|

حکمرانی هوش مصنوعی الزامات جانماندن از آینده

1- قانون عمدتا و منطقا یک گام عقب‌تر از پدیده و سوژه خود حرکت می‌کند. تأخیر ناخواسته مقنن گاهی چنان خسارتی به مردم وارد می‌کند که لاجرم نسلی را متأثر می‌‌کند.

صالح نقره‌کار وکیل دادگستری

1- قانون عمدتا و منطقا یک گام عقب‌تر از پدیده و سوژه خود حرکت می‌کند. تأخیر ناخواسته مقنن گاهی چنان خسارتی به مردم وارد می‌کند که لاجرم نسلی را متأثر می‌‌کند. پدیده‌های نوظهور در برهه کنونی بعضا چنان پیشرو هستند که تا مقنن ادراک کند و بجنبد که باید و نباید موضوعه تنظیم کند، جامعه را دچار دگرگونی ژرف می‌کند. هوش مصنوعی بی‌گمان در صدر این پدیدارهای تأخیرمند حکمرانی قانونی در جوامع کنونی است. چه دیگر یک فناوری لوکس یا صرفا دانشگاهی نیست؛ به زیرساخت تصمیم‌سازی، اقتصاد، امنیت، آموزش و حتی شکل‌دهی افکار عمومی تبدیل شده است. امروز پرسش اصلی این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کنیم یا خیر، بلکه این است که چگونه باید آن را حکمرانی کنیم؟ نظم حقوقی مهم‌ترین دستاویز ما برای پایداری حقوق شهروندان متأثر از هوش مصنوعی است.

2- ما هنوز قانون جامع هوش مصنوعی نداریم. هرچند اسنادی مانند سند ملی هوش مصنوعی، مسیر کلی حرکت کشور را ترسیم کرده‌اند، اما در حوزه‌هایی مانند مسئولیت مدنی، حریم خصوصی، شفافیت الگوریتم‌ها، مالکیت فکری، مسئولیت ناشی از تصمیمات خودکار و حقوق کاربران، همچنان با خلأهای جدی قانونی مواجه هستیم. این خلأها دیر یا زود خود را در دادگاه‌ها، دانشگاه‌ها، بازار و حتی زندگی روزمره مردم نشان خواهند داد. اما شاید مهم‌تر از قانون‌گذاری، نگاه ما به حکمرانی هوش مصنوعی باشد. تجربه جهان نشان می‌دهد حکمرانی موفق‌ صرفا به معنای وضع محدودیت نیست، بلکه ایجاد تعادل میان حمایت از نوآوری و صیانت از حقوق شهروندان است. قانونی که فقط ممنوعیت ایجاد کند، توسعه را متوقف می‌کند و قانونی که هیچ نظارتی نداشته باشد، اعتماد عمومی را از بین می‌برد. 

 نتیجه آن، سرریز پرونده به محکمه و تسهیل نظم‌گریزی و حقوق‌ستیزی است.

3- امروز جهان وارد موج جدیدی از هوش مصنوعی شده است؛ موجی که از آن با عنوان دستیارهای هوشمند یا AI Agents یاد می‌شود. اگر چت‌بات‌ها فقط به پرسش‌های ما پاسخ می‌دادند، نسل جدید دستیارهای هوش مصنوعی قادر خواهند بود برنامه‌ریزی کنند، تصمیم بگیرند، با نرم‌افزارهای مختلف تعامل داشته باشند، وظایف پیچیده را به‌صورت مستقل انجام دهند و حتی به نمایندگی از انسان اقدام کنند. رقابت آینده کشورها فقط بر سر تولید یک مدل زبانی قدرتمند نخواهد بود، بلکه بر سر توسعه این عامل‌های هوشمند و ایجاد اکوسیستم خدمات مبتنی بر آنها خواهد بود. در چنین شرایطی، سیاست‌گذاری نیز باید تغییر کند. اگر بخواهیم در این رقابت جهانی جایگاهی داشته باشیم، فقط تصویب قانون کافی نیست، بلکه باید از شرکت‌های دانش‌بنیان، دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و استارتاپ‌هایی که در حوزه بومی فعالیت می‌کنند، حمایت هدفمند شود.

4- فناوری‌های نوظهور با دستور و بخش‌نامه متولد نمی‌شوند، بلکه در محیطی شکل می‌گیرند که سرمایه، آزادی پژوهش، زیرساخت و حمایت حقوقی در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند. نگاهی به سرمایه‌گذاری کشورهای منطقه نیز اهمیت این موضوع را آشکار می‌کند. برای نمونه، امارات متحده عربی فقط برای توسعه هوش مصنوعی، سرمایه‌گذاری‌هایی در مقیاس حدود هفت میلیارد دلار اختصاص است؛ در حالی که بودجه سالانه کل دانشگاه‌های ایران در مقایسه با چنین ارقامی بسیار محدودتر است. فارغ از دقت عددها، پیام روشن است: رقابت آینده با سرمایه‌گذاری جدی بر دانش و فناوری رقم خواهد خورد، نه با شعار.

5- از سوی دیگر، هوش مصنوعی ظرفیت‌هایی ایجاد کرده که پیش از این تصور آنها نیز دشوار بود. امروز تولید تصاویر، اسناد، فایل‌های صوتی و ویدئوهای جعلی (Deepfake) با کیفیتی انجام می‌شود که تشخیص آنها برای انسان بسیار دشوار و گاه ناممکن است. این موضوع، نظام قضائی، رسانه‌ها، بانک‌ها، شرکت‌ها و حتی روابط اجتماعی را با چالشی جدی روبه‌رو خواهد کرد. تجربه شخصی من و گفت‌وگو با متخصصان این حوزه نشان داده است در بسیاری از موارد، تشخیص اینکه یک متن، تصویر، صدا یا فایل توسط هوش مصنوعی تولید شده یا خیر، دیگر از توان انسان خارج است و فقط سامانه‌های هوش مصنوعی تخصصی که برای راستی‌آزمایی و کشف جعل طراحی شده‌اند، قادر به انجام این کار هستند. به بیان دیگر، در بسیاری از موارد، فقط یک هوش مصنوعی می‌تواند هوش مصنوعی دیگری را شناسایی کند.

6- این مسئله امروز در دانشگاه‌ها نیز به‌ وضوح مشاهده می‌شود. بسیاری از دانشجویان با صرف کمترین زمان و هزینه، از ابزارهای هوش مصنوعی برای تولید مقاله، گزارش پژوهشی و حتی ساخت منابع علمی استفاده می‌کنند. در مقابل، استادان ابزار مؤثر و مستقلی برای راستی‌آزمایی این آثار در اختیار ندارند و معمولا ناچارند از همان ابزارهای عمومی موجود استفاده کنند که خود نیز محدودیت‌های فراوانی دارند. اگر کشور بتواند بستر توسعه سامانه‌های تخصصی ارزیابی اصالت آثار علمی، کشف تولیدات هوش مصنوعی و اعتبارسنجی منابع پژوهشی را فراهم کند، این ابزارها می‌توانند نقش مهمی در ارتقای کیفیت آموزش عالی و حفظ اعتبار نظام علمی کشور ایفا کنند.

7- همین منطق در حوزه امنیت، رسانه و افکار عمومی نیز صادق است. در موضوع تأثیر الگوریتم‌ها بر شکل‌دهی افکار عمومی، تجربه دو دهه اخیر شبکه‌های اجتماعی یک درس روشن به ما داده است؛ سیاست‌هایی مانند فیلترینگ گسترده، محدودسازی یا برخوردهای صرفا سلبی، به‌تنهایی نه مانع انتشار اطلاعات نادرست شده‌اند و نه توانسته‌اند اعتماد عمومی را افزایش دهند.

8- در عصر هوش مصنوعی، راه‌حل پایدار، استفاده از ظرفیت خود هوش مصنوعی است. باید سامانه‌هایی توسعه یابند که بتوانند به‌صورت هوشمند، اخبار جعلی، تصاویر و ویدئوهای ساختگی، عملیات هماهنگ تأثیرگذاری بر افکار عمومی و کمپین‌های مبتنی بر ربات‌ها را در کوتاه‌ترین زمان شناسایی کنند، به نهادهای مسئول هشدار دهند و حتی در کنار انسان، در تولید سریع محتوای صحیح و اطلاع‌رسانی دقیق مشارکت داشته باشند.

9- همان فناوری که می‌تواند تهدید ایجاد کند، می‌تواند ابزار مقابله با همان تهدید نیز باشد. از همین رو، شاید مهم‌ترین اصل حکمرانی هوش مصنوعی در دهه آینده این باشد که در عصر هوش مصنوعی، مؤثرترین راه مقابله با ظرفیت‌های مخرب هوش مصنوعی، توسعه هوش مصنوعی‌های تخصصی برای کنترل، پایش، راستی‌آزمایی و مدیریت همین تهدیدهاست. آینده را نمی‌توان با فناوری دیروز اداره کرد و چالش‌های هوش مصنوعی را نیز نمی‌توان فقط با ابزارهای سنتی پاسخ داد.

10- ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک نظام جامع حکمرانی هوش مصنوعی نیاز دارد؛ نظامی که هم‌زمان سه هدف را دنبال کند: حمایت از نوآوری، حفاظت از حقوق شهروندان و توسعه فناوری‌های بومی برای مدیریت مخاطرات. آینده متعلق به کشورهایی خواهد بود که به‌جای ترس از هوش مصنوعی، آن را هوشمندانه تنظیم، حمایت و هدایت کنند. ایران سرشار از فرصت‌های اقتصادی و سرمایه انسانی با ذکاوت است. فرصت‌های ملی را با تقنین بهنگام و سزاوار قدر بدانیم.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.