|

ایران مسئولیت مشترک ما

‌1- وضعیت می‌تواند جز این و بهتر از اینکه هست، باشد. امید سیاسی یک خوش‌بینی بی‌ریشه نیست. مثل جلیقه نجات برای یک شناگر، اطمینان خاطری است از اینکه در دریای پرتلاطم ناآرامی‌ها نقطه اتکایی هست که به آن پناه می‌برد.

صالح نقره‌کار وکیل دادگستری

‌1- وضعیت می‌تواند جز این و بهتر از اینکه هست، باشد. امید سیاسی یک خوش‌بینی بی‌ریشه نیست. مثل جلیقه نجات برای یک شناگر، اطمینان خاطری است از اینکه در دریای پرتلاطم ناآرامی‌ها نقطه اتکایی هست که به آن پناه می‌برد.

مشیت الهی است که بین دو تقدیر، اختیار شهروند را برمی‌کشد. یا امید کنش‌مند یا ناامیدی سکون‌مند. ارزش ما آدم‌ها به انتخاب‌های‌مان است و امروز ایران و ایرانی نیز در کشاکش گزینش‌ها و انتخاب‌ها و معیارها و ارزش‌ها رقم می‌خورد. در شرایطی که تشخیص و ادراک حقیقت سخت است و غبارها فضا را مکدر کرده، تمییز دوست و دشمن و انتخاب رفتار صحیح و وطن‌پرستانه با روش دشمن‌شادکن و بی‌وطنانه، یک صحنه آزمون است.

2- روح بلند ایرانی در روزهای سخت ملی، با معنا و معرفتی عمیق و تاریخی همدلی و هم‌رسانی را متجسم می‌کند. چه ادبیات فارسی طی قرون متمادی با نمادها و کلمات، تقابل خیر و شر و نور و ظلمت و پیکار یزدان و اهریمن و جنود رحمان و شیطان را به تصویر کشیده و یارگیری بر مدار این دو قطب را زمینه مودت ملی قرار داده است. لطافت‌های این کلام در کنار حکمت‌ها و معرفت‌ها، سنت دیرینه‌ای را رقم زده که نماد طرفداری از حق و داد و آزادی در پرتو صلح جهانی و بشردوستی است. گاهی بغض‌آلودترین فضاهای ملی با پرمعناترین واژگان همنشین شده و سوار بر خاطره فرهنگی و فرزانگی ایرانی، بر فصل مودت و همدلی و هم‌رسانی ملی ما ایرانشهری‌ها تأثیر بسزایی گذاشته است. 3- اما معیار‌ها از دل خرد نور می‌تاباند. خرد که به تعبیر نوافلاطونی زاده اول است و چون نور خورشید از ذات واحد فیضان می‌کند، در این میانه چراغ راه ایران و ایرانی است. حالا ما هم‌وطنان این روزها عزادار و غمین شهداییم و این‌همه غم مالامال در سینه داریم. برای من نوشتن سخت است اما خواندن اخوان‌ثالث تسکین‌بخش است... . «هیچ شک نباید داشت. روز خوب‌تر فرداست و با ماست. اما اکنون دیری است نعش این شهید عزیز روی دست ما، چون حسرت دل ما، برجاست و روزی چنین بتر با ماست...». غزل «سایه» اما مرهمی است بر زخم این روزهای ملت که... «یاری کن ای نفس که درین گوشه قفس/ بانگی برآورم ز دل خسته یک نفس، تنگ غروب و هول بیابان و راه دور/ نه پرتو ستاره و نه ناله جرس. خونابه گشت دیده کارون و زنده‌رود/ ای پیک آشنا برس از ساحل ارس. صبر پیمبرانه‌ام آخر تمام شد/ ای آیت امید به فریاد من برس.». 4- وقایع دی‌ماه امسال با این تعداد شهید و کشته از هم‌وطن یک طرف و آن تروریست‌های جانی ایران‌ستیز تخریبگر حرث و نسل یک طرف، حامیان خارجی ایران‌سوز و رسانه‌هایی که تکه‌تکه‌شدن ایرانیان برای‌شان سوژه‌ای صرفا هیجانی و نه انسانی است، یک طرف ماجرا، زخم طاقت‌سوز مام میهن را ناسورتر می‌کنند. خشونت‌ستیزی و همدلی‌گرایی و رواداری و حقوق بشر شهروندسالاری اما در این کوران عصبانیت‌های قطبی‌سازی‌شده هنوز هم یک وظیفه ملی است. 5- همه دردآشنایانی که به فکر وطن‌اند و یکپارچگی ایران و شهروندی ملی را ذیل قاعده احترام به حقوق درک می‌کنند، وظیفه‌ای ملی دارند. از یک طرف باید برای تمامیت ارضی همت گماشت و پشت قوای دفاعی ایران برای وحدت سرزمینی و ملیت ایرانی سینه سپر کرد و دست هر متجاوز و رجزخوان علیه ملک و میهن را قطع کرد و رسانه‌های مزدور اسرائیل و آمریکا را رسوا کرد و مباشر و معاون و مسبب و آتش‌بیار معرکه کشتار و خشونت را منکوب کرد و از طرفی با نگاهی درونی، همه قوای ملی و فرهنگی و نخبگانی را برای خشونت‌ستیزی و همدلی و مودت‌گرایی و کینه‌زدایی تشویق و ترغیب کرد. بدترین حالت توسعه خشم و پمپاژ وندالیسم نظم‌ستیزانه و تخریبگر در مقیاس ملی است و همه باید در برابر این عارضه روشنگری و کنشگری کنیم؛ به‌ویژه نقش نهادهای مدنی در شکل‌دادن به مطالبات و بازگوکردن بدون خشونت و با منطق حیاتی است. 6- حال‌وهوای این روزهای وطن با بی‌تفاوتی و تماشاگری ترمیم نمی‌شود. همه باید با هم همت کنیم تا حال وطن خوب شود. از تدابیر معیشتی و حمایتی تا تلاش برای رفع تحریم‌ها. از برخورد با دشمنان امنیت اقتصادی کشور تا تعامل برای رفع تحریم و افق‌گشایی برای بهبود معاش مردم. محرومیت‌ها و بی‌توجهی به حقوق رفاهی شهروندان ریشه‌دار است و باید با نگاهی جامع‌الاطراف به آن نگریست و راه‌حل‌یابی کرد. تحریم ناقض حقوق بشر مولود عمده ناترازی‌هاست اما همه این مصائب ریشه خارجی ندارد و نگرش حکمرانی به حقوق اقتصادی و رفاهی باید بازآرایی شود. رضایت مردم در گرو حکمرانی همکارانه و محترمانه است. مشارکت‌پذیری و پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری و پیش‌بینی‌پذیری و مانع‌زدایی از کنشگری اقتصادی و ده‌ها ضرورت مبنایی و روشی برای به‌دست‌آوردن دل مردم ضرورت دارد. 7- کشورهای خارجی هیچ‌گاه دلسوز این ملک نبوده‌اند. رفتار و گویش و اطوار ترامپ حقیقت تفکر سوداگرانه آمریکایی را عریان می‌کند. خوردن جهان برای منافع خود. منابع و نفت و دارایی ایران عایدی آنها از همه تظاهر‌ها و دروغ‌هایی است که این روزها می‌بافند. دشمنی اسرائیل با ایران نیز جایی برای شبهه ندارد. ایران همیشه روی دوش ایرانی قد کشیده و مانایی یافته است. 8- در ستون چرندوپرند نشریه صور اسرافیل که منبعی گران‌بها در شناخت جامعه ایران آغاز دهه بیستم است، مرحوم دهخدا شرایط سیاسی اجتماعی آن روزها را به‌خوبی بازگو می‌کند و شاید نزدیک به وضعیت امروز ما باشد. آنجا که در گرماگرم مبارزات مشروطه‌خواهی بی‌کفایتی‌ها و بی‌سیاستی‌ها را نشان می‌‌دهد و در خلال دسیسه خارجی و اجنبی‌خواهی و خوی سلطه‌گری دشمن بیرونی زخم‌های ایرانی را مرهمی جز همدلی و توان‌افزایی و اتحاد و یکدلی وطن‌پرستان نمی‌شناساند. 9- مردم ما چیز زیادی نمی‌خواهند. احترام می‌خواهند. حقوق شهروندی می‌خواهند و عزت و استقلال که حق آنهاست. همه باید برای خواست مردم پرکاری و فداکاری کنیم. تا ایران از گزندهای زمانه مصون باشد. ختم به ادامه شعر نیما یوشیج می‌کنم که... «خلق می‌گویند؛ اما آن جهان‌خواره (آدمی را دشمن دیرین) جهان را خورد یکسر، مرغ می‌گوید. در دل او آرزوی او محالش باد. خلق می‌گویند. اما کینه‌های جنگ ایشان در پی مقصود. همچنان هر لحظه می‌کوبد بر طبلش. مرغ می‌گوید. زوالش باد...». امید که مرغ آمین بر فراز ایران عزیزمان آرزوی فردایی امن و آرام و در رفاه و عزت را محقق کند.

 

 

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.