|

تاب‌آوری اجتماعی در نقطه جوش حکمرانی

در شرایطی که ایران هم‌زمان با تجربه‌های متوالی بحران‌های طبیعی، اقتصادی و امنیتی در حال بازتعریف شیوه مواجهه با «ناپایداری‌های مزمن» است، مفهوم تاب‌آوری اجتماعی دیگر یک بحث دانشگاهی یا اصطلاح روان‌شناختی صرف نیست، بلکه به مسئله‌ای در سطح حکمرانی، سیاست‌گذاری و حتی اعتماد عمومی تبدیل شده است.

تاب‌آوری اجتماعی در نقطه جوش حکمرانی

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: در شرایطی که ایران هم‌زمان با تجربه‌های متوالی بحران‌های طبیعی، اقتصادی و امنیتی در حال بازتعریف شیوه مواجهه با «ناپایداری‌های مزمن» است، مفهوم تاب‌آوری اجتماعی دیگر یک بحث دانشگاهی یا اصطلاح روان‌شناختی صرف نیست، بلکه به مسئله‌ای در سطح حکمرانی، سیاست‌گذاری و حتی اعتماد عمومی تبدیل شده است. 

موضوعی که در نشست «مدیریت بحران، تاب‌آوری و جلوه‌های نوین امداد اجتماعی در دوران جنگ» مطرح شد. حسن موسوی‌چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، با مرور تجربه‌های چند سال اخیر، از سیل‌های گسترده تا جنگ‌های اخیر، تلاش کرد نشان دهد که تاب‌آوری اگر صرفا در سطح فردی باقی بماند، نه‌تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند بار مسئولیت را از دوش ساختارهای حکمرانی برداشته و آن را به دوش جامعه منتقل کند؛ در حالی که تجربه بحران‌های اخیر نشان داده‌ بدون طراحی نهادی و حکمرانی، هیچ سطحی از تاب‌آوری فردی پایدار  نخواهد ماند.

‌موسوی‌چلک با بازگشت به سال ۱۳۹۷ توضیح داد:‌ انجمن مددکاران اجتماعی ایران در آن مقطع، بر‌اساس تحلیل داده‌ها، گزارش‌ها و فراتحلیل‌های موجود، به این جمع‌بندی رسید که تاب‌آوری اجتماعی می‌تواند یکی از مفاهیم کلیدی برای کاهش نگرانی‌های اجتماعی نسبت به آینده باشد. به گفته او، همین نگاه باعث شد کنگره بین‌المللی «مددکاری اجتماعی و تاب‌آوری اجتماعی» در سال ۱۳۹۸ برگزار شود؛ کنگره‌ای که از نظر او صرفا یک رویداد علمی نبود، بلکه تلاشی برای پیوند‌دادن نظریه با واقعیت‌های اجتماعی کشور  محسوب می‌شد.

موسوی‌چلک در ادامه به یک نکته مهم اشاره کرد؛ هم‌زمانی شکل‌گیری این رویکرد نظری با وقوع بحران‌های واقعی. او گفت: «در انتخاب این نام‌گذاری تعمد‌ داشتیم؛ چرا‌که همان سال سیل آمد و ۲۳ استان کشور را درگیر کرد‌».

به گفته او، این تجربه نشان داد‌ بحث تاب‌آوری اجتماعی صرفا یک موضوع انتزاعی نیست، بلکه به‌طور مستقیم‌ در میدان بحران معنا پیدا می‌کند. او افزود: در همان دوره، مفاهیمی مانند اخلاق اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، مطالبه‌گری اجتماعی و مدارای اجتماعی نیز در دستور کار انجمن قرار داشت و حتی برای سال‌های بعد، موضوع سرمایه اجتماعی به‌عنوان محور برنامه‌های علمی انتخاب  شده بود.

او در بخش دیگری از سخنانش، با انتقاد از وضعیت تولید دانش در این حوزه گفت: «در حوزه اجتماعی، تمرکز ما بر بُعد فردی تاب‌آوری نیست، اما واقعیت این است که در مقایسه با روان‌شناسی و مشاوره، این حوزه کمتر مورد توجه قرار گرفته است‌».

به گفته او، بررسی ادبیات علمی و تجربه کنگره‌های گذشته نشان می‌دهد که تاب‌آوری اجتماعی هنوز به‌ صورت نظام‌مند در ایران شکل نگرفته و بیشتر به صورت پراکنده در فضای علمی یا مجازی مطرح شده است. همین خلأ به اعتقاد او باعث شده بسیاری از مسائل اجتماعی به سطح فردی تقلیل پیدا کند و نقش ساختارهای حکمرانی در مدیریت بحران‌ها کمتر دیده شود.

موسوی‌چلک تأکید کرد‌ تاب‌آوری را باید در سه سطح هم‌زمان دید؛ فردی، سازمانی و اجتماعی. او گفت: «چرا باید در حوزه اجتماعی شاخص‌های جامعه تاب‌آور را تدوین نکرده و آن را به سیاست‌گذاران منتقل نکنیم؟».

این نگاه، به گفته او، زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که کشور در معرض بحران‌های پی‌درپی قرار دارد و سازمان‌های اجرائی ناچار هستند هم‌زمان هم خدمات فوری ارائه دهند و هم ساختارهای بلندمدت را بازطراحی کنند.

او با اشاره به تجربه مدیریت بحران در سازمان بهزیستی گفت: «در جنگ رمضان اصلا غافلگیر نشدیم؛ ما به‌عنوان یک سازمان اجتماعی، آماده‌ترین سازمان در پاسخ‌گویی به مطالبات ذی‌نفعان بودیم‌».

به گفته او، این آمادگی نتیجه تدوین بسته‌های عملیاتی پیش از بحران بود؛ بسته‌هایی که نه در واکنش به بحران، بلکه در امتداد وظایف سازمانی طراحی شده بودند. همین برنامه‌ریزی باعث شد در زمان بحران، شبکه خدمات اجتماعی دچار فروپاشی نشود.

موسوی‌چلک تأکید کرد که تجربه بحران‌های اخیر نشان داده است بسیاری از سازوکارهای اداری، در شرایط اضطراری به‌طور طبیعی کنار گذاشته می‌شوند و تصمیم‌گیری‌ها به شکل مستقیم و سریع انجام می‌شود؛ موضوعی که در شرایط عادی ممکن است سال‌ها طول بکشد.

او گفت: «در بحران، بوروکراسی عملا حذف می‌شود و همین مسئله نشان می‌دهد که ما باید از قبل برای چنین شرایطی طراحی داشته باشیم، نه اینکه صرفا در لحظه بحران تصمیم بگیریم‌».

او در ادامه سخنانش نسبت به پیامدهای ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» هشدار داد و گفت: استمرار این وضعیت می‌تواند به افزایش فشار بر نظام خدمات اجتماعی، رشد فقر، بیکاری و افزایش آسیب‌های اجتماعی منجر شود.

وی با اشاره به نظریه نسیم نیکلاس‌طالب گفت: «سه‌گانه شکنندگی، تاب‌آوری و پادشکنندگی برای فهم وضعیت امروز بسیار مهم است‌».

او افزود: «سیستم شکننده متمرکز و بیش از حد بهینه است و با بحران فرو می‌ریزد. سیستم تاب‌آور ضربه را تحمل می‌کند ولی تغییر نمی‌کند، اما سیستم پادشکننده از بحران رشد می‌کند‌».

در ادامه، محمدرضا مقدسی گفت: «تاب‌آوری چسب زخم نیست. نمی‌توان در لحظه بحران آن را به کار برد؛ این مفهوم ساختاری و پیشینی است‌».

او افزود: «ایران جزء کشورهای حادثه‌خیز جهان است. تا زمانی که علم در ساخت‌وساز و حکمرانی جدی گرفته نشود، آسیب‌پذیری  ادامه دارد‌».

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.