دولت معیشت
بارها از سوی رئیس محترم جمهور، سخنگوی دولت و سایر دولتمردان اعلام شده که خط قرمز دولت معیشت مردم است یا جهتگیری دولت تأمین معیشت مردم است. دولت تلاش میکند معیشت مردم به خطر نیفتد.
بارها از سوی رئیس محترم جمهور، سخنگوی دولت و سایر دولتمردان اعلام شده که خط قرمز دولت معیشت مردم است یا جهتگیری دولت تأمین معیشت مردم است. دولت تلاش میکند معیشت مردم به خطر نیفتد. ادبیات رئیسجمهور و دولتمردان نشان میدهد که وقتی از معیشت مردم سخن میگویند، منظور تأمین کالاهای اساسی است. پس رویکرد دولت تأمین نیازهای اساسی حداقلی و جلوگیری از گرسنگی و فقر شدید است. به گفته دولتمردان برای تأمین کالاها مسیرهای دشواری پیشروی دولت است. ابزار دولت برای تأمین معیشت مردم نیز بیش از همه یارانه و کالابرگی است که ماهانه در اختیار سرپرستان خانوار قرار میگیرد. با این توضیح، امکان زندگی حداقلی و تأمین زندگی بخور و نمیر پارادایم حاکم بر دولت است و مفاهیمی مانند رفاه، پیشرفت و توسعه به حاشیه رانده میشود. شاید اینگونه تلقی شود که توسعه در وضعیت کنونی به معنای فراهمکردن امکان زندگی حداقلی توسط دولت است اما چنین وضعتی پایدار نیست. وقتی از معیشت سخن گفته میشود، دیگر کیفیت زندگی، فرصتهای بیشتر، توسعه سیاسی، رشد اقتصادی و رفاه مدنظر نیست. با جهتگیری فعلی دولتمردان، ممکن است معیشت به معنی زندگی بخور و نمیر مردم تأمین شود اما رفاه ایجاد نمیشود. معیشت ناظر به بقای مادی است اما رفاه و توسعه متمرکز بر شکوفایی و افزایش سطح مطلوب زندگی است. رئیسجمهور محترم اعلام کردند که نگران جوانان هستند. جوانان و نوجوانان غیر از معیشت به تفریح و اوقات فراغت باکیفیت هم نیاز دارند اما وقتی جهتگیری دولت تأمین معیشت یعنی تهیه اعتبار یارانه و کالابرگ است، دیگر فرصت و منابعی برای فراهمکردن زمینه و شرایط مناسب برای گذران اوقات فراغت مطلوب و تفریح نوجوانان و جوانان نمیماند. وقتی جهتگیری و تمام هم و غم دولت تأمین خوراک مردم است، دیگر گسترش فرصتها برای شکوفایی استعداها و خلاقیت و نوآوری چندان مورد اعتنا نیست.
از اواخر دهه 1360 توسعه به معنی رشد اقتصادی اعلام شد و جهتگیری دولت برای تحقق این هدف بود که از ابزارهای مختلفی هم استفاده کرد، هرچند به هدف اعلامشده دست نیافت. در اواسط دهه 1370 توسعه به معنای گسترش آزادیهای سیاسی و جامعه مدنی تلقی شد و ابزارهایی هم در جهت دستیابی به آن به کار گرفته شد. در این دوره شاخصهای اقتصادی بهترین وضعیت را پیدا کردند. در دورههای بعدی دولتها جهتگیریهای مختلفی داشتند. مثلا در اواسط دهه 1380 توسعه به معنای توزیع منابع در نظر گرفته و از ابزاری مانند قانون هدفمندی یارانهها برای تحقق آن استفاده شد اما در نهایت عدالت محقق نشد و بیشترین رانت و انحصار ایجاد شد. اما در دولت فعلی جهتگیری تأمین معیشت اعلام شده است. آیا از جهتگیری رشد اقتصادی و توسعه آزادیهای سیاسی به تأمین حداقلهای زندگی رسیدهایم؟ آیا این جهتگیری نشاندهنده این است که نهتنها رشد اقتصادی و گسترش فرصتها و عدالت ایجاد نشده بلکه تأمین کالاهای اساسی، مسئله اساسی شده است؟ لازم است دولتمردان توضیح دهند که آیا جهتگیری اساسی دولت که تأمین معیشت اعلام میشود، که البته در وضعیت جنگی به خوبی از پس آن برآمده است که در یادداشت دیگری در همین روزنامه در مورد آن نوشتهام، موقت و در شرایط جنگی است یا این جهتگیری تا پایان دولت است. اگر چنین است، پس برنامه هفتم توسعه (نام برنامههای پنجساله توسعه پس از 30 سال به برنامه پنجساله پیشرفت تغییر کرده است) چه میشود. درحالیکه جهتگیری دولت تأمین هزینه یارانه و کالابرگ و به اصطلاح معیشت مردم است، چگونه میتوان دلمشغول پیشرفت بود، مگر اینکه پیشرفت را به معنای تأمین نیازهای اساسی حداقلی دانست. شاید بتوان نام این دولت را دولت معیشت گذاشت یا بهتر بگویم دولت تأمینکننده کالاهای اساسی. شاید هم دولت چاره دیگری ندارد؛ دولتی که با بزرگترین بحرانها از جمله دو تهاجم و جنگ بزرگ مواجه بوده است.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.