کودکان و زنان در جنگ؛ حمایتهای حقوق بینالملل
جنگ همواره بیشترین آسیب را به کسانی وارد میکند که کمترین نقش را در آغاز آن داشتهاند. در میان غیرنظامیان، کودکان و زنان آسیبپذیرترین گروهها به شمار میروند؛ گروههایی که اغلب در معرض آوارگی، خشونت، محرومیت از خدمات اساسی و تهدیدهای جدی علیه جان و کرامت انسانی قرار دارند. به همین دلیل، حقوق بینالملل بشردوستانه با وضع قواعد مشخص تلاش کرده است حتی در شرایط جنگ نیز حداقلی از حمایت انسانی برای آنان تضمین شود.
محمد مقصود . پژوهشگر حقوقی
جنگ همواره بیشترین آسیب را به کسانی وارد میکند که کمترین نقش را در آغاز آن داشتهاند. در میان غیرنظامیان، کودکان و زنان آسیبپذیرترین گروهها به شمار میروند؛ گروههایی که اغلب در معرض آوارگی، خشونت، محرومیت از خدمات اساسی و تهدیدهای جدی علیه جان و کرامت انسانی قرار دارند. به همین دلیل، حقوق بینالملل بشردوستانه با وضع قواعد مشخص تلاش کرده است حتی در شرایط جنگ نیز حداقلی از حمایت انسانی برای آنان تضمین شود.
حمایت از کودکان؛ منع مشارکت در جنگ
در حقوق بینالملل بشردوستانه، کودکان از حمایت ویژه برخوردارند. کنوانسیونهای چهارگانه ژنو (۱۹۴۹) و پروتکلهای الحاقی آن (۱۹۷۷) دولتها و طرفهای درگیر را ملزم میکنند که از کودکان در برابر آثار مستقیم جنگ محافظت کنند. بر اساس ماده ۷۷ پروتکل الحاقی اول، کودکان باید مورد احترام و حمایت ویژه قرار گیرند و نباید در درگیریهای مسلحانه مشارکت داده شوند.
همچنین کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل (۱۹۸۹) و پروتکل اختیاری آن درباره مشارکت کودکان در مخاصمات مسلحانه (۲۰۰۰) دولتها را متعهد کردهاند که از بهکارگیری افراد زیر ۱۸ سال در درگیریهای مسلحانه جلوگیری کنند. در همین راستا، اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی (ماده ۸) بهکارگیری کودکان زیر ۱۵ سال در مخاصمات مسلحانه را به عنوان جنایت جنگی شناسایی کرده است.
افزون بر این، یکی از اصول بنیادین حقوق بشردوستانه یعنی اصل تفکیک اقتضا میکند که میان اهداف نظامی و افراد غیرنظامی تفاوت قائل شود. کودکان به عنوان غیرنظامیان، تحت حمایت مستقیم این اصل قرار دارند و هرگونه حملهای که بدون توجه به حضور آنان انجام شود میتواند نقض حقوق بینالملل تلقی گردد.
حمایت از زنان؛ منع خشونت و حفظ کرامت انسانی
زنان نیز در زمان جنگ با خطرات ویژهای روبهرو هستند. حقوق بینالملل بشردوستانه برای مقابله با این وضعیت، حمایتهای مشخصی را پیشبینی کرده است. کنوانسیون چهارم ژنو (۱۹۴۹) که به حمایت از غیرنظامیان اختصاص دارد، در ماده ۲۷ تأکید میکند که زنان باید در هر شرایطی مورد احترام قرار گیرند و بهویژه در برابر تجاوز، اجبار جنسی و هرگونه تعرض به کرامت انسانی حمایت شوند.
در دهههای اخیر، جامعه بینالمللی توجه بیشتری به مسئله خشونت علیه زنان در جنگ نشان داده است. قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان ملل متحد (۲۰۰۰) نقطه عطفی در این زمینه محسوب میشود و بر ضرورت حمایت از زنان در درگیریهای مسلحانه و همچنین مشارکت آنان در فرآیندهای صلح تأکید میکند.
از منظر قضایی نیز دادگاههای بینالمللی گامهای مهمی برداشتهاند. برای نمونه، دادگاه کیفری بینالمللی برای رواندا در پرونده «آکایسو» (Akayesu) تجاوز جنسی را به عنوان یکی از مصادیق نسلکشی و جنایت علیه بشریت شناسایی کرد. این رأی تاریخی نشان داد که خشونت جنسی در جنگ نه یک پیامد جانبی، بلکه جرمی جدی در حقوق بینالملل است که باید مورد تعقیب و مجازات قرار گیرد.
جمعبندی
حقوق بینالملل بشردوستانه تلاش میکند حتی در سختترین شرایط، یعنی زمان جنگ، مرزهایی برای حفظ کرامت انسانی تعیین کند. حمایت ویژه از زنان و کودکان بخشی مهم از این نظام حقوقی است و دولتها و گروههای درگیر موظفاند این قواعد را رعایت کنند.
رعایت این اصول نه تنها از نظر حقوقی الزامآور است، بلکه از منظر انسانی نیز ضرورتی انکارناپذیر به شمار میآید. تجربه بسیاری از درگیریها نشان داده است که بیتوجهی به حقوق زنان و کودکان، پیامدهای اجتماعی و انسانی گستردهای بر جای میگذارد که آثار آن تا سالها پس از پایان جنگ باقی میماند. از این رو، احترام به این قواعد را باید یکی از پایههای اساسی دستیابی به صلح پایدار دانست.