دو رمان پلیسی تازه در نشر نیلوفر
بازگشت شرلوک هلمز
«شرلوک هلمز و پرندگان دوزخی» از موفقترین داستانهای هیجانانگیزی است که بر مبنای شخصیت شرلوک هلمز نوشته شدهاند. چنانکه دکتر رامین آذربهرام در پیشگفتار کتاب نوشته است در اینگونه داستانها «طرح معما» مسئله اصلی نویسنده نیست و او تنها در پی شرح ماجرایی جذاب و نفسگیر است تا بتواند خواننده را تا پایان به دنبال خود بکشاند، اما این کتاب از این نظر در رده آثار قابل تأمل قرار میگیرد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: «شرلوک هلمز و پرندگان دوزخی» از موفقترین داستانهای هیجانانگیزی است که بر مبنای شخصیت شرلوک هلمز نوشته شدهاند. چنانکه دکتر رامین آذربهرام در پیشگفتار کتاب نوشته است در اینگونه داستانها «طرح معما» مسئله اصلی نویسنده نیست و او تنها در پی شرح ماجرایی جذاب و نفسگیر است تا بتواند خواننده را تا پایان به دنبال خود بکشاند، اما این کتاب از این نظر در رده آثار قابل تأمل قرار میگیرد. «خالقان این داستان هر دو از بااستعدادترین نویسندگان آثار پلیسی و جاسوسی در انگلستان هستند: اوستین میچلسن کتابهای جالب و پرفروش هلمز و هادسن، شرلوک هلمز و ماشین زمینلرزه، زندگینامه غیررسمی شرلوک هلمز را نوشته و از شهرتی بسزا برخوردار است. نیکلاس یوتهچین نیز ضمن آنکه سالها با رادیو BBC همکاری داشته، چند کتاب درباره شرلوک هلمز نوشته است». این دو نویسنده در سال 1975 کتاب «شرلوک هلمز و ماشین زمینلرزه» را با هم نوشتند و در سال 1976 کتاب «شرلوک هلمز و پرندگان دوزخی» را منتشر کردند که هر دو کتاب با موفقیت و استقبال مواجه شد و نام این نویسندگان را بیش از پیش بر سر زبانها انداخت. «شرلوک هلمز و پرندگان دوزخی» ادامه داستان «واپسین کرنش او» اثر سر آرتور کانندویل است که آخرین ماجرای شرلوک هلمز و روایتی هیجانانگیز و در زمره داستانهای جاسوسی است. در پایان داستان، فن بُرک که جاسوس کارکشته آلمانی است در دام هلمز میافتد و در برج لندن زندانی میشود. هلمز تصمیم میگیرد از حرفه کارآگاهی کناره بگیرد و به زنبورداری مشغول شود. او در آخرین جملات این داستان، وقوع جنگ جهانی اول را پیشبینی میکند و چند ماه بعد جنگ آغاز میشود. «شرلوک هلمز و پرندگان دوزخی» سرگذشت هلمز و دکتر واتسن را درست چند ماه بعد از آغاز جنگ جهانی اول پی میگیرد. ناپدیدشدنِ مرموز پیرمردی روستایی در دهکده هیونز پورتال، پلیس محلی را درگیر ماجرا میکند و خواهرزاده پیرمرد برای درخواست کمک سراغ هلمز میرود. داستان در دسامبر 1914 میگذرد که نیروهای بیشمار کشورهای متخاصم در جبههای به وسعت دریای شمال تا رشتهکوه آلپ در برابر یکدیگر صفآرایی کردهاند. هلمز تصمیم میگیرد عازم دهکده شود اما خبر میرسد که فن بُرک، جاسوس آلمانی، از برج لندن فرار کرده است. هلمز به تعقیب فن برک رفته و در خلال این تعقیب و گریز درمییابد که شبکه جاسوسان آلمانی در انگلستان بهشدت سازمانیافتهاند و مقابله با آنها کار سادهای نیست. هلمز طی این ماجرا در موقعیتی غریب گرفتار میشود و از خط مقدم جبهه نبرد فرانسه و سپس از اردوگاه قیصر ویلهم دوم امپراتور آلمان سر درمیآورد. کشف توطئه جاسوس آلمانی در لندن داستان را به نقطه اوجی نفسگیر میرساند که بهتعبیر مترجم، در دیگر داستانهای مشابه کمنظیر است.