توافق را منتفی ندانیم
سؤال مهم اکنون این است که آیا مذاکراتی که در اسلامآباد شروع شد، ادامه خواهد یافت و اگر متوقف شود، آیا جنگ از سر گرفته خواهد شد. با توجه به ادامه تلاش میانجیگران میتوان به ادامه آتشبس امید داشت.
سؤال مهم اکنون این است که آیا مذاکراتی که در اسلامآباد شروع شد، ادامه خواهد یافت و اگر متوقف شود، آیا جنگ از سر گرفته خواهد شد. با توجه به ادامه تلاش میانجیگران میتوان به ادامه آتشبس امید داشت. اما اعلام محاصره دریایی ایران از طرف ترامپ که در حقوق بینالملل در حکم اعلان جنگ است، کار را دشوارتر کرده و واکنش سخت ایران میتواند آتشبس را به خطر بیندازد. با این حال، هنوز نمیتوان و نباید مذاکرات را شکستخورده دانست و باید امیدوار بود که با توجه به خسارات عظیم جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، همچنان طرفین راه را برای مذاکره و توافق باز نگه دارند.
تردید نیست که جنگها دورانساز هستند و میتوانند موجب تحول اساسی در شرایط و اوضاع و احوال شوند؛ در حدی که طرفهای جنگ نمیتوانند آن را در شکلگیری شرایط بعد از جنگ و بازبینی در اهداف و برنامههای خود نادیده بگیرند. بررسی واقعبینانه و به دور از روایتسازیهای معطوف به تحت تأثیر قراردادن افکار عمومی، حاکی از دو واقعیت است: نخست اینکه دولت ترامپ در پیشبرد اهداف خود شکست خورد و نتوانست آنچه را که مدنظر داشت، از طریق جنگ به دست آورد. برخلاف تصور ترامپ و بهویژه برخلاف اهداف جنایتکارانه اسرائیل در ارتباط «تغییر رژیم» و فراتر از آن فروپاشی ایران و گسستن شیرازه امور، هم نظام توانست انسجام خود را حفظ کند و هم جامعه و کشور تابآوری تحسینبرانگیزی از خود نشان داد. اکنون محتمل است که ترامپ از شکستی که متحمل شد، درس بگیرد و در صورت شکست مذاکرات حداقل مجددا اقدام به ازسرگیری جنگ نکند.
از طرفی، تا آنجا که به آفند و پدافند ایران مربوط است، کشور با مشکلاتی مواجه بود. ایران حق داشت که پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه را مورد حمله قرار داد. اما اگر حملهای به امکانات غیرنظامی این کشورها یا تهدیدی متقابل به زدن زیرساختهای این کشورها در واکنش به حمله به زیرساختهای ایران صورت گرفته باشد، از سر اضطرار و ناچاری بوده است. ایران همچنین به لحاظ حقوقی، حق داشت که در جریان یک جنگ تجاوزکارانه دریایی اقدام به جلوگیری از تردد کشتیهای دولتهای متخاصم در تنگه هرمز کند. درمورد میزان تأثیرگذاری حملات موشکی به اسرائیل نیز قطعا نیروهای مسلح ما ارزیابیهای خود را انجام دادهاند. اما تردید نیست که مشکل اصلی در حوزه پدافند بود و روشن است که بدون پدافندی توانا، جنگ و بهویژه ادامه آن بسیار دشوار خواهد بود.
درباره محتوای مذاکرات و بهویژه درباره مهمترین مسئله، یعنی غنیسازی، طبیعی است که مذاکرات اسلامآباد در ادامه مذاکرات پیشین بوده باشد. غنیسازی مهمترین موضوع برای ترامپ از نظر ساختن روایت پیروزی در داخل آمریکا است. میتوان احتمال داد که اصرار طرفین بر مواضع پیشین خود درباره غنیسازی موجب شکست مذاکرات خواهد شد. این احتمال باید وجود داشته باشد که ایران با توجه به توقف عملی غنیسازی در داخل کشور و ضرورت منطقی ناشی از گشودن راهی برای خروج طرف مقابل از بنبست، راضی به انعطاف در این زمینه شود.
در اینباره یک راهحل میتواند «غنیسازی در حد نیاز» باشد که با توجه به محدودبودن نیاز ایران به تأمین سوخت برای رآکتور تحقیقاتی تهران و وجود اورانیوم غنیشده لازم برای این منظور، ایران به تعلیق غنیسازی رضایت دهد.
دو موضوع کاملا جدید در مذاکرات، تنگه هرمز و آتشبس در لبنان بود.
در مورد تنگه اگرچه ایران حق داشت در دوره جنگ تردد را محدود کند، اما باید توجه داشته باشد که در دوره آتشبس و صلح با یک قاعده حقوقی تثبیتشده و جامعه جهانی که مصمم به اعمال آن است، مواجه خواهد بود. صحبت از دریافت عوارض عبور، هم به لحاظ حقوقی، هم از نظر همراهینکردن عمان و هم از جنبه اجرائی با مشکلاتی مواجه است و مهمتر از آن مبلغی که ممکن است از این محل حاصل شود (سه تا چهار میلیارد دلار در سال) حتما ارزش طیف وسیعی از مشکلات امنیتی، حقوقی، اقتصادی و عملیاتی را نخواهد داشت.
اگرچه خیلی محتمل نیست که ترامپ در صورت شکست مذاکرات، تجاوز را از سر گیرد، اما او حتما در راستای افزایش فشار و جدیدا از طریق محاصره دریایی خواهد کوشید و احتمالا تهدید نظامی را بر عهده اسرائیل خواهد گذاشت. بهعلاوه، ما این بار با مشکلات جدید و بیسابقهای از ناحیه کشورهای عربی نیز مواجه خواهیم بود که به همراه محاصره دریایی موجب تشدید آثار تحریمها خواهد شد. مشکل بزرگ دیگر در دوره جدید، مشکل تأمین مالی برای بازسازی ویرانیهای جنگ، احیای اقتصادی، کاهش بیکاری و رکود ناشی از جنگ و جلوگیری از انفجار تورمی مربوطه است. تردید نیست که تمرکز بر این مشکلات مستلزم کاهش تنش در سیاست خارجی و دورکردن هرچه بیشتر شبح جنگ از روی کشور و جلوگیری از وضعیت تعلیق و بلاتکلیفی در سیاست خارجی و اثر شدید آن بر اقتصاد است.
درحالیکه انعطافی که ایران از نظر شکلی در مذاکرات اسلامآباد انجام داد، تحسینبرانگیز بود، ضروری است که به سهم خود به لحاظ محتوایی نیز انعطاف لازم را که برای حل مسائل اقتصادی و اجتماعی ضروری است، نشان دهد.