه و سنی مشکل داشتند، بلکه آن را تلاشی برای تضعیف شیعه می‌دانستند و به آن حمله‌ور می‌شدند. در این میان، او که از نحله آن جماعت بود، صادقانه و مؤمنانه به وحدت جهان اسلام اعتقاد داشت. هرجا که سمیناری درباره وحدت بود، شرکت می‌کرد و عالمانه از یک‌دلی جهان اسلام دفاع می‌کرد و مدت‌ها هم سابقه دبیر کلی مجمع تقریب را داشت. این نکته هم درخور توجه است که تمامی دفاع‌های او از وحدت جهان اسلام، هرگز به معنای دست‌کشیدن از اصول و فروع تشیع نبود. همکاری دو مذهب زیر پرچم اسلام را می‌طلبید و اینکه هر مذهبی راه و روش خود را داشته باشد. در دفاع از وحدت نیز معتدل بود. وقتی عَلم تکفیری‌ها بلند شد، چه در قالب طالبانی و بعد القاعده‌ای و در نهایت داعشی، هشدارهای خیلی زودهنگام می‌داد. بعضی حتی هشدارهای او را حمل بر تعصب می‌کردند، اما بعد‌ها خطری را که تسخیری زود تشخیص داده بود، فهمیدند. نکته مهم این بود که با وجود این‌همه مقابله با تفکر افراطی دینی، آخرین فردی بود که با چهره‌های فرهنگی صاحب‌نام جبهه مقابل قطع رابطه می‌کرد؛ گویا می‌فهمید روزی در این بازی سیاست و گردش چرخ گردون، ‌روابط شخصی او با این چهره‌ها می‌تواند جلوی خون‌ریزی‌ها را بگیرد. این ‌همه تحمل و تسامح ذاتی در کمتر کسی دیده شده است.
۴. مرحوم تسخیری علاوه بر زندگی علمی و فرهنگی که البته وجه متمایز او بود، زندگی سختی را در مبارزات جوانی‌اش علیه صدام‌حسین و رژیم بعثی داشت. او شاگرد نزدیک شهید صدر بود و در حزب الدعوه عراق صاحب کرسی بود. بعد از انقلاب ایران هم به‌خصوص در دوران جنگ، روح مبارز و انقلابی‌اش را در خدمت به مردم ایران گذاشت. فقدان این شخصیت بزرگ از مرگ‌هایی است که به‌راحتی نمی‌شود برای آن جایگزین پیدا کرد.

آیت‌الله حاج شیخ محمدعلی تسخیری درگذشت؛ خبر کوتاه و تأثرآوری بود. دوست 40‌ساله‌ای بودیم که اگرچه نزدیک نبودیم، اما همیشه برایم شخصیت محترمی بود. شاید طول زندگی‌ها خیلی فرق نکند، اما واقعا بعضی از افراد زندگی‌های بابرکتی دارند. آیت‌الله تسخیری یکی از آنان بود. این مرد دلایل تمایز زیادی بر اقران خود داشت:

1. تسخیری، مرد اخلاق بود. هرکس با زندگی او آشنا بود، شاخص‌های اصلی اخلاقی‌بودن را در او می‌دید. در همه شرایط و مشاغل هم از نظر اخلاقی یکسان بود و تغییری نمی‌کرد. در ادب کلامی و رفتاری کم‌نظیر بود. متواضع و افتاده بود. هم حضورش حرمت داشت و هم حرمت همه را با هر طرز فکر و عقیده‌ای نگه می‌داشت؛ یکی از مصادیق واقعی اعتدال در زندگی شخصی‌اش بود. تقریبا هیچ‌وقت در جناحی چنان فرونرفت که مجبور شود دستش را از دیگران قطع کند. او شوخ‌طبع، با‌سواد و مهربان بود.
2. آیت‌الله تسخیری مرد بین‌الملل بود؛ یکی از نمونه‌های واقعی که احتمالا در خارج از ایران شناخته‌شده‌تر از ایران بود. کمتر شخصیت معروف فرهنگی جهان اسلام بود که با تسخیری مراوده نداشته باشد. سیاست‌مداران زیادی هم او را می‌شناختند. یک‌ بار از دور و نزدیک شنیده نشد که از این ارتباطات برای خودش استفاده کرده باشد. گاهی در سمینارهای پر‌تنشی شرکت می‌کرد و تنهایی و شجاعانه به دفاع از مبانی دینی و ایرانی بر‌می‌خاست. سفرهای زیادی با هم رفته بودیم. در ارتباطات بین‌المللی فرهنگی‌اش هم همه جناح‌ها را زیر پوشش داشت. در خیلی از کشورهای عربی، دو طرف تخاصم‌های حتی خونین، تسخیری را قبول داشتند. چنین سرمایه‌ای وقتی قدرش هویدا می‌شود که با دیگرانی مقایسه شود که امکانات بزرگ بین‌المللی دولتی را در اختیار داشتند و نتوانستند درصدی از موفقیت‌های این پیرمرد تنهای یک‌لاقبا را به دست آورند. او خودش ظرفیت به‌‌پیش‌رفتن داشت و لازم نبود نظام دولتی و حکومتی او را پشتیبانی کند.
در جنگ ایران و عراق، یکی مثل او که زاده عراق بود و عربی را مسلط‌تر از فارسی حرف می‌زد، به دفاع از ایران و ایرانی‌ها در سمینارهای مختلف می‌رفت. به‌عنوان ایرانی باید قدر زحمات ناشناخته این افراد را دانست. او زبان گویایی بود که دنبال تریبون می‌گشت تا از آن استفاده کرده و نام اسلام، تشیع و ایران را پر‌آوازه کند.
۳. ویژگی بارز مرحوم تسخیری، علاقه فوق‌العاده او به وحدت جهان اسلام بود. وحدت شیعه و سنی اگرچه امری مبارک است و ضروری، اما تسخیری نزدیک به مجموعه‌ای بود که نه‌تنها با وحدت شیعه و سنی مشکل داشتند، بلکه آن را تلاشی برای تضعیف شیعه می‌دانستند و به آن حمله‌ور می‌شدند. در این میان، او که از نحله آن جماعت بود، صادقانه و مؤمنانه به وحدت جهان اسلام اعتقاد داشت. هرجا که سمیناری درباره وحدت بود، شرکت می‌کرد و عالمانه از یک‌دلی جهان اسلام دفاع می‌کرد و مدت‌ها هم سابقه دبیر کلی مجمع تقریب را داشت. این نکته هم درخور توجه است که تمامی دفاع‌های او از وحدت جهان اسلام، هرگز به معنای دست‌کشیدن از اصول و فروع تشیع نبود. همکاری دو مذهب زیر پرچم اسلام را می‌طلبید و اینکه هر مذهبی راه و روش خود را داشته باشد. در دفاع از وحدت نیز معتدل بود. وقتی عَلم تکفیری‌ها بلند شد، چه در قالب طالبانی و بعد القاعده‌ای و در نهایت داعشی، هشدارهای خیلی زودهنگام می‌داد. بعضی حتی هشدارهای او را حمل بر تعصب می‌کردند، اما بعد‌ها خطری را که تسخیری زود تشخیص داده بود، فهمیدند. نکته مهم این بود که با وجود این‌همه مقابله با تفکر افراطی دینی، آخرین فردی بود که با چهره‌های فرهنگی صاحب‌نام جبهه مقابل قطع رابطه می‌کرد؛ گویا می‌فهمید روزی در این بازی سیاست و گردش چرخ گردون، ‌روابط شخصی او با این چهره‌ها می‌تواند جلوی خون‌ریزی‌ها را بگیرد. این ‌همه تحمل و تسامح ذاتی در کمتر کسی دیده شده است.
۴. مرحوم تسخیری علاوه بر زندگی علمی و فرهنگی که البته وجه متمایز او بود، زندگی سختی را در مبارزات جوانی‌اش علیه صدام‌حسین و رژیم بعثی داشت. او شاگرد نزدیک شهید صدر بود و در حزب الدعوه عراق صاحب کرسی بود. بعد از انقلاب ایران هم به‌خصوص در دوران جنگ، روح مبارز و انقلابی‌اش را در خدمت به مردم ایران گذاشت. فقدان این شخصیت بزرگ از مرگ‌هایی است که به‌راحتی نمی‌شود برای آن جایگزین پیدا کرد.