واکنش روابط عمومی شبکه آموزش سیما به گزارشی درباره مشکلات آموزش در صداوسیما با تیتر «صداوسیما آنتن نمیدهد»
صداوسیما ادعا نمیکند همهچیز ایدئال است
روابطعمومی شبکه آموزش سیما در واکنش به گزارشی با تیتر «صداوسیما آنتن نمیدهد» پاسخی مفصل به روزنامه «شرق» داد و در آن تأکید کرد منابع این سازمان نامحدود نیست و ادعا نمیکند همه چیز ایدئال است. در متن توضیح روابط عمومی صداوسیما آمده است:
به گزارش گروه رسانهای شرق،
روابطعمومی شبکه آموزش سیما در واکنش به گزارشی با تیتر «صداوسیما آنتن نمیدهد» پاسخی مفصل به روزنامه «شرق» داد و در آن تأکید کرد منابع این سازمان نامحدود نیست و ادعا نمیکند همه چیز ایدئال است. در متن توضیح روابط عمومی صداوسیما آمده است:
«۱- گزارش منتشرشده، در ظاهر درباره «وضعیت وخیم آموزش، تعطیلیهای مکرر، جنگ، آلودگی هوا، ناترازی انرژی، نقص سامانه شاد، کمبود بودجه، کمبود نیرو، و سیاستگذاری آموزشی» است؛ اما تیتر یک آن، به شکل کاملا جهتدار، انگشت اتهام را روی «صداوسیما» میگذارد: «صداوسیما آنتن نمیدهد». این تکنیک، برای اهل رسانه روشن است؛ یک مسئله چندعاملی، چندوزارتخانهای و ساختاری را که بخش اصلی آن مربوط به سیاستگذاری آموزشی، بودجه عمومی، زیرساخت ارتباطی و تصمیمات حاکمیتی است، با یک تیتر احساسی به یک سازمان تقلیل میدهید؛ سازمانی که در متن گزارش، سهم محدودی از روایت را دارد اما در تیتر، نقش اصلی «مقصر» را بازی میکند. این نه «تحلیل»، که یک قالببندی مغرضانه و مبتنی بر پیشداوری است. صداوسیما مسئول همه مشکلات آموزش کشور، زیرساخت فناوری، بودجه آموزشوپرورش، کیفیت سامانه شاد، ناترازی انرژی، آلودگی هوا و تصمیمات تعطیلی مدارس نیست. رسانه ملی در این زنجیره، یک حلقه است؛ آن هم حلقهای که اتفاقا برخلاف تصویر ساختهشده در گزارش شما، در همه سالهای اخیر در سختترین شرایط (کرونا، تعطیلیهای سراسری، بحرانهای منطقهای) بار آموزش تلویزیونی را تا حد امکان
به دوش کشیده است.
۲- سازمان صداوسیما برای تحقق یکی از ابعاد اصلی تحولی خود یعنی عدالتگستری و با توجه به اهمیت موضوع آموزش و پرورش و با وجود محدودیت بودجه خود و دولت محترم، یکی از شبکههای تلویزیونی خود یعنی شبکه آموزش سیما را که تنها شبکه آموزشی رسانه ملی است بهطور تقریبا کامل به این حوزه اختصاص داده و با انتصاب یکی از مدیران وزارت آموزش و پرورش به عنوان مدیر این شبکه تلاش کرده تا حد امکان و بضاعت در راستای ایجاد عدالت آموزشی و نیل به قله تمدنی ایران اسلامی از طریق تقویت علمی و پرورش پیشرانان اصلی این هدف یعنی دانشآموزان این سرزمین گام بردارد.
۳- یکی از شاخصترین اقدامات رسانه ملی در راستای ایجاد عدالت آموزشی، راهاندازی برنامه مدرسه تلویزیونی همزمان با دوره کرونا در کشور بوده که سازمان صداوسیما در آن زمان مجبور شد به علت گستردگی دروس، پایهها و رشتههای تحصیلی، علاوه بر شبکه آموزش سیما، فضای چند شبکه دیگر را نیز به پخش دروس اختصاص دهد. در ایام کودتای ناکام دیماه سال قبل و فقط دو روز پس از درخواست وزارت آموزش و پرورش، تولید و پخش مدرسه تلویزیونی با همکاری آن وزارتخانه آغاز شد و حدود هشت ساعت از آنتن شبکه به این امر اختصاص داده شد. با شروع جنگ تحمیلی سوم و علیرغم بدقولیهای وزارت آموزشوپرورش برای مشارکت در هزینه تولید مدرسه تلویزیونی، ضبط و پخش این برنامه با وجود شرایط دشوار جنگی ادامه یافت و با تأمین و تجهیز و اجاره چند استودیو، بیش از هزارو ۱۰۰ قسمت برنامه برای تدریس دروس 12 پایه تحصیلی ضبط و تدوین شد که پخش آن از شبکه آموزش سیما همچنان ادامه دارد. مضاف بر آن، همزمان با همین شرایط و به درخواست سازمان آموزش و پرورش استثنایی، روزانه یک ساعت از آنتن شبکه در کنار مدرسه تلویزیونی به پخش دروس دانشآموزان دارای نیازهای ویژه اختصاص یافته است.
۴- درخصوص پرداخت هزینههای تولید برنامههای مدرسه تلویزیونی که از قول معاون محترم وزارت آموزشوپرورش در آن روزنامه درج شده نیز باید گفته شود شبکه آموزش سیما در یک سال گذشته برای تولید و پخش مدرسه تلویزیونی و سایر برنامههای ویژه دانشآموزان و معلمان کشور، بیش از 60 میلیارد تومان هزینه کرده، در حالی که از محل اعتبارات بند چ وزارت محترم آموزش و پرورش حداکثر 19 میلیارد تومان وصول شده است که مربوط به مدرسه تلویزیونی نیست و تولیدات مربوط به آن نیز در سال 1405 پخش خواهد شد.
۵- بابت تولیدات اختصاصی مدرسه تلویزیونی در ایام جنگ نیز از جمله هزینههای سنگین تجهیزات و عوامل و اجاره استودیو برای ضبط و با وجود توافقات قبلی با مدیران محترم آموزش و پرورش، تاکنون یک ریال به این شبکه پرداخت نشده است و سازمان صداوسیما با وجود همه تنگناهای بودجهای همچنان از محل اعتبارات خود برای تولید و پخش مدرسه تلویزیونی ایران هزینه میکند. شایان ذکر است کشورهایی که شبکههای آموزشی متعدد دارند، یا به صورت خصوصی اداره میشوند که امکان کسب درآمد دارند و یا از سوی دولتشان تأمین مالی میشوند.
6- با روایت سازی نمیشود کار ژورنالیستی کرد!
در گزارش خبرنگار محترم روزنامه، روایت دو، سه خانواده و یک مدیر مدرسه، بدون در نظر گرفتن حداقلهای کار ژورنالیستی تحقیقی، به شکلی القایی به «وضعیت عمومی» تعمیم داده شده است. اینکه مادر محترمی از فشار نقش تازهاش در آموزش مجازی گلایه دارد یا مدیر مدرسهای از اختلالهای سامانه شاد ناراضی است، کاملا قابل فهم و قابل احترام است؛ اما اینها «شاهد تجربی محدود» هستند، نه «شواهد علمی و نماینده جامعه در مطالعات آموزشی»، برای ادعای «وضعیت وخیم» یا «ناکامی یک روش آموزشی در سطح ملی» حداقل به اینها نیاز است: تعریف شاخصهای کیفیت آموزش (سواد خواندن و نوشتن، مهارتهای پایه، پیشرفت تحصیلی، ترک تحصیل، سلامت روان...)، دادههای ملی یا حداقل پیمایش معتبر، مقایسه قبل و بعد، و تفکیک اثر عوامل مختلف (تعطیلی حضوری، کیفیت محتوا، وضعیت اقتصادی خانواده، دسترسی به اینترنت و ابزار و...). روزنامه شرق اما با دو، سه مصاحبه و چند مثال روایی، نظام آموزش مجازی، سامانه شاد و نقش رسانه ملی را محکوم میکند و آن را به «قربانیشدن کلاساولیها» تعمیم میدهید. چنین تعمیمی از منظر ژورنالیسم حرفهای و از دیدگاه روش علمی، «قومنگاری احساسی» است، نه گزارش تحلیلی. اگر دغدغه شما واقعا «کلاساولیها»ست، حداقل انتظار این است که تفاوت «روایت فردی» و «حکم عمومی» را بشناسید و عمدی یا سهوی این دو را با هم مخلوط نکنید. صداوسیما منکر این نیست که آموزش مجازی -طبق اجماع مطالعات بینالمللی- نسبت به آموزش حضوری، بهویژه در سنین پایه، اثر کمتری دارد؛ این بدیهی است، نه کشف یک روزنامه! اما استفاده از یک واقعیت علمی بدیهی، برای کوبیدن یک سازمان مشخص و شانه خالی کردن از سایر مسئولیتها، بازی با افکار عمومی است، نه خدمت به حقیقت.
۷- شاهدتان را از حیاط همسایه پیدا نکنید!
در گزارش و نقل قول معاون آموزش ابتدایی، آمده است که: «بیشتر کشورهای دنیا، و حتی همین کشورهای همسایه ما، در تلویزیون ملی خود به ازای هر کلاس درسی یک شبکه کامل دارند...» این جمله، از نظر دقت مقایسه مسئلهدار است: آیا فهرست این «کشورهای همسایه» مشخص شده است؟ آیا در همه آنها «به ازای هر پایه تحصیلی» یک شبکه ۲۴ساعته خطی، فقط برای آموزش رسمی مدرسه وجود دارد؟ آیا بودجه رسانه ملی در آن کشورها، نسبت به تولید ناخالص داخلی و بودجه عمومی، با ایران همتراز یا قابل مقایسه است؟ آیا محتوای آن شبکهها در عمل جایگزین مدرسه حضوری است یا مکمل آن؟
در اغلب الگوهای معروف آموزش تلویزیونی (مثلا در چند کشور آسیایی و اروپایی که بعد از کرونا مطالعه شدهاند)، تلویزیون عمومی نقش مکمل سیستم آموزش رسمی را دارد، نه «نسخه کامل مدرسه برای هر پایه». روزنامه شرق در گزارش خود، بدون هیچ داده تطبیقی قابل راستیآزمایی، یک عبارت کلی را تبدیل به معیار مطلق کرده و بعد، رسانه ملی را بر اساس آن محکوم کرده است. از طرف دیگر، در گفتوگو با رسانهای که دوست دارد تیتر جنجالی بزند، یک «استاندارد ایدئال» مطرح میشود و بعد، بدون اشاره به الزامات بودجهای، قانونی و زیرساختی، عدم تحقق آن به «عدم همکاری صداوسیما» فروکاسته میشود.
۸- صداوسیما نقش دانشگاهی و آموزشیاش را دنبال میکند
برخلاف تصویر یکسویه گزارش شما، واقعیت نقش رسانه ملی در سالهای اخیر این است: در دوران کرونا و پس از آن، مدرسه تلویزیونی با تمام محدودیتها، برای میلیونها دانشآموز در سراسر کشور، بهویژه در مناطق محروم و بدون دسترسی پایدار به اینترنت، تنها دسترسی به محتوای آموزشی رسمی بود؛ برنامههای آموزشی، با همکاری آموزشوپرورش و پرداخت بخشی از هزینه، از سوی آن وزارتخانه، روی آنتن رفت؛ در حالی که ساخت و پخش این برنامهها، هزینه تولید، نیروی انسانی، استودیو و... دارد و منابع این وزارتخانه و رسانه ملی «نامحدود» نیست؛ صداوسیما ادعا نمیکند که همه چیز ایدئال است؛ اما اینکه تمام پیچیدگیهای آموزش مجازی و ناکارآمدیهای ساختاری -از سامانه شاد تا بودجه، از قطع اینترنت بینالملل تا بحران انرژی- را نادیده بگیرید و بعد با یک تیتر «صداوسیما آنتن نمیدهد» کل مسئله را خلاصه کنید، تحریف صورتمسئله است.
۹- صورتمسئله را جابهجا نکنید
در همان گزارش، از زبان معاون آموزش ابتدایی و یک فعال آموزشی، فهرست بلندی از مشکلات سامانه شاد، کمبود سرور، قطع اینترنت بینالملل، نبود امکان تعامل کافی شاگرد و معلم، و بوروکراسی در اجرای دستور رئیسجمهور برای تقویت زیرساختها مطرح شده است. جالب اینجاست که این بخش، که مستقیما به مسئولیت حاکمیت در حوزه زیرساخت فناوری و بودجه تعلیم و تربیت مربوط است، در تیتر و روتیتر شما گم میشود؛ اما گلایه از «محدودیت ساعتی برنامه آموزشی در تلویزیون» تبدیل به خلاصه و نماد کل بحران میشود. این یعنی جابهجایی آگاهانه کانون تقصیر؛ همان عواملی که سرورهای کشور را عمدتا صرف پیامرسانهای متعدد کرده و تقویت سامانه شاد در مسیر بروکراسی گیر کرده، در روایت «شرق» در سایه میماند؛ و رسانهای که در آن ساختار، صرفا بخشی از بار را به دوش میکشد، تبدیل به «چهره اصلی» بحران برای افکار عمومی میشود. اگر قرار است حسابکشی رسانهای صورت بگیرد، بفرمایید همه عوامل روی میز منجمله: سیاستگذاری تعطیلی، بودجه آموزشوپرورش، زیرساختهای ارتباطی، تصمیمات فنی درباره اینترنت، برنامهریزی برای معلمیار و مدرسه من، و در کنار همه اینها، نقش صداوسیما در مدرسه تلویزیونی. نه آنکه فقط یک بخش را برجسته کنید چون تیتر بهتری میشود.
۱۰- نقد، بله؛ تحریف، نه
رسانه ملی مانند هر نهاد دیگری، قابل نقد است و قطعا در حوزه آموزش مجازی و مدرسه تلویزیونی، ضعفها و کاستیهایی وجود داشته و دارد. اما: تعمیم چند روایت محدود خانوادگی به «قربانیشدن یک نسل»، نادیدهگرفتن سایر حلقههای زنجیره مسئولیت، استفاده از جملات کلی و غیرسنجیده درباره «کشورهای همسایه» و تبدیل سهم محدود رسانه ملی در متن به «متهم اصلی» در تیتر، نه خدمت به آموزش است، نه خدمت به حقیقت و نه نشانی از ژورنالیسم مسئولانه. صداوسیما ضمن احترام به نگرانی خانوادهها و معلمان، انتظار دارد روزنامهای که مدعی حرفهایگری است، در نقد خود از حداقلهای انصاف، دقت دادهای و صداقت روایی عبور نکند و اگر دغدغه آموزش دارد، همه عوامل مؤثر را ببیند، نهفقط آسانترین هدف برای تیتر فردا صبح.