فصل تازه حکمرانی در سایه اقتدار ملی
فردای امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، طبیعی است که نگاهها به متن و جزئیات آن دوخته شود؛ به اینکه چه داده و ستاندهای صورت گرفته است. اما پیش از ورود به این بحثها، یک پرسش مهمتر وجود دارد: این توافق بر چه تصویری از ایران بنا شده است؟ تصویری که جهان امروز از ایران میبیند، با گذشته تفاوتی بنیادین دارد.
فردای امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، طبیعی است که نگاهها به متن و جزئیات آن دوخته شود؛ به اینکه چه داده و ستاندهای صورت گرفته است. اما پیش از ورود به این بحثها، یک پرسش مهمتر وجود دارد: این توافق بر چه تصویری از ایران بنا شده است؟ تصویری که جهان امروز از ایران میبیند، با گذشته تفاوتی بنیادین دارد. ایران در بزنگاهی سخت، برخلاف بسیاری از پیشبینیها، نهتنها از هم نپاشید، بلکه توانست امنیت خود را حفظ کند، انسجام درونیاش را نگه دارد و در میانه فشار و تهدید، کارکردهای اصلی حاکمیت خود را ادامه دهد و بلکه تقویت کند. همین تغییر در ادراک، به نقطه کانونی قضاوت درباره این تفاهمنامه تبدیل شده است. آنچه امروز در میز مذاکره دیده میشود، بازتاب همین تصویر جدید است؛ تصویری که از سطح تصورات پیشین عبور کرده و به تجربهای عینی و آزمودهشده رسیده است.
طرف متجاوز اکنون با کشوری مواجه است که در شرایط فشار، علاوه بر واکنش سریع، توان تصمیمسازی، توازن و حتی تهاجم خود را نیز به نمایش گذاشته است. در این میان، یک حقیقت روشن و انکارنشدنی وجود دارد: این جایگاه بر شانههای شهدای عزیزمان، از رهبر نستوه تا فرماندهان و رزمندگان و دانشمندمان تا شهروندان و دانشآموزان مظلوم میناب، استوار است؛ آنان که با جان خود از امنیت و عزت این سرزمین پاسداری کردند و در منطق الهی و حافظه این سرزمین، ایثار آنان قطعا بیپاسخ و بیارج نمیماند. در کنار این فداکاریها، نقش مردم ایران نیز در شکلگیری این تصویر جدید، مشهود و نمایان است. جامعه ایران در روزهای دشوار نشان داد که در لحظات سرنوشتساز، فراتر از تفاوت دیدگاهها و سلایق سیاسی، حول مفهوم ایران و امنیت ملی به هم نزدیک میشود.
همین بلوغ اجتماعی و سرمایه ملی بود که امکان عبور از یک تنگنای تاریخی و تثبیت این جایگاه را فراهم کرد. جامعهای که چنین آزمونی را پشت سر گذاشته، امروز انتظار دارد ثمره این اقتدار در زندگی روزمره هم دیده شود. هر تصویری از اقتدار، زمانی معنا پیدا میکند که در معیشت، رفاه و کیفیت زندگی مردم ترجمه شود. ادامه مسیرهای فرسوده و تصمیمهای کماثر، با این سطح از تجربه و هزینه همخوان نیست و نمیتواند پاسخگوی انتظارات جدید باشد.
اکنون زمان آن است که اقتدار بیرونی کشور به کارآمدی درونی پیوند بخورد و سیاست خارجی به بهبود واقعی در زندگی مردم متصل شود و از این مسیر، شاخصهای حکمرانی در اعتماد عمومی و امید اجتماعی و رفاه عمومی تقویت شود. مردم در روزهای سخت سهم خود را در حفظ کشور ادا کردند؛ امروز نوبت آن است که این سرمایه ملی به فرصتهای اقتصادی، رفاه بیشتر، کارآمدی بالاتر و آیندهای روشنتر تبدیل شود.
شایسته آن است که دوره پس از این تفاهم، در حافظه سیاسی کشور بهعنوان آغاز یک بازسازی عمیق ثبت شود؛ بازسازیای در شیوه حکمرانی، در نگاه به توسعه، در استفاده از ظرفیتهای ملی و در بازتعریف رابطه دولت و جامعه. اگر این مسیر بهدرستی طی شود، این مقطع میتواند از یک تجربه پرتنش، به آغاز فصلی تازه در پیشرفت کشور تبدیل شود.
در این فصل تازه، اقتدار زمانی معنا پیدا میکند که در زندگی مردم دیده شود. امنیت، ثبات و جایگاه بینالمللی زمانی به سرمایهای پایدار تبدیل خواهد شد که در سفره مردم، در امید جوانان، در رونق تولید و در کیفیت زندگی نیز خود را نشان دهد. از دل همین پیوند میان اقتدار ملی و زندگی مردم است که امنیتی پایدارتر و ایرانی قویتر برای آینده ساخته خواهد شد.