پرویز قلیچخانی؛ مردی فراتر از فوتبال
مرگ بعضی نامها فقط پایان زندگی یک انسان نیست؛ پایان بخشی از حافظه جمعی یک بخش از فوتبال است. پرویز قلیچخانی برای فوتبال ایران فقط یک بازیکن بزرگ نبود؛ او نماد نسلی بود که فوتبال را با غرور ملی، شخصیت اجتماعی و نوعی آگاهی سیاسی پیوند زد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سپهر خرمی-خبرنگار ورزشی: مرگ بعضی نامها فقط پایان زندگی یک انسان نیست؛ پایان بخشی از حافظه جمعی یک بخش از فوتبال است. پرویز قلیچخانی برای فوتبال ایران فقط یک بازیکن بزرگ نبود؛ او نماد نسلی بود که فوتبال را با غرور ملی، شخصیت اجتماعی و نوعی آگاهی سیاسی پیوند زد. حالا با خاموششدن او در ۸۱سالگی، یکی از مهمترین فصلهای تاریخ فوتبال ایران نیز ورق خورده است. فوتبالیستی که هنوز هم تنها بازیکن تاریخ فوتبال ایران محسوب میشود که سه بار قهرمانی جام ملتهای آسیا را تجربه کرده؛ رکوردی تاریخی که از ۱۹۷۶ تا امروز دستنخورده باقی مانده است. قلیچخانی فقط یک ستاره تکنیکی نبود؛ او کاپیتانی بود که در زمین اقتدار و در رختکن نفوذ داشت و بیرون از فوتبال نیز شخصیتی متفاوت به شمار میرفت. نسل قدیمی فوتبال ایران هنوز از شوتهای سنگین، قدرت رهبری و هوش تاکتیکیاش حرف میزنند. نسلی دیگر اما او را با مواضع سیاسی، تبعید طولانی و نشریه «آرش» به یاد میآورند؛ فوتبالیستی که حاضر نشد صرفا در قاب ورزش باقی بماند. همین ویژگی، قلیچخانی را به شخصیتی پیچیده و منحصربهفرد در تاریخ ورزش ایران تبدیل کرد؛ ستارهای که هم در زمین فوتبال تاریخ ساخت و هم بیرون از آن، مسیر متفاوتی را انتخاب کرد.
گل تاریخی در امجدیه
فوتبال در ایران در دهه ۴۰ به مرور در حال شکلگیری و ایجاد وحدت بین مردم بود. این ورزش همچنان به یک اتفاق نیاز داشت تا توده مردم را همراه خود کند. تقریبا نسل دهه ۴۰ و ۵۰ عقیده دارند اولین قهرمانی ایران در جام ملتهای آسیا در روزهای تنش اعراب و اسرائیل توانست فوتبال را بین مردم محبوبتر کند. ایران و اسرائیل برای تعیینتکلیف قهرمانی این بازیها در انتهای اردیبهشت ۱۳۴۷ برابر هم به میدان رفتند. بازی تا دقیقه ۸۷، یک - یک مساوی بود و این قلیچخانی بود که با یک گل زیبا از راه دور، ایران را برنده این بازی کرد. در روزهایی که اسرائیل به خاطر جنگ با اعراب، چندان محبوبیتی در ایران و بین دیگر مسلمانان نداشت، این پیروزی تهران را تا صبح بیدار نگه داشت و مردم فهمیدند با فوتبال میتوانند چیزی بیشتر از بردن در زمین را تجربه کنند. هدیه آن روزها توسط قلیچخانی به مردم داده شد. ایران ابتدا از حریف عقب افتاد اما در نیمه دوم با گل همایون بهزادی بازی را مساوی کرد و سپس نوبت به قلیچخانی رسید تا با ضربهای ماندگار، گل قهرمانی ایران را وارد دروازه کند. آن گل فقط یک گل فوتبالی نبود؛ لحظهای تاریخی بود که فوتبال ایران را وارد دورهای تازه کرد. از همان زمان، قلیچخانی به یکی از مهمترین چهرههای فوتبال کشور تبدیل شد. او بعدها با تیم ملی در جام ملتهای ۱۹۷۲ تایلند و ۱۹۷۶ تهران نیز به قهرمانی رسید تا تنها فوتبالیست تاریخ ایران باشد که سه قهرمانی آسیا را در کارنامه دارد؛ رکوردی که نهتنها در فوتبال ایران، بلکه در سطح قاره آسیا نیز اهمیت ویژهای دارد.
تمجید روشن از کاپیتان
پرویز قلیچخانی متعلق به دورهای بود که بازیکنان هنوز چندپسته بازی میکردند و مفهوم «فوتبال کامل» معنای واقعی داشت. او توانایی بازی در میانه میدان، خط دفاع و حتی نقشهای هجومی را داشت. حسن روشن در گفتوگو با روزنامه شرق درباره روزهای درخشانی که کنار پرویز قلیچخانی داشت گفت: «پرویز قلیچخانی با هیچکدام از بازیکنان نسل فعلی قابل مقایسه نیست. قلیچخانی بازیکنی بود که همزمان چند کار انجام میداد؛ در آن دوره مفهوم چندپستهبودن با امروز فرق داشت. او بازیکنی قلدر و شوتزن بود. شوتزنی فقط به قدرت پا مربوط نمیشود. شوت سه مؤلفه دارد: قدرت تصمیمگیری، زمانبندی و پاورکردن ضربه. اینها چیزهایی بود که او بهخوبی داشت و هیچکدام از بازیکنان نسل فعلی، مانند او نمیشوند. میدانداری پرویز باعث میشد خیال کل تیم از وسط زمین و حتی عقب زمین جمع باشد». قلیچخانی فوتبالش را از جنوب تهران آغاز و سپس در تیمهایی چون کیان، تاج، پاس، عقاب، دارایی و پرسپولیس بازی کرد. او در هر تیمی که بازی کرد، به چهرهای اثرگذار تبدیل شد. در تیم ملی نیز حضورش فراتر از یک بازیکن عادی بود. قلیچخانی در سه دوره المپیک حضور داشت و از نسل طلایی فوتبالیستهایی بود که فوتبال ایران را به قدرت اول آسیا تبدیل کردند.
فراتر از ورزش؛ سیاست و دوری از وطن
شاید مهمترین تفاوت پرویز قلیچخانی با بسیاری از ستارههای همنسلش، ورود جدی به فضای سیاسی بود. او از همان سالهای جوانی علاقهمند به فعالیتهای سیاسی شد و همین موضوع باعث شد در مقاطعی با حکومت شاهنشاهی نیز دچار چالش شود. پس از انقلاب اسلامی نیز مسیر زندگی او کاملا تغییر کرد و بهتدریج از فضای فوتبال فاصله گرفت. قلیچخانی در سالهای پس از مهاجرت، در فرانسه ساکن شد و فعالیت رسانهای و سیاسی خود را ادامه داد. او نشریه «آرش» را منتشر میکرد. همین مواضع سیاسی باعث شد نام او در سالهای طولانی در رسانههای رسمی ایران کمتر مطرح شود؛ اتفاقی که بسیاری آن را نوعی حذف تدریجی از حافظه رسمی فوتبال ایران میدانند. با این حال، حتی منتقدان سیاسی او نیز نمیتوانند نقش تاریخیاش در فوتبال ایران را انکار کنند. قلیچخانی بخشی از مهمترین دوران موفقیت فوتبال ملی ایران بود؛ دورانی که تیم ملی سه بار متوالی قهرمان آسیا شد و به یکی از قدرتهای اصلی فوتبال قاره تبدیل شد.
میراث مردی که فراموش نمیشود
در تاریخ ورزش ایران، اسطوره کم نیست، اما همه اسطورهها ماندگار نمیشوند. ماندگاری پرویز قلیچخانی فقط به دلیل جامها و افتخاراتش نیست، بلکه به خاطر شخصیتی است که در ذهن جامعه باقی گذاشت. او فوتبالیستی بود که از ستارهبودن فراتر رفت و به یک چهره اجتماعی تبدیل شد؛ شخصیتی که موافقان و مخالفان زیادی داشت، اما هیچوقت بیاهمیت نشد. امروز که فوتبال ایران دهههاست در حسرت قهرمانی آسیا مانده، ارزش نسل قلیچخانی بیش از همیشه به چشم میآید. نسلی که نهفقط جام میبرد، بلکه شخصیت، اقتدار و اعتمادبهنفس خاصی هم داشت. در میان تمام آن ستارهها، نام پرویز قلیچخانی همچنان جایگاهی ویژه دارد؛ مردی که گل قهرمانی ایران را در امجدیه زد، سه بار بر بام آسیا ایستاد و بعدتر، زندگیاش را در مسیری کاملا متفاوت ادامه داد. شاید به همین دلیل است که مرگ او فقط پایان زندگی یک فوتبالیست نیست و پایان بخشی از تاریخ فوتبال ایران است.