|

اصلاح‌طلبی چیست، اصلاح‌طلب کیست؟

از همان نیمه دوم دهه 70 و بعد از پیروزی آقای خاتمی در دوم خرداد 1376 که به مرور عبارت اصلاح‌طلبی وارد فرهنگ سیاسی ایران شد، این بحث هم شکل گرفت که آیا اصلاح‌طلبی از همان دوم خرداد آغاز شده یا در فرهنگ سیاسی ایران، سابقه‌ای پیشینی دارد؟

از همان نیمه دوم دهه 70 و بعد از پیروزی آقای خاتمی در دوم خرداد 1376 که به مرور عبارت اصلاح‌طلبی وارد فرهنگ سیاسی ایران شد، این بحث هم شکل گرفت که آیا اصلاح‌طلبی از همان دوم خرداد آغاز شده یا در فرهنگ سیاسی ایران، سابقه‌ای پیشینی دارد؟

برای یافتن جواب این سؤال، ابتدا می‌بایست اصلاح‌طلبی را تعریف کرد و سپس بر‌اساس این تعریف، به کاوش در گذشته پرداخت و دید که چنین مفهومی را چه کسانی پیش از این نمایندگی می‌کردند. مدعای امروزین هر‌کس که وارد وادی سیاست می‌شود، بهبود روزگار و معیشت مردم و فراهم‌‌کردن آسایش آنان است. برخی برای رسیدن به این هدف معتقدند‌ باید از ابتدا «طرحی نو در انداخت، حتی اگر لازم باشد که فلک را سقف بشکافیم» و برخی بر این باورند‌ جامعه در طول قرن‌ها، بنیان‌هایی یافته که تغییر آنها به‌ سادگی ممکن نیست و آنها را «بیرون نمی‌توان کرد، الا به روزگاران».

این دو نگاه سابقه‌ای طولانی در فرهنگ و ادبیات ما دارد؛ یکی می‌گوید همه چیز را باید زیر و زبر کرد و از نو طرحی در انداخت و دیگری می‌گوید تغییر امری گام‌به‌گام و مرحله‌ای است و برعکس نرون (امپراتور روم) که آرزو داشت‌ تمام روم یک بدن بود و یک سر داشت تا او بتواند به یک ضربه شمشیر، سر از تنش جدا کند، نمی‌توان با یک ضربه به همه چیز خاتمه داد. چنین تصوری از آنجا ناشی شده که جامعه را به انسان تشبیه می‌کنیم و گمان داریم جامعه هم یک تن واحده است و تنها یک سر دارد؛ در‌حالی‌که جامعه و مسائل آن، مانند اسطوره «جیسون و آرگوناتا» از اسطوره‌های یونانی است. آرگوناتا، اژدهای هفت‌سری است که هر‌گاه جیسون یک سر آن را قطع می‌کند، نه‌تنها شش سر دیگر باقی می‌ماند، بلکه به‌ جای سر قطع‌شده، سر دیگری درمی‌آید و جیسون همواره با همان اژدهای هفت‌سر قبلی روبه‌روست... 

و جامعه حتی از این هم گامی آن‌سو‌تر است که با قطع یک سر، چند سر دیگر به‌ جای آن می‌روید. برای همین، اصلاح‌طلبی با درک چنین وضعیتی، این انگاره را به کنار می‌گذارد که نمی‌توان با یک ضربه شمشیر به همه چیز پایان داد و همان راهی را در پیش می‌گیرد که سعدی، که «مصلح‌الدین» بود، پیشنهاد می‌کند؛ «بیرون‌کردن، به روزگاران». هر‌چند این راه به مذاق آنان که دنبال درانداختن طرحی نو هستند، خوش نمی‌آید.

این انگاره «به روزگاران»، با جنگ‌های ایران و روس وارد فرهنگ سیاسی مدرن ایرانی شد؛ آنجا که همه متفق‌القول بودند ‌باید با روسیه وارد جنگ شد و قائم‌مقام فراهانی می‌گفت «کشوری که سالانه شش کرور عایدات دارد، با کشوری که سالانه 600 کرور عایدات دارد، نمی‌جنگد». این سخن قائم‌مقام، بنیان اصلاح‌طلبی مدرن سیاسی ایران است؛ اینکه وقتی می‌خواهی کاری کنی، ابتدا ببینی برای انجام آن چه بنیه‌ای داری و انجام آن، چه بنیه‌ای طلب می‌کند. این ایده به مرور و در‌ این 200 سال پس از جنگ ایران و روس، جلوتر می‌آید و در زمان‌های مختلف، دیگرانی همچون امیر‌کبیر، مصدق و خاتمی، پرچم آن را به دوش می‌گیرند‌؛ که البته با وجودی که در جامعه اثرگذار می‌شوند، ولی به دو دلیل اصلی، با اقبال تمام و کمال روبه‌رو نمی‌شوند. اول بنیان‌های سخت اجتماعی‌ که تغییر را‌ حتی به آرامی، تاب نمی‌آورند و دوم آن نگاه که سیاست گام‌به‌گام را نمی‌پذیرد و تغییر بنیادی در لحظه را، آن‌هم تام و تمام، طلب می‌کند و نتیجه‌اش می‌شود رگ‌زدن امیر در حمام فین و تنها‌ماندن مصدق در مقابل جاهلان، فواحش، قداره‌کشان و کودتاییان‌ و بعدتر، پشت‌کردن مردم به روند اصلاحات و رو‌آوردن به «مصیبت معجزه هزار سوم» و هم‌زمان عدم درک سیاسیون و دعوا بر سر صندلی قدرت در انتخابات 1384 که سومی آمد و مال را بربود.

‌در نهایت‌ تأکید باید کرد که اصلاح‌طلبی یعنی باور و عمل به روش‌هایی که در آن با هر‌گونه خشونت و ریخته‌شدن خون انسان‌ها برای رسیدن به هر نوع هدفی مرزبندی شده باشد. یک اصلاح‌طلب به‌هیچ‌وجه، هیچ‌وقت با روش‌هایی که در آن‌ جان انسان‌ها برای رسیدن به هدف، حتی اهدافی که شرافتمندانه نامیده می‌شوند، همراهی نخواهد کرد؛ چراکه هیچ چیزی شرافتمندانه‌تر از جان آدمی نیست و این دقیقا یعنی اصلاح‌طلبی؛ و هیچ‌کسی که خود را اصلاح‌طلب می‌داند، با هیچ فشار، توهین و تهمتی، حاضر نمی‌شود ‌از روش‌هایی که جان انسان‌ها را برای رسیدن به هدف‌هایی هرچند با ادعاهایی شرافتمندانه، قربانی کند، حمایت کند و آدمیان را به مسلخ بفرستد. و این یعنی حتی با همه تهمت‌هایی که می‌شنوند، نباید راه‌حل‌هایی از جنس دی‌ماه را پذیرفت. راه‌حل‌هایی که در آن ریخته‌شدن خون انسان‌ها برای رسیدن به هدف (هر هدفی که باشد) مباح می‌شود.

اینکه دیگران مردم را به کشته‌شدن دعوت کنند و وقتی به هدف نرسیدند، دیگران را متهم کنند و خود را بدون اشتباه معرفی‌، درست مانند آن است که با شش کرور عواید به جنگ 600 کرور عایدات بروی که نتیجه‌اش از ابتدا مشخص است. اما متأسفانه، ما همیشه‌ به دنبال مقصر در بین دیگران می‌گردیم و خودمان را عاری از خطا می‌دانیم. و این میان، اصلاح‌طلب کسی است که همه توهین‌ها و تهمت‌ها را به جان می‌خرد، ولی هیچ‌وقت برای رسیدن به هدف، جان انسان‌ها را دستمایه اهداف خود نمی‌کند؛ هیچ‌وقت.

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.