|

سایه خالی‌شدن لانچرها؛ هشدار زنجیره‌ای در نبرد موشکی فرسایشی

انتشار گزارش‌های پی‌درپی از واشنگتن‌پست و میدل‌ایست‌آی درباره کاهش سریع ذخایر موشک‌های کروز تاماهاوک و سامانه‌های رهگیری مورد استفاده آمریکا و اسرائیل در عملیات اخیر علیه ایران، پیام روشنی برای تحلیلگران نظامی دارد: ظرفیت‌های فعلی زرادخانه‌های غربی برای مدیریت یک جنگ طولانی‌مدت با شدت شلیک بالا، با محدودیت ساختاری مواجه است. داده‌های مطرح‌شده از سوی مقامات آمریکایی – هرچند به‌صورت غیر رسمی – نشان می‌دهد که طی چهار هفته بیش از ۸۵۰ فروند تاماهاوک شلیک شده است؛ عددی که حتی برای ارتشی با زنجیره تأمین صنعتی پیشرفته مانند پنتاگون نیز فشار قابل‌توجهی محسوب می‌شود.

نیروانا مهرآئین 

 

 

انتشار گزارش‌های پی‌درپی از واشنگتن‌پست و میدل‌ایست‌آی درباره کاهش سریع ذخایر موشک‌های کروز تاماهاوک و سامانه‌های رهگیری مورد استفاده آمریکا و اسرائیل در عملیات اخیر علیه ایران، پیام روشنی برای تحلیلگران نظامی دارد: ظرفیت‌های فعلی زرادخانه‌های غربی برای مدیریت یک جنگ طولانی‌مدت با شدت شلیک بالا، با محدودیت ساختاری مواجه است. داده‌های مطرح‌شده از سوی مقامات آمریکایی – هرچند به‌صورت غیر رسمی – نشان می‌دهد که طی چهار هفته بیش از ۸۵۰ فروند تاماهاوک شلیک شده است؛ عددی که حتی برای ارتشی با زنجیره تأمین صنعتی پیشرفته مانند پنتاگون نیز فشار قابل‌توجهی محسوب می‌شود.

موشک کروز تاماهاوک، یک تسلیح راهبردی با نقش دوگانه در عملیات‌های تهاجمی دقیق و اجرای سرکوب پدافند هوایی محسوب می‌شود. تولید سالانه این موشک‌ها تنها چند صد فروند است؛ بنابراین مصرف روزانه در سطح فعلی بیانگر شتابی فراتر از ظرفیت جایگزینی است. از منظر نظامی، چنین الگویی زنگ هشدار فرسایش ذخایر استراتژیک را به صدا درمی‌آورد، زیرا موشک‌هایی که امروز خرج می‌شوند، جایگزین فوری در خط تولید ندارند و فاصله زمانی تولید تا تحویل، چندین ماه تا بیش از یک سال است.

بخشی از نگرانی مقام‌های پنتاگون به همین شکاف بین مصرف و تولید بازمی‌گردد. این نگرانی تنها درباره تاماهاوک‌ها نیست؛ رهگیرهای مورد استفاده اسرائیل و آمریکا—که در عملیات‌های دفاع هوایی سهم اصلی را بر عهده دارند—نیز مصرف بالایی را تجربه کرده‌اند. درگیری‌های با شدت بالا، به‌ویژه در محیطی با اشباع موشکی و پهپادی، به‌طور طبیعی مصرف رهگیرها را چندبرابر حالت استاندارد می‌کند. هر رهگیر از خانواده استاندارد، پاتریوت و سامانه‌های مشابه، هم قیمت بالایی دارد و هم تولید آن محدود است؛ لذا افت ذخایر در چنین بازه زمانی کوتاهی، نشانه‌ای از فشار غیرمنتظره بر شبکه دفاعی است.

در سطح علمی-نظامی، این وضعیت تصویری از «فرسایش تسلیحاتی» ارائه می‌دهد؛ مفهومی که در نبردهای مدرن با تهدیدهای حجم‌بالا اهمیت روزافزون یافته است. سامانه‌های پیشران موشک‌های کروز، واحدهای ناوبری اینرسی و پایدارسازهای دیجیتال، قطعاتی تخصصی و کم‌تیراژ هستند و افزایش تولید آنی آنها امکان‌پذیر نیست. با توجه به پیچیدگی فنی، هرگونه ارتقای ظرفیت تولید نیازمند سرمایه‌گذاری در خطوط جدید، گسترش شبکه صنایع مادر و تأمین‌کنندگان کوچک و بزرگ است؛ فرآیندی که به‌طور معمول ماه‌ها تا سال‌ها زمان می‌برد.

نکته قابل‌توجه در گزارش‌های منتشر شده، اشاره به «کاهش نگران‌کننده ذخایر در خاورمیانه» است؛ امری که می‌تواند پیامدهای عملیاتی داشته باشد. وقتی تسلیحاتی کلیدی در صحنه نبرد با محدودیت مواجه می‌شود، فرماندهان مجبورند الگوهای استفاده از مهمات را تغییر دهند، از سلاح‌های جایگزین بهره ببرند یا تاکتیک‌های جدیدی طراحی کنند. این تغییرات می‌تواند بر کیفیت عملیات‌ها، آزادی عمل و تعداد اهداف قابل درگیری اثر بگذارد.

به‌طور کلی، آنچه اکنون از دل این گزارش‌ها بیرون می‌آید، یک حقیقت راهبردی است: اتکای بیش‌ازحد به مهمات پیشرفته و گران‌قیمت در جنگی با نرخ مصرف بالا، بدون پشتوانه صنعتی متناظر، می‌تواند یک جبهه را با محدودیت‌های سخت مواجه کند. در هر نبرد طولانی‌مدت، آنچه تعیین‌کننده می‌شود نه صرفاً قدرت اولیه آتش، بلکه پایداری لجستیکی و توان حفظ سرعت مصرف در برابر توان تولید است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.