زمستان سخت تابستان سخت
با رکودی که متأسفانه در مذاکرات شاهدیم، کسانی که در سال 1400 نوید «زمستان سخت در اروپا» را میدادند، ساز تابستان سخت در آمریکا را کوک کردهاند و به نظام اطمینان میدهند که اگر مذاکره را ترک کند و تنگه هرمز را بسته نگه دارد، در تابستان بحران انرژی در غرب اوج خواهد گرفت و آمریکا مجبور به عقبنشینی خواهد شد.
با رکودی که متأسفانه در مذاکرات شاهدیم، کسانی که در سال 1400 نوید «زمستان سخت در اروپا» را میدادند، ساز تابستان سخت در آمریکا را کوک کردهاند و به نظام اطمینان میدهند که اگر مذاکره را ترک کند و تنگه هرمز را بسته نگه دارد، در تابستان بحران انرژی در غرب اوج خواهد گرفت و آمریکا مجبور به عقبنشینی خواهد شد.
جریانی که در کشور چنین ایدهای را تبلیغ میکند، علاوه بر یک شاخه سیاسی، کارشناسانی نیز دارد که بعضا بهعنوان مشاور مقامات یا در برنامههای صداوسیما پیوسته نظرات خود را در گوش تصمیمگیران و بدنه اجتماعی نظام زمزه میکنند و تابوهایی در اذهان میآفرینند؛ تابوهایی که عبور از آنها ممکن است کار سادهای نباشد.
توصیههای این جریان سیاسی و کارشناسان آن سه مشکل اساسی دارد:
مشکل اول این است که آنها توجه ندارند بازار انرژی پویاست و تحت تأثیر عوامل متنوع و متعددی قرار دارد و با قطعیت نمیتوان درباره چند ماه آینده آن پیشبینی کرد. این کارشناسان در دوره صدروزه بعد از جنگ به دفعات پیشبینیهایی در مورد قیمت نفت، تخلیه ذخایر نفتی استراتژیک و تجاری و از کنترل خارجشدن قیمت انرژی داشتند که محقق نشد. آنها به این واقعیت که بازار انرژی طی این دوره گامهایی در جهت تطبیق خود با شرایط جدید برداشته و در نتیجه آن بهای نفت برنت جمعه گذشته 93 دلار بود، توجه ندارند (تبادل موشک بین ایران و اسرائیل موجب رشد دو تا چهار دلاری برنت در دوشنبه شد). نزدیک به 15 میلیون از
20 میلیون بشکه کسر نفت ناشی از بستهشدن تنگه هرمز از محلهای دیگر مانند صادرات عربستان و امارات از طریق خط لوله (حدود هفت تا هشت میلیون بشکه)، افزایش تولید سایر کشورهای تولیدکننده و کاهش حدود 4.5 میلیون بشکهای در مصرف جهانی بر اثر صرفهجویی و رجوع به انرژیهای پاک تأمین شده است (چین حدود 17 درصد از مصرف خود کاسته و مصرف سوخت در خانههای هند نیز حدود 13 درصد کاهش یافته است). همچنین برآوردها حاکی از آن است که در دو ماه آتشبس، روزانه بهطور متوسط حدود 17 کشتی ضمن هماهنگی با آمریکا یا با ایران و پرداخت عوارض از تنگه عبور کردهاند. بخشی از این کشتیهای عبوری نفتکش بودهاند و گفته میشود روزانه بین 600 تا یک میلیون بشکه نفت حمل کردهاند. بهعلاوه، آزادسازی نفت از ذخایر استراتژیک و تجاری در کشورها را نیز باید در محاسبه وارد کرد. مشکل دوم این است که این جریان سیاسی و کارشناسان آن، توزیع نامتوازن کمبود نفت در جهان را مسکوت میگذارند. بازارهای آسیایی که حدود 80 درصد نفت خود را از طریق تنگه هرمز دریافت میکردند، بسیار بیشتر از سایر مناطق تحت فشار قرار دارند. به گزارش آنکتاد نیز از حدود 75 کشور در جنوب جهانی 65 کشور واردکننده نفت بوده و بهشدت در برابر افزایش قیمت انرژی و نیز کمبود مواد غذایی و افزایش بهای آن آسیبپذیر هستند. تاکنون اکثر این کشورها، بهویژه چین، شاید با درک تجاوزکار بودن آمریکا، از بغض ترامپ و نتانیاهو فشار چندانی به ایران برای بازگشایی تنگه هرمز وارد نکردهاند. اما روشن نیست که طی چند ماه آینده شاهد چه تحولاتی خواهیم بود.
مسئله مهم دیگر این است که آمریکا از ناحیه بستهبودن تنگه هرمز با کمبود نفت مواجه نیست. البته بیشک، به خاطر بازار واحد جهانی نفت، افزایش قیمت نفت بر آمریکا نیز تأثیر داشته و علاوه بر افزایش قیمت بنزین، باعث افزایش تورم سالانه از 3.2 به 3.8 درصد در آوریل شد و احتمالا به بالای چهار درصد در ماه می خواهد رسید. این افزایش تورم مانع کاهش نرخ بهره پرایم و موجب افزایش نرخ بهره اوراق 10ساله خزانهداری خواهد شد و میتواند باعث افزایش هزینههای دولت و کاهش رشد اقتصادی در آمریکا شود. اما اولا اینها اتفاقاتی است که ممکن است در میانمدت شاید در سال آینده رخ دهد و ثانیا باید توجه داشت که ترامپ در تله اعتبار قرار گرفته و فاکتور تعیینکننده برای او میراثش و اعتبار شخصیاش و نیز اعتبار آمریکا در برابر کشورهای رقیب است و معلوم نیست به این فاکتورهای اقتصادی اهمیت لازم را بدهد.
مشکل سوم و بزرگتر کارشناسانی که نوید تابستان سخت را میدهند این است که فقط به تابستان سخت برای غرب توجه دارند و از سمت دیگر معادله یعنی شرایط اقتصادی-اجتماعی در ایران مطلقا سخن نمیگویند، نسبت به آثار ادامه محاصره دریایی بر ایران بیتوجهاند و تورم، بیکاری و تعلیق بسیاری از کسب و کارها در کشور و... را مسکوت میگذارند. احساس مسئولیت در برابر کشور و جمعیت 90میلیونی ایران ایجاب میکند این جریان سیاسی و کارشناسان آن احساس مسئولیت کنند و با توصیه به مذاکرهنکردن، حکومت را بهسوی پذیرش یک ریسک عظیم و غیرمنطقی سوق ندهند. آمریکا و اسرائیل تا این مقطع از آنجا که توفیقی در پیشبرد اهدافشان نداشتهاند، با شکست بزرگی مواجه شدهاند. این شکست یک فرصت بزرگ برای برقراری آتشبسی پایدار و صلحی جامع با آمریکا و جلوگیری از واردشدن اسرائیل در این معادله است که متأسفانه تبادل موشک دیروز با اسرائیل در خلاف این جهت بود. ایران نباید اینبار نیز یک فرصت دیگر را از دست بدهد.