تلاقی مشکلات داخلی و تهدیدهای خارجی
اتفاق نظر عام این است که کشور و نظام با سلسله بحرانهایی مواجهاند که یکدیگر را تقویت و تشدید میکنند. به باور نگارنده مشکل فراتر از این است. حاصلجمع بحرانهای داخلی و خارجی و همافزایی بین آنها کشور را با نوعی تهدید تمدنی مواجه کرده است.
اتفاق نظر عام این است که کشور و نظام با سلسله بحرانهایی مواجهاند که یکدیگر را تقویت و تشدید میکنند. به باور نگارنده مشکل فراتر از این است. حاصلجمع بحرانهای داخلی و خارجی و همافزایی بین آنها کشور را با نوعی تهدید تمدنی مواجه کرده است.
بحرانهای زیستمحیطی، فرسایش ساختاری ناشی از تحریم و نبود سرمایهگذاری در حوزههای زیربنایی و صنایع مادر، بحران آب، ناترازی حاملهای انرژی، مشکل حلنشدنی تورم رو به افزایش، فساد و سوءمدیریت مزمن چند دههای و مهمتر از همه فرسایش سرمایه اجتماعی که مانع اصلی بر سر رفع این بحرانهاست، بدونتردید نیاز به توجه فوری و فوقالعاده دارد. در چنین شرایطی، بحران در روابط خارجی و تهدید نظامی اکنون بیش از هر زمان دیگر نیازمند بذل توجه است. اما به نظر میرسد که هنوز راهحلهایی برای خروج از وضعیت کنونی وجود دارد.
تلاقی بحرانهای داخلی با مشکلات سیاست خارجی شرایطی را ایجاد کرده که بعید میدانم کشور دیگری حداقل در دهههای اخیر با چیزی شبیه به آن مواجه بوده باشد. روند جاری تجمع نیروهای آمریکایی در مناطق پیرامونی ایران تازگی ندارد، اما این اقدام اکنون در شرایطی در حال انجام است که ایران از یک دوره دشوار اعتراضات خارج شده و جمهوری اسلامی ایران از سوی طیف وسیعی از جریانهای سیاسی و رسانهای و مدنی در سطح بینالمللی هدف انتقادات گسترده قرار گرفته است. طبعا در چنین شرایطی دست کسی مانند ترامپ برای ماجراجویی و انجام اقدامات تجاوزکارانه بازتر از هر زمان دیگر است. حتی اگر اقدامی نظامی علیه ایران انجام نشود، آمریکا و اسرائیل با مشارکت اروپا سایه تهدید نظامی را بر سر ایران نگه خواهند داشت و از این رهگذر نیز اقتصاد و جامعه ایران تحت فشار مستمر باقی خواهد ماند؛ فشاری که میتواند مانع بزرگی در راه عادیسازی امور در داخل و ازجمله رفع خاموشی اینترنت باشد که مزید بر تنگناهای قبلی و مانع جدیدی در راه رفع مشکلات معیشتی است.
اگر بپذیریم که دیپلماسی تنها راهحل مشکلات سیاست خارجی است، مشکل این است که یکی از پیششرطهای لازم برای آن افزایش مشروعیت نظام سیاسی در سطح بینالمللی است. بدون مشروعیت لازم که از نگاه بینالمللی در جریان اعتراضات اخیر لطمه دیده، طرفهای مقابل در حوزه دیپلماسی اکراه و سرسختی و بیتوجهی بیشتری نشان خواهند داد. این مهم تنها از مسیر انجام اقدامات محتوایی و معنایی در سیاست داخلی با هدف رفع التهابات کنونی و تثبیت اوضاع شدنی است. اینکه بخشی از مردم متوجه کسی بشوند که طی نزدیک به 50 سال گذشته در داخل کشور حضور نداشته، موضوعی غیرعادی است که نیاز به کالبدشکافی دارد. به گمان نگارنده، دلیل اصلی چنین تحولی تعطیلی سیاستورزی در داخل کشور و محدودیت فعالت افراد و احزابی است که استقلال رأی دارند. بازگشایی فضای سیاسی از طریق اعلام عفو عمومی و رفع محدودیتهای رسانهای که موجب انتقال مرجعیت رسانهای به خارج از کشور شده، میتواند مکمل تحول در سیاست داخلی باشد و در راستای افزایش مشروعیت عمل کند. اگرچه افزایش مشروعیت از طریق تحول در سیاست داخلی مقدمه منطقی برای پیشبرد یک دیپلماسی مؤثر در سیاست خارجی است، اما الزاما تقدم زمانی ندارد و هر دو مسیر به طور همزمان میتوانند طی شوند. مشروعیت بیشتر بهویژه از آن نظر مهم است که آمریکا و اسرائیل به تصور آنکه مشروطیت نظام سیاسی در یک سال اخیر رو به کاهش بوده، بر زیادهخواهیهای خود افزودهاند.
نمونهای از آن را بهتازگی در اظهارات ویتکاف دیدیم که از «چهار مسئله اصلی شامل غنیسازی، موشکها و لزوم کاهش موجودی آنها، مواد هستهای و نیروهای نیابتی»، بهعنوان موضوع مذاکرات سخن گفت. این در حالی است که او قبلا حداقل به صورت علنی حرفی از برنامه موشکی و نیروهای نیابتی ایران نزده بود. ترامپ که در دور اول ریاستجمهوریاش تنها خواستار اصلاح برجام بود، طی یک سال گذشته به تصور تضعیف اهرمهای ایران پیوسته زیادهخواهیهای خود را تشدید کرده است.
مشکل دیگر بیمبالاتیهایی است که گهگاه از سوی مسئولان سیاست خارجی میبینیم؛ مثل تهدید به اقدام پیشدستانه که بهانه جدیدی به آمریکا برای توجیه تجمع نیرو در منطقه داده است. با توجه به این مطالب، ایران باید به صورتی مبرم متوجه ایجاد تحول در سیاست داخلی و خارجی خود شود و اجازه ندهد تا در نتیجه اقداماتی که برای کنترل اعتراضات انجام شد، شرایط کشور و واکنش بخشی از معترضان در مسیری قرار گیرد که نمونههایی از آن را در برخی از کشورهای منطقه در 15 سال اخیر دیدیم.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.