|

پارادوکس فیلتر و شکاف طبقات

راهکار عبور از بقای دیجیتال به ایران هوشمند

بحران اینترنت در ایران، حکایت امروز و دیروز نیست. این وضعیت محصول انباشت دو دهه سیاست‌گذاری مبتنی بر خطاهای شناختی و درک نادرست از ماهیت پدیده شبکه است. ما در این سال‌ها به‌جای آنکه اینترنت را زیرساخت توسعه ببینیم، با آن چون تهدید برخورد کردیم. نتیجه این نگاه، تبدیل فیلترینگ از یک ابزار محدود، به یک الگوی فراگیر بود.

بحران اینترنت در ایران، حکایت امروز و دیروز نیست. این وضعیت محصول انباشت دو دهه سیاست‌گذاری مبتنی بر خطاهای شناختی و درک نادرست از ماهیت پدیده شبکه است. ما در این سال‌ها به‌جای آنکه اینترنت را زیرساخت توسعه ببینیم، با آن چون تهدید برخورد کردیم. نتیجه این نگاه، تبدیل فیلترینگ از یک ابزار محدود، به یک الگوی فراگیر بود.

اکنون زمان آن است‌ که صادقانه به خروجی این سیاست‌ها بنگریم. آیا در این سال‌ها با گسترش مسدودسازی‌ها، ضریب امنیت ملی ارتقا یافته است؟ آمارها و تجربه‌ زیسته‌ مردم‌ پاسخ‌شان معلوم است. در واقع، این رویکرد ، بیش از آنکه راه نفوذ دشمن را ببندد، راه نفس اقتصاد نوآوری و پیوند مردم با دانش جهانی را مسدود کرده است. شاهد این مدعا، پاکسازی طبقاتی دیجیتال در سه ماه گذشته است. وقتی می‌بینیم سهم اندروید از ترافیک اینترنت به‌شدت اُفت کرده و سهم آیفون با وجود محدودیت‌ها رشد چشمگیر داشته، یعنی ما در حال تولید یک گسل بزرگ هستیم. آنکه تمکن مالی دارد، از پس هزینه‌های اینترنت طبقاتی، آی‌پی ثابت و فیلترشکن‌های پرو برمی‌آید و به راهش ادامه می‌دهد. اما طبقه متوسط و دهک‌های پایین که اینترنت برایشان پل تحرک اجتماعی و یادگیری بود، حالا در حال خروج از فضای آنلاین هستند. ما عملا اینترنت را برای بخش بزرگی از جامعه، غیرقابل دسترس کرده‌ایم. برخی مدام از مدل چین می‌گویند، اما فراموش می‌کنند که چین فقط فیلتر نکرد، بلکه زیرساخت ساخت. آنها غول‌های فناوری خود را در پیوند با اقتصاد جهانی تعریف کردند. وی‌چت، محصول یک اکوسیستم اقتصادی است، نه صرفا یک تصمیم دستوری. در مقابل، ما با سیاست فعلی، در حال حرکت به سمت سناریوی اقتصاد دیجیتال بسته هستیم؛ جایی‌ که تنش‌های ژئوپلیتیک بالا رفته و پذیرش فناوری در حداقل است. در این سناریو، فناوری از موتور توسعه، به ابزار کنترل تغییر ماهیت داده و نتیجه‌اش چیزی جز فروپاشی اکوسیستم نوآوری، مهاجرت گسترده استعدادها و گسترش اقتصاد خاکستری فیلترشکن‌ها نیست. این بازار ده‌ها هزار میلیاردی فروش وی‌پی‌ان یک دستاورد نیست، که آینه تمام‌نمای ناکارآمدی سیاست‌گذاری ماست که امنیت سایبری کشور را نیز قربانی کرده است. این بازار خاکستری، تهدیدی استراتژیک برای امنیت ملی است. ما با مجبورکردن کاربر به عبور از لایه‌های غیررسمی و ناشناس فیلترشکن‌ها، او را در معرض مستقیم بدافزارها، جاسوسی سایبری و باج‌افزارها قرار داده‌ایم. در واقع، سیاست‌گذار با دست خود، امنیت شبکه را متزلزل کرده است. آینده اقتصاد دیجیتال ایران امروز گروگان سه متغیر بنیادین است‌ که مدیریت یا اهمال در آنها، سرنوشت توسعه کشور را رقم خواهد زد: «کیفیت حکمرانی دیجیتال»، «حفظ سرمایه انسانی» و «اتصال به اقتصاد بین‌المللی». ما نباید بیش از این با منطق مرزبندی و انسداد دو دهه پیش به مصاف دنیای سیال هوش مصنوعی و اقتصاد داده‌محور برویم، چراکه این نبرد نابرابر، پیش از شروع، شکست ‌خورده است. نخست، حکمرانی دیجیتال نیازمند گذار از رویکرد «کنترلی» به رویکرد «تسهیلگر» است. حکمرانی به معنای تدوین مقرراتی شفاف، پیش‌بینی‌پذیر و حامی نوآوری است. در دنیای امروز، داده، «نفت جدید» است اما اگر حکمرانی داده به‌جای صیانت از حریم خصوصی و امنیت عمومی فقط ابزاری برای محدودیت شود، اعتماد عمومی به‌ عنوان بزرگ‌ترین دارایی یک حاکمیت، رنگ می‌بازد. حکمرانی دیجیتال کارآمد‌ به معنای ساخت زیرساخت‌هایی است که کسب‌وکارهای دانش‌بنیان بتوانند با تکیه بر آن‌ نه‌تنها در بازار داخلی، بلکه در بازارهای منطقه‌ای تنفس کنند.

دوم، حفظ سرمایه انسانی؛ شاه‌کلید عبور از بحران‌های تکنولوژیک. اقتصاد دیجیتال‌ ماشین‌آلات سنگین نیست، ذهن‌های خلاق است. وقتی استعدادهای جوان ما به‌ دلیل محدودیت‌های اینترنتی و نبود چشم‌انداز، ناچار به مهاجرت می‌شوند، ما در حال صادرات سرمایه و واردات عقب‌ماندگی هستیم. تربیت نیروی انسانی متخصص، بدون فراهم‌کردن محیط بازی آزاد برای بروز خلاقیت، مانند کاشتن نهال در شوره‎‌زار است. برای حفظ این سرمایه، باید محیط کسب‌وکار دیجیتال را برای جوانان نخبه، امن و پویا نگه داشت.

سوم، اتصال به اقتصاد بین‌المللی؛ حقیقتی که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. اقتصاد دیجیتال ذاتا جهانی است. هیچ کشوری در جهان نتوانسته است با اتکا به جزیره‌سازی دیجیتال، به توسعه‌ پایدار دست یابد. اتصال به شبکه جهانی، به معنی وادادگی نیست، بلکه به معنای پیوند سیستم بانکی، تجارت الکترونیک و سرویس‌های فناورانه با اکوسیستم بین‌المللی است تا ایران بتواند نقش خود را به‌ عنوان یک «هاب ترانزیت داده» در منطقه ایفا کند.

اقدامات لازم برای فردای ایران کاملا روشن است: سرمایه‌گذاری کلان در زیرساخت‌های هوش مصنوعی و مدل‌های زبانی فارسی، تقویت امنیت سایبری با نگاه دفاعی نوین و اصلاح حکمرانی داده. ما برای خروج از وضعیت بقا و رسیدن به ایران دیجیتال هوشمند، باید منطق پیشرفت را جایگزین منطق محدودیت کنیم. امروزه اقتصاد دیجیتال، زیرساخت سلامت، آموزش، بانکداری و امنیت ملی ماست. عقب‌ماندن از این موج، طبیعتا بازی با فرصت‌های تاریخی نسل‌های آینده است. حقیقت این است که اینترنت در دنیای امروز، دیوار ندارد. هرچقدر ما دیوارها را بلندتر کنیم، فقط مسیرهای دورزدن را پیچیده‌تر و هزینه‌ها را برای قشر ضعیف بیشتر کرده‌ایم، بدون آنکه واقعا بتوانیم مانع جریان آزاد اطلاعات شویم. ابزار حکمرانی از میان انگشتان سیاست‌گذار در حال لغزیدن است. هنر واقعی در بستن درهای ورود نیست، که در تبدیل‌کردن ایران به چنان قطب قدرتمند فناوری و هوش مصنوعی است‌ که هر ایرانی، با افتخار و بدون نیاز به هیچ ابزار واسطه‌ای، بخشی از شبکه بزرگ جهانی باشد. وقت آن رسیده است‌ که با نگاهی به تجربیات موفق جهانی، حکمرانی اینترنت را به سمت فضای توسعه‌ای بازتعریف کنیم تا شکاف طبقاتی دیجیتال بیش از این عمیق نشود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.