|

یک قاشق استرس

تصور کنید مشغول پختن یک غذای خوشمزه هستید؛ اضافه‌کردن یک قاشق چاشنی یا نمک، طعم غذا را بی‌نظیر می‌کند، اما اگر کل ظرف نمک روی غذا خالی شود، دیگر نمی‌توان آن را خورد. رابطه ما با استرس نیز دقیقا همین‌طور است. ما در زندگی به «یک قاشق استرس» نیاز داریم. استرس در مقادیر کم و کوتاه‌مدت نه‌تنها دشمن ما نیست، بلکه مانند سوخت موتور عمل می‌کند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

فاطمه عیسی‌زاده*: تصور کنید مشغول پختن یک غذای خوشمزه هستید؛ اضافه‌کردن یک قاشق چاشنی یا نمک، طعم غذا را بی‌نظیر می‌کند، اما اگر کل ظرف نمک روی غذا خالی شود، دیگر نمی‌توان آن را خورد. رابطه ما با استرس نیز دقیقا همین‌طور است. ما در زندگی به «یک قاشق استرس» نیاز داریم. استرس در مقادیر کم و کوتاه‌مدت نه‌تنها دشمن ما نیست، بلکه مانند سوخت موتور عمل می‌کند. همان استرس ملایمی که قبل از یک امتحان مهم یا مصاحبه شغلی تجربه می‌کنیم، سیستم عصبی ما را هوشیار می‌کند تا تمرکز کنیم، پای درس و کار بنشینیم و کارمان را به بهترین شکل انجام دهیم. به این حالت «برانگیختگی مثبت» می‌گویند. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که این چاشنی از حد مجاز بگذرد. وقتی استرس طولانی‌مدت و مزمن می‌شود، بدن ما مدام در «حالت جنگ یا گریز» باقی می‌ماند. در این وضعیت، سیستم عصبی تصور می‌کند با یک خطر دائمی روبه‌رو است. برای آماده‌سازی بدن، هورمون‌های استرس مانند کورتیزول ترشح می‌شوند؛ ضربان قلب تندتر می‌شود، فشار خون بالا می‌رود و قند خون آزاد می‌شود تا بدن انرژی کافی برای مقابله با تهدید احتمالی را داشته باشد. در گذشته‌های دور، نیاکان ما هنگام مواجهه با خطر، با تمام توان می‌دویدند یا می‌جنگیدند و این انرژی فیزیکی را بلافاصله تخلیه می‌کردند. اما امروز ما پشت میز کار، داخل ماشین در ترافیک یا روی مبل خانه‌مان می‌نشینیم و استرس می‌کشیم. بدن ما پر از انرژی، قند و فشار خون بالا می‌شود، اما ما بی‌حرکت سر جایمان مانده‌ایم. این تضاد میان «بدنِ آماده جنگ» و «سبک زندگی ایستا»، یک بمب ساعتی می‌سازد. این انرژیِ انباشته‌شده، به مرور زمان به رگ‌ها آسیب می‌زند و می‌تواند زمینه‌ساز بیماری‌های قلبی-عروقی، دیابت و ضعف سیستم ایمنی شود. در سال‌ها تجربه بالینی‌ام با مراجعین مبتلا به بیماری‌های مزمن، همواره شاهد بوده‌ام چگونه فشار روانی، روند بهبودی جسمانی آنها را دشوارتر می‌کند. بنابراین پیوند میان ذهن و جسم، واقعی‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنیم. راهکار بسیار ساده‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید. ما به یک «سپر دفاعی» نیاز داریم و این سپر چیزی نیست جز حرکت. برای تخلیه این انرژیِ انباشته‌شده، نیازی نیست حتما ورزش‌های سنگین انجام دهید؛ حتی یک پیاده‌روی سبک و منظم روزانه به مدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه می‌تواند معجزه کند. پیاده‌روی به مغز پیام می‌دهد «خطر رفع شده است»، هورمون‌های استرس را به تعادل می‌رساند و به بدن فرصت می‌دهد دوباره به آرامش برسد. پس دفعه بعد که احساس کردید حجم استرس زندگی‌تان بالا رفته، کفش‌هایتان را بپوشید و کمی قدم بزنید. بدن شما بابت این حرکت ساده از شما سپاسگزار خواهد بود.

* متخصص روان‌شناسی سلامت و پژوهشگر  حوزه سایکونوروایمونولوژی

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.