|

آیا جاده ترامپ دوطرفه است؟

گاهی موارد سازش به معنای تعامل با محیط پیرامون است. به‌عنوان نمونه اگر شما در محل سکونت با همسایه خود دچار مناقشه شده‌اید، لازم است برای حل این نزاع، تعاملی دوسویه بین شما و همسایه‌تان برقرار شود. به عبارتی زمانی سازش واقعی امکان‌پذیر است که تعامل و توافقی دوجانبه اتفاق بیفتد.

گاهی موارد سازش به معنای تعامل با محیط پیرامون است. به‌عنوان نمونه اگر شما در محل سکونت با همسایه خود دچار مناقشه شده‌اید، لازم است برای حل این نزاع، تعاملی دوسویه بین شما و همسایه‌تان برقرار شود. به عبارتی زمانی سازش واقعی امکان‌پذیر است که تعامل و توافقی دوجانبه اتفاق بیفتد. ازدواج پدیده‌ای بغرنج و پیچیده به حساب می‌آید.

شاید برخی از طریق روش‌های ساده‌ای مانند جست‌وجو در اینترنت، همسر آینده خود را انتخاب کنند، اما ازدواج موضوعی حیاتی است و برای یافتن شریک زندگی باید اقداماتی واقعی و تأثیرگذار انجام داد. وقتی فرد حاضر است با شخص مورد انتخابش قرار ملاقات بگذارد، یعنی پذیرفته چند ساعتی از وقت خود را صرف این قضیه کند. در ادامه مسیر انجام اقدامات پرهزینه‌ای مانند اهدای گل، تهیه هدیه تولد و... نشان می‌دهد فرد فقط در کلام علاقه خود را بیان نکرده، بلکه او با انجام اقدامات پرهزینه این پیام را ارسال می‌کند که شخص مورد علاقه او سزاوار احترام و فداکاری است. لذا طرف مقابل نیز دلگرم می‌شود تا رابطه شکل‌گرفته را تداوم ببخشد. در این وضعیت زمینه برای توافقی دوطرفه فراهم می‌شود و شرایط برای ازدواج طرفین می‌تواند جور و امکان‌پذیر شود. درباره دعوا و مرافعه‌ها نیز قضیه به همین شکل است؛ یعنی شما برای حل و خاتمه درگیری باید کنش‌های واقعی بروز دهید. برای پایان کدورت‌ها نه‌تنها باید به‌صورت لسانی و در بیان پیام صلح و آشتی را ارسال کرد، بلکه لازم است اقدامات پرهزینه مانند خرید گل یا هدیه را نیز امتحان کنید.

تاریخ جهان همواره شاهد دعواها و منازعات سیاسی یا حتی جنگ‌های خانمان‌سوز بوده است. در بسیاری از مناقشات سیاسی یا جنگ‌ها، یکی از طرفین یا هر دو طرف با اجتناب از اقدامات عینی، صرفا با دادن وعده و خواسته‌های یک‌جانبه مانع از شکل‌گیری صلح واقعی می‌شود. گاهی منازعات سیاسی ریشه تاریخی داشته و به مرور زمان نفرت‌ها و کینه‌ها را افزایش می‌دهد.

تاریخ مرافعه سیاسی ایران و آمریکا پس از انقلاب اسلامی مملو از اتفاقات و رخدادهای تأثیرگذار است؛ تسخیر سفارت آمریکا در تهران، حمله به نظامیان آمریکایی در لبنان، حمایت همه‌جانبه آمریکا از تهاجم عراق به ایران، حمله به هواپیمای مسافربری ایران و اخیرا تحمیل دو جنگ توسط آمریکا به ایران، حمله به زیرساخت‌ها، اماکن نظامی و مسکونی و ترور مقامات و رجل سیاسی و نظامی ایران و... از‌جمله تقابل دو سوی مناقشه در این سال‌ها محسوب می‌شود. در این رویارویی سیاسی، رفتار مقامات دو کشور یکسان نبوده و فرازونشیب‌هایی را تجربه کرده است. به‌عنوان نمونه، در دوران ریاست‌جمهوری جورج بوش، آمریکا برای سرنگونی القاعده و طالبان از ایران درخواست کمک کرد و ایران آن را پذیرفت، همچنین برای سقوط رژیم صدام و به درخواست آمریکا، ایران به نیروهای آمریکایی کمک شایانی کرد. اما در مقابل، جورج بوش هیچ‌گونه حسن نیتی در قبال ایران نشان نداد و ایران را جزء محور‌ شرارت اعلام کرد. به گفته سیدحسین موسویان در کتاب «ایران، آمریکا تعامل یا تقابل»، در دوره اول ریاست‌جمهوری باراک اوباما، آمریکا سخت‌ترین تحریم‌ها علیه ایران را به کار برد. در آن زمان و در دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، ایران حاضر نشد همکاری قابل توجهی را در زمینه موضوع هسته‌ای بروز دهد و این امر افزایش شکاف میان ایران و آمریکا را به همراه داشت. اما دور دوم اوباما که مصادف با ریاست‌جمهوری حسن روحانی بود، طرفین با درک این نکته که می‌توان با تعامل دوطرفه از ارتفاع دیوار بی‌اعتمادی کاست، درهای مذاکره را به روی هم گشودند. هر دو طرف با عقب‌نشینی از خواسته‌های حداکثری، زمینه همکاری و تفاهم را فراهم آوردند. اوباما برخلاف اسلاف خود، ایران را به‌عنوان یک قدرت و بازیگر مهم منطقه پذیرفت، با تمام قدرت در مقابل فشار اسرائیل و ائتلاف عبری ایستاد و برجام را نهایی کرد. او حق غنی‌سازی ایران را به رسمیت شناخت و در نهایت تحریم‌های اقتصادی ایران را لغو کرد. در مقابل، ایران متعهد شد سطح غنی‌سازی را کاهش دهد، امکان بازدید بازرسان از مراکز هسته‌ای و بازرسی‌های غیرمتعارف را که برخلاف خطوط قرمز تعیین‌شده توسط ایران بود‌، بپذیرد که این اقدامات فراتر از پادمان و پروتکل الحاقی بود. با روی کار آمدن ترامپ، شرایط دگرگون شد. او در ابتدا برجام را سندی مهلک اعلام کرد و خواستار تغییر در برجام و تنظیم توافقی جدید بین دو کشور بود که با مخالفت ایران مواجه شد. لذا ترامپ از برجام که یک توافق مهم بین‌المللی بود، خارج شد و در ادامه با اعمال شدیدترین تحریم‌ها، اقتصاد ایران را نشانه گرفت و با ترور سردار سلیمانی، امواج بلند بی‌اعتمادی را روانه ساحل ایران کرد. به گفته ولی نصر در کتاب «بر لبه تنهایی»، واشینگتن باور داشت خروج از برجام، ایران را به زانو درمی‌آورد و ایران تسلیم خواسته‌های آمریکا خواهد شد. بعد از آنکه ترامپ برای مرتبه دوم برنده انتخابات ریاست‌جمهوری شد، در ابتدا با دعوت ایران به مذاکره، کشور ایران را لایق بهترین‌ها دانست. ایران و آمریکا در دوره دوم ترامپ، دو مرتبه با یکدیگر مذاکره کردند که در هر مذاکره آمریکا با عهدشکنی و با همراهی اسرائیل، به ایران حمله کرد. در این مذاکرات ترامپ برخلاف اوباما خواسته‌های حداکثری را بیان کرد و حاضر به دادن هیچ‌گونه امتیازی نبود. برای نمونه در مذاکرات بعد از جنگ دوم، ترامپ خروج اورانیوم غنی‌شده از ایران، تعلیق فعالیت هسته‌ای ایران و بازشدن تنگه هرمز را از ایران مطالبه کرد و در مقابل خواسته ایران مبنی بر آزادسازی منابع بلوکه‌شده و رفع تحریم اقتصادی حاضر به هیچ‌گونه انعطافی نشد. او برخلاف سازوکار اوباما که روش صلح‌جویانه همراه با تعامل دوسویه را در دستور کار داشت، هیچ‌گاه حق و حقوق ایران را نپذیرفت؛ هرچند نباید از فشار لابی اسرائیل در سوق‌دادن ترامپ در این مسیر چشم‌پوشی کرد.

فرید زکریا در کتاب «بازی بزرگان» با اشاره به رفتار فرانکلین روزولت بعد از جنگ جهانی دوم، اظهار می‌دارد رفتار آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم در زمان روزولت با سایر کشورها همراه با احترام و رعایت حقوق سایرین ‌بود. فرید زکریا با یادآوری ریاست‌جمهوری جورج بوش، جاده رابطه با آمریکا را یک‌طرفه ترسیم می‌کند. یکی از دولتمردان اروپایی چنین می‌گوید: «زمانی که ما با مقامات آمریکایی ملاقات می‌کردیم، آنها صحبت می‌کردند، ما فقط گوش بودیم. ما به ندرت نسبت به اظهارات آنان نظر مخالف می‌دادیم، زیرا آنها گوششان به حرف ما بدهکار نبود». یکی از کارکنان شورای اروپا در امور خارجی از تجربه خود در این ملاقات‌ها چنین می‌نویسد: «در مورد دستگاه دیپلماسی آمریکا، شما ملزم به ادای احترام هستید و باید با میزبان مؤدبانه رفتار کنید. ما به آنجا رفته‌ایم که همچون یک مقام زیردست آرزوی سعادت برای میزبان برتر خود کنیم و آرزو کنیم پرزیدنت بوش بار دیگر در دفتر خود ما را بپذیرد. هر یک از مقامات و سران کابینه آمریکا برای شرکت در کنفرانس‌های خارج از آمریکا آن‌چنان با تکبر و تشریفات وارد می‌شدند که دوران امپراتوری داریوش در ذهن تداعی می‌شد. در این مواقع هتل‌ها قرق می‌شدند، شهرها به تعطیلی کشیده می‌شدند و تماشاچیان مظلوم به وسیله نوارهای پلاستیکی از مسیر عبور آنها به کناری رانده می‌شدند و باید گفت این رفتارها موجبی برای تسخیر قلب‌ها و مغزها باقی نمی‌گذاردند».

سخن پایان اینکه سازش‌پذیری، شرط مهم بقا و ادامه حیات است. اما برای سازش و رفع مرافعه نیاز است تعاملی دوطرفه و متقابل شکل بگیرد، نه اینکه فقط خواسته‌ها و حاجات یک‌ طرف‌ برآورده شود. در نهایت مطابق نظر فرید زکریا، آیا جاده ارتباط با ترامپ یک‌طرفه است یا دوطرفه؟

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.