تحلیل ابراهیم رحیمپور، معاون سابق وزیر خارجه در حوزه آسیا و اقیانوسیه، از حضور روسیه در مانور نظامی دریایی مشترک
در مسیر دستیابی به آبهای گرم
شرق: محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، راهی مسکو شده تا رایزنیهای دوجانبهای بین دو کشور انجام شود. این دور مذاکرات تهران- مسکو درحالی انجام میشود که ایران در آستانه برداشتن گام پنجم کاهش تعهدات هستهای است؛ گامی که میتواند فشارها بر ایران را افزایش دهد.
این درحالی است که همزمان ایران و روسیه به همراه چین، در مانور نظامی دریایی مشترکی در دریای عمان حضور دارند. با ابراهیم رحیمپور، معاون سابق وزیر که سالها در حوزه آسیا و اقیانوسیه کار کرده است، درباره اهمیت این مانور و چرایی حضور روسیه گپ زدیم که در ادامه میخوانید.
درباره مانور مشترک سه کشور ایران، روسیه و چین باید توجه کرد به اینکه انجام چنین مانوری چیز جدیدی است و در مقطع ویژهای انجام میشود. ازهمینرو در کلام اول میتوان گفت که این مانور، یک اقدام برد- برد است و هر سه کشور از انجام چنین مانوری برد میکنند.
این تعبیر معروف است که پتر کبیر آرزو داشته به آبهای گرم برسد و این آرزوی روسیه از مسیر ایران یا افغانستان قابل تحقق است. البته این مانور ربطی به آن آرزوی دیرین ندارد، اما نمیتوان نادیده گرفت که آرزوی روسیه این است که در خلیجفارس حضور داشته باشد. انگلیسیها و آمریکاییها بهدلیل داشتن ناوگان نظامی و پایگاه در برخی کشورها به این خواسته رسیدهاند اما روسیه هنوز شانسی برای رسیدن به این خواسته قدیمی نداشته است. اگرچه در فضای فعلی جهان، دسترسیها از مسیرهای دیگری نیز انجام میشود؛ ازجمله توان موشکی، هواپیمایی و... . اگرچه میتوان گفت که فرمول نظامی تغییر کرده است، با این اوصاف قدرتهای بزرگ دوست دارند که در نقاط حساس روی زمین حضور داشته باشند و این پتانسیلی است که ایران دارد. روسیه نیز ازطریق ایران میتواند به این مسیر دسترسی داشته باشند. چینیها نیز از مسیر جاده ابریشم و به عبارتی از گوادر به این مسیر دسترسی دارند.
درحالیکه چابهار از تحریمهای آمریکا مستثنی شده هندیها، ژاپنیها، چینیها و کرهایها راغب به استفاده از این مسیر هستند. چابهار به عنوان یک امتیاز بزرگ برای ایران قابل استفاده است.
اما در رابطه ایران و روسیه، اموراتی بیش از یک مانور قرار دارد. همکاری مشترک دو کشور در سوریه نشان داد که آنها میتوانند در نقاط دیگری نیز با یکدیگر، همکاریهایی کنند. اما نکتهای که نباید از نظر دور داشت این است که نه روسیه و نه چین بهدنبال تحریک عربهای خلیجفارس نیستند و دورنمای رابطهشان با ایران این نیست که در موقعیت احتمالی درگیری علیه کشورهای عربی اقدامی انجام دهند. اما درباره بلندپروازیهای آمریکا هر سه کشور یعنی ایران، روسیه و چین، تقریبا موضع دارند و هر سه بهنوعی تحریم هستند. با اینحال، چنین مانوری نمایش روانی قدرت این سه کشور است با اینکه روسیه و
چینیها با همه دنیا از جمله عربستان، اسرائیل و آمریکا در حال کار هستند قاعدتا برایشان ارتباط با همه دنیا اهمیت دارد، ولی شرایط حکم میکند که محتاط باشند و در بازی برد- برد حضور پیدا کنند.
از سوی دیگر، مانور مشترک روسیه، ایران و چین حتما درراستای پررنگکردن نقش روسیه در منطقه است. از دوران فروپاشی فدراسیون شوروی تاکنون، روسیه اکنون که در سومین دوره ریاستجمهوری ولادیمیر پوتین است، مقتدرترین دوران خود را طی میکند و مردم این کشور از این قدرتگرفتن روسیه رضایت دارند.
به نظر میرسد روسیه بعد از حوادثی مانند تحریم، اوکراین و جزیره کریمه با نقشآفرینی در سوریه برگ محکمی به زمین زده و نشان داده است که برگ مهمی در دست دارد.
شرق: محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، راهی مسکو شده تا رایزنیهای دوجانبهای بین دو کشور انجام شود. این دور مذاکرات تهران- مسکو درحالی انجام میشود که ایران در آستانه برداشتن گام پنجم کاهش تعهدات هستهای است؛ گامی که میتواند فشارها بر ایران را افزایش دهد.
این درحالی است که همزمان ایران و روسیه به همراه چین، در مانور نظامی دریایی مشترکی در دریای عمان حضور دارند. با ابراهیم رحیمپور، معاون سابق وزیر که سالها در حوزه آسیا و اقیانوسیه کار کرده است، درباره اهمیت این مانور و چرایی حضور روسیه گپ زدیم که در ادامه میخوانید.
درباره مانور مشترک سه کشور ایران، روسیه و چین باید توجه کرد به اینکه انجام چنین مانوری چیز جدیدی است و در مقطع ویژهای انجام میشود. ازهمینرو در کلام اول میتوان گفت که این مانور، یک اقدام برد- برد است و هر سه کشور از انجام چنین مانوری برد میکنند.
این تعبیر معروف است که پتر کبیر آرزو داشته به آبهای گرم برسد و این آرزوی روسیه از مسیر ایران یا افغانستان قابل تحقق است. البته این مانور ربطی به آن آرزوی دیرین ندارد، اما نمیتوان نادیده گرفت که آرزوی روسیه این است که در خلیجفارس حضور داشته باشد. انگلیسیها و آمریکاییها بهدلیل داشتن ناوگان نظامی و پایگاه در برخی کشورها به این خواسته رسیدهاند اما روسیه هنوز شانسی برای رسیدن به این خواسته قدیمی نداشته است. اگرچه در فضای فعلی جهان، دسترسیها از مسیرهای دیگری نیز انجام میشود؛ ازجمله توان موشکی، هواپیمایی و... . اگرچه میتوان گفت که فرمول نظامی تغییر کرده است، با این اوصاف قدرتهای بزرگ دوست دارند که در نقاط حساس روی زمین حضور داشته باشند و این پتانسیلی است که ایران دارد. روسیه نیز ازطریق ایران میتواند به این مسیر دسترسی داشته باشند. چینیها نیز از مسیر جاده ابریشم و به عبارتی از گوادر به این مسیر دسترسی دارند.
درحالیکه چابهار از تحریمهای آمریکا مستثنی شده هندیها، ژاپنیها، چینیها و کرهایها راغب به استفاده از این مسیر هستند. چابهار به عنوان یک امتیاز بزرگ برای ایران قابل استفاده است.
اما در رابطه ایران و روسیه، اموراتی بیش از یک مانور قرار دارد. همکاری مشترک دو کشور در سوریه نشان داد که آنها میتوانند در نقاط دیگری نیز با یکدیگر، همکاریهایی کنند. اما نکتهای که نباید از نظر دور داشت این است که نه روسیه و نه چین بهدنبال تحریک عربهای خلیجفارس نیستند و دورنمای رابطهشان با ایران این نیست که در موقعیت احتمالی درگیری علیه کشورهای عربی اقدامی انجام دهند. اما درباره بلندپروازیهای آمریکا هر سه کشور یعنی ایران، روسیه و چین، تقریبا موضع دارند و هر سه بهنوعی تحریم هستند. با اینحال، چنین مانوری نمایش روانی قدرت این سه کشور است با اینکه روسیه و
چینیها با همه دنیا از جمله عربستان، اسرائیل و آمریکا در حال کار هستند قاعدتا برایشان ارتباط با همه دنیا اهمیت دارد، ولی شرایط حکم میکند که محتاط باشند و در بازی برد- برد حضور پیدا کنند.
از سوی دیگر، مانور مشترک روسیه، ایران و چین حتما درراستای پررنگکردن نقش روسیه در منطقه است. از دوران فروپاشی فدراسیون شوروی تاکنون، روسیه اکنون که در سومین دوره ریاستجمهوری ولادیمیر پوتین است، مقتدرترین دوران خود را طی میکند و مردم این کشور از این قدرتگرفتن روسیه رضایت دارند.
به نظر میرسد روسیه بعد از حوادثی مانند تحریم، اوکراین و جزیره کریمه با نقشآفرینی در سوریه برگ محکمی به زمین زده و نشان داده است که برگ مهمی در دست دارد.