|

تحلیل شرایط کشور با دست خالی

بحرانی که در ده‌ها شهر کوچک و بزرگ ایران روی داد، هزینه‌های انسانی و اقتصادی درخور توجهی بر جای گذاشت.

بحرانی که در ده‌ها شهر کوچک و بزرگ ایران روی داد، هزینه‌های انسانی و اقتصادی درخور توجهی بر جای گذاشت. هر‌چند همچنان اطلاعات دقیق، جزئی و تفکیکی درباره میزان و نوع خسارات ناشی از اعتراضات دو هفته گذشته منتشر نشده است و تنها برخی خبرها که از درگاه رسانه‌های رسمی‌ از زبان برخی از مسئولان مانند شهرداران برخی مناطق منتشر شده‌، در‌باره ابعاد خسارات به تأسیسات شهری ارقام بسیار سنگینی مالی را گزارش می‌کند، اما همچنان مسئولان دولتی هیچ گزارش مستندی از میزان تلفات و زخمی‌های ناشی از رویدادهای اخیر و نیز ابعاد خسارات واردشده به مراکز مختلف دولتی، عمومی و شخصی به‌طور کلی و در سطح ملی و نیز به‌صورت تفکیکی بر‌اساس وقوع حوادث در بیش از صد شهر کشور را به اطلاع عموم شهروندان نرسانده‌اند.

در نتیجه، در فقدان اطلاعات دقیق در‌باره چرایی و چونگی و ابعاد خشونت‌های روی‌داده، به‌درستی نمی‌توان به تحلیل و ارزیابی حوادث اخیر پرداخت. شهروندان ایرانی محروم از اطلاعات و داده‌های متقن، میدانی و مستند نیز که ‌در جست‌وجوی کسب اخبار دقیق و قابل اعتماد در‌خصوص ابعاد رویدادهای اخیر هستند، از سویی با مراکز خبری و رسانه‌ای رسمی مواجه هستند که از زبان برخی از مسئولان ابعادی از خسارات رویدادهای اخیر را منتشر کرده و به‌ اصطلاح به‌صورت قطره‌چکانی به ارائه اطلاعات پرداخته‌اند و از دیگر سو رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور نیز گزارش‌هایی از میزان تلفات منتشر کرده‌اند و همچنان تأیید‌ یا رد این گزارش‌های گاه متناقض، به دلیل عدم دسترسی به داده‌ها و اطلاعات متقن و مستند، برای عموم شهروندان میسر نیست و جامعه ایران در عطش یافتن پاسخ پرسش‌ها و نگرانی‌ها و ابهاماتی است که بر اثر رویدادهای جاری شکل گرفته است.

رویدادهای جاری شوک بزرگی به جامعه وارد کرد. در میان انبوهی از نگرانی‌ها و ابهام‌های جاری، برخی‌ مسئولان کشوری‌ از جامعه‌شناسان و دانشگاهیان کشور درخواست کرده‌اند در‌باره حوادث روی‌داده در دو هفته گذشته نظرات و دیدگاه‌های خود را بیان کنند.

1- در‌حالی‌که همچنان مسئولان دولتی از ارائه اطلاعات و داده‌های مرتبط با ابعاد رویدادهای اخیر طفره رفته و حتی در برخی واکنش‌ها به اخبار دیگر رسانه‌ها نیز تنها به تکذیب بسنده کرده و هیچ داده جدیدی را منتشر نکرده‌اند –به‌عنوان نمونه در‌باره اعلام آمار تلفات ناشی از حوادث اخیر توسط شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، برخی مسئولان تنها به تکذیب این آمار پرداخته‌اند، اما از ارائه آمار رسمی در‌باره تعداد تلفات ثبت‌شده در پزشکی قانونی نیز خبری منتشر نشد- در این شرایط انتظار ارائه تحلیل و ارزیابی از دانشگاهیان یا محققان و پژوهشگران واقع‌بینانه نیست. یعنی زمانی که جامعه‌شناسان، روزنامه‌نگاران و دیگر کارشناسان کشور به آمار، اطلاعات و ابعاد حوادث جاری دسترسی ندارند، چگونه می‌توانند با کمترین اطلاعات، در‌باره آنچه واقعا در گوشه و کنار کشور روی داده است، به ارائه نظرات و ارزیابی‌ها و تحلیل‌‌های کاربردی بپردازند یا به کُنه موضوع وارد شوند؟

2- در این شرایط که گزارش‌های دقیق و بی‌طرفانه‌ای در‌خصوص ابعاد و چرایی بروز رویدادهای اخیر منتشر نشده و پژوهشگران نیز امکان مطالعه میدانی دقیق و بدون محدودیت را ندارند، حتی امکانی برای انتشار دیده‌ها و شنیده‌ها و تجربه‌های شخصی از رویدادهای اخیر هم وجود ندارد‌. به هر حال پژوهشگران به‌عنوان بخشی از ملت ایران و شاهدان عینی رویدادها، خود ممکن است از نزدیک شاهد برخی رویدادها بوده باشند‌ یا مشاهدات و تجاربی از نزدیکان و افراد مورد اعتماد خود دریافت کرده‌اند. برای انتشار این تجارب نیز امکان چندانی وجود ندارد و در نتیجه، این تجارب هم به اشتراک گذاشته نشده است. در این شرایط، آیا واقع‌بینانه است از پژوهشگران کشور انتظار داشت که بتوانند روایت خود را درباره رویدادهای اخیر بیان کنند؛ در‌حالی‌که با فقدان اطلاعات و داده‌های لازم دست‌به‌گریبان هستند و هیچ امکانی برای مطالعه میدانی یا حتی مطالعه اسنادی و مبتنی بر اسناد موجود درخصوص رویدادهای اخیر نیز وجود ندارد؟‌ هم‌زمان بخشی از دولت از پژوهشگران و جامعه‌شناسان و دیگران انتظار ارائه تحلیل و بررسی‌های عمیق را دارد! آیا این درخواست چشم‌بستن بر واقعیت‌های موجود نیست؟ آیا با دست خالی می‌توان به مصاف درک و تحلیل شرایط موجود رفت؟

3- با همه این محدودیت‌ها و فقدان اطلاعات و موانع پیش‌رو فرض شود که عده‌ای بپذیرند به طرف دولتی مشورت ارائه کنند و بر پایه اطلاعات پیشینی و ارزیابی‌های پیشین خود دولت را از نقطه نظرات خود آگاه سازند. این اطلاعات و ارزیابی‌ها و پیشنهادات احتمالی دقیقا قرار است چه مسئله‌ای را حل‌وفصل کند؟ مگر همین دسته از جامعه‌شناسان و پژوهشگران و تحلیلگران و روزنامه‌نگاران و دیگران پیش از این و در رویدادهای مشابه سال 1401 یا در سال‌های اخیر به اندازه کافی به دولت هشدار نداده بودند؟ مگر تاکنون این هشدارها و اندرزهای مشفقانه مورد توجه قرار گرفته؟ آیا زمان تجدید نظر در برخی رویکردها فرا نرسیده است؟

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.