|

چرا سرنوشت‌مان به کیفیت برگُماری‌ها گره خورده است؟

این روزها هر جا سخن از ایران پساجنگ است، فهرستی از راهکارها روی میز قرار می‌گیرد و نسخه‌های متعددی نوشته می‌شود؛ از اصلاح اقتصاد و بازسازی اعتماد عمومی گرفته تا گسترش آزادی‌های اجتماعی، تقویت جامعه مدنی و اصلاح نظام حکمرانی. گویی همه می‌دانیم چه باید کرد. آنچه کمتر درباره آن سخن گفته می‌شود، این است‌ که چه کسانی باید این نسخه‌ها را اجرا کنند؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

این روزها هر جا سخن از ایران پساجنگ است، فهرستی از راهکارها روی میز قرار می‌گیرد و نسخه‌های متعددی نوشته می‌شود؛ از اصلاح اقتصاد و بازسازی اعتماد عمومی گرفته تا گسترش آزادی‌های اجتماعی، تقویت جامعه مدنی و اصلاح نظام حکمرانی. گویی همه می‌دانیم چه باید کرد. آنچه کمتر درباره آن سخن گفته می‌شود، این است‌ که چه کسانی باید این نسخه‌ها را اجرا کنند؟

تجربه نشان می‌دهد که فاصله میان یک «سیاست خوب» و یک «نتیجه مطلوب» را کیفیت برگماری‌ها پُر می‌کند و سرنوشت سیاست‌ها به کیفیت انتخاب کسانی گره خورده است‌ که پشت میزهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری می‌نشینند. کشور ما از فقر ایده و راهکار، رنج نمی‌برد. ده‌ها سال است‌ که دانشگاهیان، کارشناسان، فعالان مدنی و حتی بخشی از مدیران کشور درباره ضرورت‌های توسعه سخن گفته‌اند. اصول حکمرانی خوب نیز سال‌هاست شناخته شده‌اند: حکومت قانون، شفافیت، پاسخ‌گویی، مشارکت مردم، عدالت، کارآمدی، مسئولیت‌پذیری و تلاش برای ایجاد اجماع. هر جامعه‌ای که توانسته از بحران عبور کند، به شکلی به همین اصول تکیه کرده است. تقریباً درباره همه این موارد می‌توان توافق داشت.

اما مهم این است کسانی سکان‌دار باشند که توان، انگیزه، جسارت و صلاحیت پیمودن آن مسیر را داشته باشند. از همین رو شاید مهم‌ترین بحث امروز، «سیاست‌گذاران و تصمیم‌سازان» باشند. جامعه ایران در دو د‌هه گذشته بارها این تجربه را از سر گذرانده است که سیاستی در زمان مناسب مطرح شده، اما یا مجریان به آن باور نداشته‌اند، یا ساختارهای تصمیم‌گیری اجازه تحقق آن را نداده‌اند، یا سازوکارهای گزینش مدیران به‌گونه‌ای بوده‌ که افراد مناسب به موقعیت‌های تصمیم‌سازی راه پیدا نکرده‌اند. شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار بحث درباره اصلاح سیاست‌ها، درباره شرایط احراز مسئولیت‌های مهم نیز گفت‌وگو شود. آیا مدیران و تصمیم‌گیران ما باید صرفا وفادار باشند یا علاوه بر آن متخصص، کارآمد، پاسخ‌گو و برخوردار از تجربه نیز باشند؟

آیا نظام تصمیم‌سازی کشور توانایی جذب نسل‌های جدید را دارد؟ آیا زنان، جوانان، نخبگان دانشگاهی و نیروهای موفق خارج از ساختارهای سنتی، امکان حضور مؤثر در فرایندهای تصمیم‌گیری را پیدا می‌کنند؟ پاسخ به این پرسش‌ها تعیین‌کننده‌تر از بسیاری از برنامه‌های توسعه‌ای است. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند عبور از نگاه یکدست‌ساز به جامعه است. جامعه ایرانی متکثر است؛ از سبک زندگی گرفته تا سلیقه‌های فرهنگی، گرایش‌های فکری و خواسته‌های اجتماعی. هرگاه تلاش شده این تنوع نادیده گرفته شود، نتیجه معکوس حاصل شده است. قدرت یک جامعه در حذف تفاوت‌ها نیست؛ در مدیریت تفاوت‌هاست. همین منطق درباره اقتصاد، فرهنگ، رسانه و سیاست نیز صادق است. جامعه‌ای که امکان مشارکت، گفت‌وگو و رقابت سالم در آن وجود داشته باشد، ظرفیت بیشتری برای عبور از بحران‌ها پیدا می‌کند. جنگ اخیر نیز نشان داد هرجا مردم احساس تعلق و مشارکت داشته‌اند، سرمایه اجتماعی خود را آشکار کرده‌اند. در چنین شرایطی بازسازی ایران فقط بازسازی زیرساخت‌ها نیست، بازسازی اعتماد است. اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند دیده می‌شوند، شنیده می‌شوند و در سرنوشت کشور سهم دارند. امنیت نیز دیگر فقط امنیت مرزها نیست.

جامعه امروز به امنیت روانی، اقتصادی و اجتماعی نیاز دارد؛ به اینکه شهروند بتواند آینده خود را پیش‌بینی کند، برای زندگی برنامه بریزد و مطمئن باشد که قواعد بازی ناگهان تغییر نمی‌کند. در کنار امنیت، آزادی‌های مشروع، عدالت در توزیع فرصت‌ها، احترام به مالکیت، حمایت از نوآوری، تقویت جامعه مدنی و گسترش شفافیت نیز از ارکان بازسازی ملی هستند. اما همه اینها در نهایت به یک نقطه بازمی‌گردند: کیفیت حکمرانی. کشورها با شعارها ساخته نمی‌شوند، با نهادها ساخته می‌شوند. و نهادهای خوب نیز بدون مدیران شایسته، مستقل، پاسخ‌گو و آینده‌نگر شکل نمی‌گیرند. ایران سرمایه‌های لازم برای این تحول را در اختیار دارد، جامعه‌ای جوان، تحصیل‌کرده، خلاق و برخوردار از تجربه‌های تاریخی ارزشمند. ظرفیت‌های فرهنگی، اقتصادی و انسانی کشور، بسیار فراتر از مشکلات کنونی است. از همین رو، شاید مهم‌ترین امید این روزها در همین نکته نهفته باشد که مسئله ایران، نبود راه نیست. مسئله اصلی این است که اراده کنیم بهترین راه‌ها را به دست بهترین تصمیم‌گیران بسپاریم. اگر چنین شود، دوران پساجنگ می‌تواند آغاز فصلی تازه باشد که در آن همه ایرانیان، با هر سلیقه و گرایش، خود را شریک آینده‌ای مشترک بدانند. آینده‌ای‌ که ساختن آن، بیش از هر چیز، به کیفیت تصمیم‌هایی بستگی دارد که امروز گرفته می‌شوند و به کیفیت کسانی‌ که این تصمیم‌ها را می‌گیرند.

پس اگر قرار باشد از دل روزهای پرالتهاب و پرهزینه اخیر، درسی برای آینده ایران استخراج شود، آن درس لابد بیش از هر چیز باید به مسئله حکمرانی بازگردد. ایران امروز بیش از آنکه به تولید فهرست‌های جدیدی از توصیه‌ها نیاز داشته باشد، به بازنگری در شیوه انتخاب و برگماری مدیران و سیاست‌گذاران نیازمند است. جامعه‌ای‌ که با تحولات بزرگ، نسل‌های جدید، فناوری‌های نوین و مطالبات متنوع شهروندان روبه‌روست، نمی‌تواند با الگوهای کهنه تصمیم‌گیری و حلقه‌های محدود مدیریتی به استقبال آینده برود. توسعه، پیش از آنکه محصول اسناد و برنامه‌ها باشد، محصول نهادهایی است که شایستگان را به مسئولیت می‌رسانند و امکان پاسخ‌گویی و ارزیابی عملکرد آنان را فراهم می‌کنند. در ایران پساجنگ، فرصت ارزشمندی برای آغاز یک بازاندیشی ملی فراهم شده است‌ که بتواند میان امنیت و آزادی، میان ایرانیت و اسلامیت، میان دولت و جامعه، میان ثبات و تغییر و میان تجربه نسل‌های گذشته و توانایی نسل‌های جدید توازن برقرار کند. تحقق چنین هدفی مستلزم آن است‌ که شایسته‌سالاری به یک قاعده عملی در نظام حکمرانی تبدیل شود و در آن تخصص، کارآمدی، پاکدستی، قدرت گفت‌وگو، توان اجماع‌سازی و شناخت واقعی جامعه، معیار تصدی مسئولیت‌های مهم باشد.

سرمایه اصلی این سرزمین، مردم آن هستند که در سخت‌ترین شرایط بارها نشان داده‌اند بیش از آنچه گمان می‌رود ظرفیت همدلی، ایثار، مقاومت و ساختن دارند. اگر این سرمایه انسانی احساس‌ کند که دیده می‌شود، در تصمیم‌ها سهم دارد و شایستگی جایگزین انحصار شده است، می‌تواند موتور محرکه بزرگ‌ترین پروژه بازسازی ملی باشد. شاید به همین دلیل، مهم‌ترین پرسش پیش‌روی ایران امروز این باشد که چه کسانی قرار است این بایدها را محقق کنند و با چه سازوکاری به این جایگاه‌ها می‌رسند. پاسخ به این پرسش، سرنوشت آینده ایران را رقم خواهد زد. راه‌های پیش‌رو کم نیستند؛ آنچه اهمیت دارد انتخاب راهبران و تصمیم‌گیرانی است که بتوانند این راه‌ها را به مقصد برسانند. آینده ایران، در کیفیت همین انتخاب‌ها و برگماری‌ها ساخته خواهد شد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.