طنز، جنسیتزدگی و توفیق
رؤیا صدر
نیمقرن از توقیف روزنامه توفیق میگذرد، ولی یاد این نشریه فکاهی همچنان در حافظه جمعی ما زنده است. شاهد مدعا ایجاد موج خبری در فضای رسانههای رسمی و غیررسمی است که اخیرا در پی درگذشت حسن توفیق، کاریکاتوریست و مدیرمسئول این نشریه، ایجاد شد تا نشانهای باشد از محبوبیت توفیق و اهمیت آن در میان مطبوعات معاصر.
طنز مردمی توفیق از لحاظ قالب در استفاده از عناصر فرهنگ و زبان عامه متجلی میشد و از نظر موضوع بازتاب مسائل اجتماعی و اقتصادی زندگی مردم و شرایط سیاسی جامعه بود. در این میان، البته سایه نوعی نگاه جنسیتزده بر بسیاری از آثار نوشتاری و تصویری آن گسترده بود، چنانکه حتی آگهی اعلام انتشارش در شبهای جمعه نیز از اشارات جنسی خالی نبود. به نظرم این رویکرد روزنامه توفیق (که بهمرور پررنگتر هم شد) از سویی در سنت شوخیهای جنسی در فرهنگ شفاهی و کتبی ما ریشه دارد و از سوی دیگر بازتاب نوع برخورد این نشریه با شرایط اجتماعی و فرهنگی روزگار انتشار آن است. در تاریخ ادبیات شفاهی و کتبی ما طنز همواره با جنسیت نسبتی داشته است. ردپایش را از طنز تعلیمی مولانا و هزلیات منتسب به سعدی و لطایف عبید گرفته تا ضربالمثلهای عامیانه میبینیم. این نگاه از سویی به روانشناسی اجتماعی ما برمیگردد که در آن موضوعات جنسی در فضای رسمی تابو بهشمار میآید و لاجرم در شوخیها انعکاس مییابد و از سوی دیگر در روانشناسی فردی ریشه دارد که در آن تمایلات پنهان، رنگ شوخی به خود میگیرد و از جهتی منعکسکننده نگاه غالب به زنان نیز هست. حتی با وجود اینکه در آثار طنز دوره مشروطه شکلبندی برخورد با زنان تغییر کرد و به سمت طرح انتقادی هویت و جایگاه آنها رفت، جریان جنسیتزده همچنان در برخی آثار طنز و فکاهی حضور یافت؛ ازجمله در توفیق که به اقتضای مخاطب عام نشریه در قالب هزل و فکاهی ظاهر شد و با هدف جذابیتبخشی به فضای آثار به کار رفت. در این میان هر زمان محدودیتهای سیاسی بیشتر شد، توفیق سوژههای جنسی را جایگزین موضوعات سیاسی کرد یا در کنار آثار انتقادی و سیاسی قرار داد تا زهرشان را بگیرد و حساسیت کمتری برانگیزد. نشریه توفیق زمانی انتشار مییافت که مدرنشدن جامعه حرکتی رو به رشد داشت و تغییر در مناسبات جنسیتی، بهخصوص در طبقه متوسط، در حال شکلگیری بود و بخش مهمی از آثار طنز، به نقش زنان در مظاهر ساده و لمسشدنی زندگی طبقه متوسط میپرداخت که این امر در آثار داستاننویسان پیشرویی مثل اسلام کاظمیه متجلی است. در این میان در توفیق، نقد ابعاد فردی و اجتماعی مناسبات جنسیتی، بیشتر قالب فکاهی و هزل داشت و ابعاد جنسی پیدا میکرد؛ مثلا شوخی دائمی با مینیژوپ در مطالب و کاریکاتورها بهعنوان مصداق فساد در جامعه مدرن. نتیجه آنکه مضامین جنسی پای ثابت مطالب انتقادی و فکاهی توفیق بود تا آنجا که وقتی توفیق توقیف میشد یا در کار انتشارش اشکالی به وجود میآمد، مردم شوخیهای جنسی متعددی با سران دولت را به این نشریه منتسب میکردند و آن را دلیل تعطیلیاش میشمردند؛ شوخیهایی که اکثر آنها هیچگاه در توفیق چاپ نشده بود! کمکم از زنان نیز آثاری در توفیق منتشر شد و برخی زنان کاریکاتوریست مثل «پروین کرمانی» انحصار مردانه کاریکاتور را در این نشریه شکستند. گرچه این آثار در تغییر نگاه جنسیتزده توفیق نقش اساسی نداشتند، ولی زمینه حضور زنان را در طنز و کارتون مطبوعاتی فراهم کردند؛ حضوری که به مرور به جایگاهی مشخص و روشن در طنز مطبوعاتی رسید.
نیمقرن از توقیف روزنامه توفیق میگذرد، ولی یاد این نشریه فکاهی همچنان در حافظه جمعی ما زنده است. شاهد مدعا ایجاد موج خبری در فضای رسانههای رسمی و غیررسمی است که اخیرا در پی درگذشت حسن توفیق، کاریکاتوریست و مدیرمسئول این نشریه، ایجاد شد تا نشانهای باشد از محبوبیت توفیق و اهمیت آن در میان مطبوعات معاصر.
طنز مردمی توفیق از لحاظ قالب در استفاده از عناصر فرهنگ و زبان عامه متجلی میشد و از نظر موضوع بازتاب مسائل اجتماعی و اقتصادی زندگی مردم و شرایط سیاسی جامعه بود. در این میان، البته سایه نوعی نگاه جنسیتزده بر بسیاری از آثار نوشتاری و تصویری آن گسترده بود، چنانکه حتی آگهی اعلام انتشارش در شبهای جمعه نیز از اشارات جنسی خالی نبود. به نظرم این رویکرد روزنامه توفیق (که بهمرور پررنگتر هم شد) از سویی در سنت شوخیهای جنسی در فرهنگ شفاهی و کتبی ما ریشه دارد و از سوی دیگر بازتاب نوع برخورد این نشریه با شرایط اجتماعی و فرهنگی روزگار انتشار آن است. در تاریخ ادبیات شفاهی و کتبی ما طنز همواره با جنسیت نسبتی داشته است. ردپایش را از طنز تعلیمی مولانا و هزلیات منتسب به سعدی و لطایف عبید گرفته تا ضربالمثلهای عامیانه میبینیم. این نگاه از سویی به روانشناسی اجتماعی ما برمیگردد که در آن موضوعات جنسی در فضای رسمی تابو بهشمار میآید و لاجرم در شوخیها انعکاس مییابد و از سوی دیگر در روانشناسی فردی ریشه دارد که در آن تمایلات پنهان، رنگ شوخی به خود میگیرد و از جهتی منعکسکننده نگاه غالب به زنان نیز هست. حتی با وجود اینکه در آثار طنز دوره مشروطه شکلبندی برخورد با زنان تغییر کرد و به سمت طرح انتقادی هویت و جایگاه آنها رفت، جریان جنسیتزده همچنان در برخی آثار طنز و فکاهی حضور یافت؛ ازجمله در توفیق که به اقتضای مخاطب عام نشریه در قالب هزل و فکاهی ظاهر شد و با هدف جذابیتبخشی به فضای آثار به کار رفت. در این میان هر زمان محدودیتهای سیاسی بیشتر شد، توفیق سوژههای جنسی را جایگزین موضوعات سیاسی کرد یا در کنار آثار انتقادی و سیاسی قرار داد تا زهرشان را بگیرد و حساسیت کمتری برانگیزد. نشریه توفیق زمانی انتشار مییافت که مدرنشدن جامعه حرکتی رو به رشد داشت و تغییر در مناسبات جنسیتی، بهخصوص در طبقه متوسط، در حال شکلگیری بود و بخش مهمی از آثار طنز، به نقش زنان در مظاهر ساده و لمسشدنی زندگی طبقه متوسط میپرداخت که این امر در آثار داستاننویسان پیشرویی مثل اسلام کاظمیه متجلی است. در این میان در توفیق، نقد ابعاد فردی و اجتماعی مناسبات جنسیتی، بیشتر قالب فکاهی و هزل داشت و ابعاد جنسی پیدا میکرد؛ مثلا شوخی دائمی با مینیژوپ در مطالب و کاریکاتورها بهعنوان مصداق فساد در جامعه مدرن. نتیجه آنکه مضامین جنسی پای ثابت مطالب انتقادی و فکاهی توفیق بود تا آنجا که وقتی توفیق توقیف میشد یا در کار انتشارش اشکالی به وجود میآمد، مردم شوخیهای جنسی متعددی با سران دولت را به این نشریه منتسب میکردند و آن را دلیل تعطیلیاش میشمردند؛ شوخیهایی که اکثر آنها هیچگاه در توفیق چاپ نشده بود! کمکم از زنان نیز آثاری در توفیق منتشر شد و برخی زنان کاریکاتوریست مثل «پروین کرمانی» انحصار مردانه کاریکاتور را در این نشریه شکستند. گرچه این آثار در تغییر نگاه جنسیتزده توفیق نقش اساسی نداشتند، ولی زمینه حضور زنان را در طنز و کارتون مطبوعاتی فراهم کردند؛ حضوری که به مرور به جایگاهی مشخص و روشن در طنز مطبوعاتی رسید.