|

تهران پس از آتش‌بس

چند ساعت بعد از اعلام آتش‌بس، شهر به زندگی برگشته؛ اما ترس، تردید و انتظار هنوز در خیابان‌ها جریان دارد.

تهران پس از آتش‌بس
نورا حسینی خبرنگار گروه جامعه روزنامه شرق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

چند ساعت بعد از اعلام آتش‌بس، شهر به زندگی برگشته؛ اما ترس، تردید و انتظار هنوز در خیابان‌ها جریان دارد.

ساعت ۳:۳۳ بامداد؛ همان لحظه‌ای که رسانه‌ها خبر «آغاز آتش‌بس» را منتشر کردند، برخی بیدار بودند و همان‌جا نفس راحت کشیدند. برخی دیگر، با چراغ‌هایی که به نشانه بیداری روشن گذاشته بودند، صبح را دیدند و تازه فهمیدند جنگ دست‌کم روی کاغذ متوقف شده و برخی هم همچنان گرفتار و سردرگم میان احساس‌های متضاد.

اما تهران، چند ساعت بعد از این خبر، شهری است میان آرامش و اضطراب؛ جایی که جنگ تمام شده، اما هنوز در ذهن مردم ادامه دارد.

صبح تهران با آسمانی آبی و هوایی بهاری آغاز شد؛ تصویری که برای شهری درگیر جنگ، بیش از حد عادی به نظر می‌رسید. با این حال، روایت‌ها از نقاط مختلف شهر نشان می‌دهد این آرامش کامل نیست. برخی از شهروندان هنوز از شنیدن صداهای پراکنده پدافند در ساعات اولیه پس از اعلام آتش‌بس خبر می‌دهند؛ صداهایی که کافی است تا ذهن‌ها را دوباره به شب‌های پرالتهاب گذشته برگرداند. در خیابان کریمخان، «مریم»، ۳۴‌ساله، آرام قدم می‌زند؛ اما نگاهش آرام نیست. می‌گوید هنوز منتظر شنیدن صدای جنگنده است. جنگ برای او تمام نشده، فقط شکلش عوض شده است. در ۳۹ روز گذشته تنها دو بار از خانه بیرون آمده و حالا، هوای بهاری را هم‌زمان با ذوق و ترس تجربه می‌کند، با ولع به بازگشت تدریجی زندگی؛ اما بحث‌ها چیز دیگری می‌گویند. بیشتر میزها، نه از آرامش، که از آینده جنگ حرف می‌زنند. برخی امیدوارند و برخی دیگر، ناامید و غمگین. فضای کافه‌ها بیش از آنکه شبیه جشن پایان بحران باشد، شبیه اتاق انتظار است.

«سعید»، ۲۸‌ساله، که در تمام روزهای جنگ قهوه‌خانه را به‌عنوان پاتوق انتخاب کرده، می‌گوید امروز آنجا زودتر از همیشه شلوغ شده است. او می‌گوید: «بحث بیشتر میزها دلار و سکه‌ است. اینکه چی می‌شه... آینده معلوم نیست». در قهوه‌خانه، سیاست و اقتصاد داغ‌تر از هر زمان دیگری دنبال می‌شود؛ گویی مردم تلاش می‌کنند با تحلیل، بر بی‌ثباتی غلبه کنند. در سوی دیگر شهر، «نگین» هنوز منتظر بازگشت کامل اینترنت است. اضطرابش فقط از آسمان نیست؛ از زمین هم هست. از کار، از قیمت‌ها، از آینده‌ای که هنوز شکل نگرفته. می‌گوید حتی با اعلام آتش‌بس، ترس از نگاهش نرفته است.

در یک مغازه کوچک میوه و تره‌بار در بلوار کشاورز، زنی ۵۰‌ساله از کمبودها و گرانی می‌گوید.

«این روزها همه چیز بود، اما امروز تازه مرغ آوردن. روغن چند روزی هست که کم شده، موز هم که قیمتش نجومیه... تو هیچ میدونی پیدا نمی‌شه».

اقتصاد، حتی سریع‌تر از جنگ، خودش را به زندگی مردم تحمیل کرده است.

با این حال، نشانه‌هایی از تلاش برای بازگشت به زندگی هم دیده می‌شود. در میان این تردیدها، برخی تصمیم گرفته‌اند به لحظه حال بچسبند. «رضا» یکی از آنهاست؛ در خیابان شیرینی پخش می‌کند. می‌گوید ساعت‌های پراضطرابی را از ترس هدف قرار‌گرفتن زیرساخت‌ها پشت سر گذاشته و حالا فقط می‌خواهد زنده‌بودن را جشن بگیرد.

روایت «ندا» اما وجه دیگری از این شب‌ها را نشان می‌دهد. او می‌گوید: «دیشب که خوابیدم، فکر نمی‌کردم صبح امروز رو ببینم. بدون اینکه ترسم رو به کسی منتقل کنم، آخرین نگاه‌ها رو به خونه انداختم.

 میان «پایان» و «ادامه»، خیابان‌ها آرام‌تر شده‌اند، کافه‌ها نیمه‌پر شده‌اند و آسمان رنگ آبی خود را پس گرفته؛ اما در ذهن مردم، جنگ هنوز خاتمه نیافته است.

آتش‌بس، اگرچه در ساعت ۳:۳۳ آغاز شد، اما برای بسیاری از شهروندان، زمان پایان واقعی جنگ هنوز فرا نرسیده است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.