|

گوی آتشینی که از دور، سیب سرخ جلوه می‌کند!

یادداشتی در ادامه و تکمیل تحلیل‌های چندماهه‌ اخیر درباره ‌ جنگ

در واپسین یادداشتی که تابستان درباره جنگ ایران و آمریکا نوشتم، به این مطلب اشاره کردم که طرف‌های درگیر، به نقطه بی‌بازگشت رسیده‌اند و هیچ‌یک حاضر نیستند از مواضع خود کوتاه بیایند.

در واپسین یادداشتی که تابستان درباره جنگ ایران و آمریکا نوشتم، به این مطلب اشاره کردم که طرف‌های درگیر، به نقطه بی‌بازگشت رسیده‌اند و هیچ‌یک حاضر نیستند از مواضع خود کوتاه بیایند.

این امر به چندین دلیل عمده است که شاید بتوانیم بزرگ‌ترین دلیل را مربوط به ریشه‌های این درگیری بدانیم که جنگ یادشده را یک «جنگ ماهیتی» معرفی می‌کند و به همین خاطر است که از ماه‌ها پیش و به‌ویژه طی دو سال اخیر، بر این باور بوده‌ام که پایان این منازعه، در گرو حل مسئله هسته‌ای یا موشکی و... نیست و گره‌های اصلی را باید در دورنما و افقی دیگر و گسترده‌تر دید. ازاین‌رو هیچ تحلیلگر دوراندیشی باور ندارد گره کلاف درهم‌پیچیده جنگ و رویارویی، به‌ دست مذاکره باز شود. بازگویی این مطلب به‌معنای نفی مذاکره یا کوبیدن بر طبل جنگ نیست، بلکه یادآوری فرصت‌های چندگانه‌ای است که در سال‌ها و دهه‌های گذشته پیش آمده اما بنابر دلایلی از دست رفته و وضعیت پیچیده کنونی را پدید آورده است. پیچیدگی این وضعیت فقط مربوط به دو سوی درگیری (ایران و آمریکا) نیست، بلکه مرتبط با یک فرایند منطقه‌ای و فراقاره‌ای طی سالیان گذشته نیز هست. اما آنچه سبب شد مطلبی در ادامه برآوردهای پیشین بنویسم، بروز نشانه‌هایی در نزدیک‌شدن به وقوع آن پیش‌بینی‌ها در روزهای اخیر است. در حدود 30، 40 روز گذشته، عمده تحلیل‌های کارشناسان و استادان بر این استوار بوده که باید منتظر جنگی شدیدتر پس از انتخابات آمریکا در آبان‌ماه (و نیز انتخابات اسرائیل در اوایل همان ماه) باشیم. نگارنده نیز تا حد زیادی با این برآورد موافق است، اما از همان یکی‌، دو ماه پیش تاکنون که نتایج نظرسنجی‌ها -تا آنجا که در دسترس عموم قرار می‌گیرد- نشان می‌دهد «جمهوری‌خواهان» در آمریکا دست بالاتر را ندارند و شرایطی یکسان در اسرائیل برای نتانیاهو پدید آمده است، این پرسش را مطرح کرده‌ام که چرا باید شرایط ایستای کنونی را دوام‌پذیر بدانیم؟ آیا باید در این خیالات باقی بمانیم که آنان در همین گام متوقف می‌شوند و منتظر می‌مانند که بازنده شوند (اگر فرض کنیم چنین است؟) خرد سیاسی و نیز ماهیت اقدامات تبلیغاتی و جذبی برای انتخابات، چنین حکم می‌کند که احزاب و سیاست‌مداران، در حوزه‌های سیاست درونی و نیز خارجی، دستاوردسازی کنند و به‌اصطلاح «برگ برنده» رو کنند. از همین‌ رو باید منتظر برخی رخدادها از سوی آنان باشیم و حواله‌دادن همه اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل به پس از برگزاری انتخابات‌شان منطقی نیست. به‌ویژه بازآرایی‌های نظامی اخیر و ترابری‌های چند هفته گذشته، در کنار رایزنی‌های متعدد در کشورهای دور و نزدیک، نشانه‌هایی از نزدیکی درگیری و نیز برخی رویدادهای دیگر است؛ اگرچه تشدید آنها را باید در ماه‌های آینده، تقریبا حتمی بدانیم.

بنابراین برگ برنده‌ای که آمریکایی‌ها یا اسرائیلی‌ها و همراهان آنها می‌توانند برایش زمینه‌سازی کنند، ممکن است یا مستقیم مرتبط با ایران باشد یا در مقطع کوتاه چندهفته‌ای آینده، در جغرافیای دیگری به‌ دست آید. رویکرد تشدید درگیری برای بازدارندگی یا حمله پیش‌دستانه تا پیش از انتخابات آمریکا و اسرائیل که ممکن است در ذهن بخشی از بدنه تصمیم‌گیری کشور باشد، امری است که جای درنگ دارد و باید با احتیاط به آن نگاه کرد‌ همان‌گونه که پیش‌تر هم نوشته‌ام، در فضای پر از اطلاعات و ضداطلاعات و داده‌های مبهم و پرحجم کنونی، تکیه بر این داده‌ها یا تحلیل‌هایی از جنس آنچه در صداوسیما مطرح می‌شود، برای انتخاب رویکردها، می‌تواند پرهزینه باشد، به‌ویژه آنکه سرچشمه اصلی بخشی از ضداطلاعات و داده‌های مبهم، رسانه‌ها و تحلیل‌های غربی‌ است. ازاین‌رو باید با نگاهی واقع‌گرا و به‌ دور از رؤیاگرایی، پاسبانی از کیان ایران و منافع ملت ایران را مدنظر داشته باشیم. اوضاع ظاهرا آرام کنونی، بیشتر شبیه به دیدن گویی سرخ‌رنگ است‌ که از دوردست‌ «سیب سرخ» می‌نماید، اما نزدیک‌تر که می‌شویم، متوجه می‌شویم درواقع «گوی آتشین» است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.