|

روایت یک فساد نظام‌مند

جام جهانی قطر با زرق‌و‌برق رشک‌برانگیز و هزینه‌کردی بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار برگزار شد. در روزهای منتهی به آغاز این رویداد باشکوه، مستندی با عنوان «FIFA Uncovered» که به صورت‌های مختلف مانند افشای فیفا، فیفا بدون پوشش یا برملا‌شدن فیفا ترجمه شده است، در سطح جهانی انتشار یافت.

روایت یک فساد نظام‌مند

حمیدرضا اکبرپور:* جام جهانی قطر با زرق‌و‌برق رشک‌برانگیز و هزینه‌کردی بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار برگزار شد. در روزهای منتهی به آغاز این رویداد باشکوه، مستندی با عنوان «FIFA Uncovered» که به صورت‌های مختلف مانند افشای فیفا، فیفا بدون پوشش یا برملا‌شدن فیفا ترجمه شده است، در سطح جهانی انتشار یافت. به‌صورت دقیق‌تر، این مستند در تاریخ ۹ نوامبر برابر با ۱۸ آبان یعنی کمتر از دو هفته مانده به آغاز جام جهانی 2022، توسط نتفلیکس و به کارگردانی دانیل گوردن منتشر شد. در این مستند به فوتبال، فیفا و مقامات این نهاد پرداخته شده است. نقش این متغیرها را در پنج دهه و با تمرکز بر افشاگری درباره رسوایی مالی در فیفا به سال 2015 میلادی بررسی کرده است. این تقسیم‌بندی را می‌توان به چارچوب این یادداشت نیز تسری داد.

بخش سفید و تابناک این مستند به فوتبال پرداخته است. ورزشی که از ورزش صرف بودن، به هنر و سپس هنر-صنعتی تبدیل شد که امروزه در آوردگاه جام‌جهانی بیش از چهار میلیارد بیننده دارد. علاوه بر اینکه به‌‌عنوان پرطرفدارترین ورزش دنیا شناخته می‌شود و بیشترین ورزشکار حرفه‌ای را هم از بین سایر ورزش‌ها به خود اختصاص داده است. جذبه آن به حدی است که تمام اقصی‌نقاط دنیا را درنوردیده است. حتی کشورهایی مانند ژاپن و ایالات متحده که چندان روی خوشی به آن نشان نمی‌دادند، اکنون چنان جذب آن شده‌اند که برای برگزاری تورنمنت‌های مرتبط با آن، سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی انجام می‌دهند. جام جهانی ۲۰۰۲ کره و ژاپن، جام جهانی ۱۹۹۴ ایالات متحده و البته جام جهانی ۲۰۲۶ پیش‌رو که باز ایالات متحده یکی از میزبانان است، به‌خوبی نشان‌دهنده نفوذ این ورزش در سخت‌جان‌ترین مخالفان آن است.

بخش خاکستری این مستند به فیفا می‌پردازد. فیفا سازمانی است که توسط رابرت گوئرین فرانسوی تأسیس شد و به وسیله ژول ریمه فرانسوی، آوازه جهانی پیدا کرد. در‌واقع ژول ریمه، ورزش فوتبال را بین‌المللی کرد. این سازمان از دهه ۷۰ میلادی و با زوج هاوه‌لانژ برزیلی (رئیس وقت فیفا) و بلاتر سوئیسی (دبیرکل وقت فیفا) از سازمانی ورزشی به سمت سازمانی تجاری تغییر مسیر داد. این تغییر مسیر باعث شد تا ثروت فراوانی به سمت فیفا سرازیر شود. این ثروت هنگفت و ابزار بی‌نظیری مانند جام جهانی، سبب شد که این نهاد به سازمانی بسیار قدرتمند تبدیل شود. سازمانی که به‌خاطر اعمال صلاحیت جهانی در این ورزش، بعضا با اقداماتی مانند تعلیق سبب شده است تا رویکرد کشورها را تغییر دهد؛ امری که شاید حتی از ابرسازمانی مانند سازمان ملل متحد و ارگانی مانند شورای امنیت با اختیارات بسیار هم بر‌نیامده است.

در این مستند با توجه به اتفاقات سال ۲۰۱۵ میلادی و فاش‌شدن فسادهای گسترده در فیفا، به این امر پرداخته شده است که چگونه ممکن بود این نهاد به خاطر عملکرد نادرست مدیریتی و فساد نظام‌مند کمیته اجرائی با خطر بی‌اعتباری و فروپاشی روبه‌رو شود. به‌ویژه دیدگاه ایالات متحده و برخی مقامات سیاسی در ابتدا این‌گونه بود که این سازمان مانند یک کارتل یا سازمان مافیایی عمل کرده است. البته توجیه مقامات سیاسی توسط تیمی از حقوق‌دانان مجرب فیفا سبب شد تا این دیدگاه تصحیح شود و دادگاهی در ایالات متحده، فیفا را قربانی این فساد بداند. این دستاوردی بزرگ برای سازمانی سترگ بود تا بتواند شروعی دوباره داشته باشد.

اما تاریک‌ترین بخش این مستند به مقامات رده‌‌بالای فیفا مربوط است. در دوران بلاتر، حجم گسترده فساد و بده‌‌‌بستان‌های مالی در میان مقامات فیفا چنان ریشه دوانده بود که به صورت عریان، پرداخت‌های مالی غیرقابل توجیه صورت می‌گرفت. ثروت ناشی از فوتبال که به فیفا سرازیر شده بود و قدرت و نفوذ بی‌همتایی که مدیران آن در جهان داشتند، بستر مناسبی را برای فساد آماده کرده بود. علاوه بر این نبود ساختار نظارتی مناسب نیز مزید بر علت شد تا مدیران فیفا بیش از پیش بی‌قید‌‌وبند شوند. این فساد گسترده به‌ویژه در حوزه کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، مرکزی و کارائیب (کونکاکاف) بیش از هر‌جای دیگر نمایان بود. گستره کشورهای کوچک و پرتعداد در این حوزه سبب می‌شد که جک وارنر، رئیس وقت این کنفدراسیون، همواره از این موقعیت برای خرید و فروش رأی آنها استفاده کند. چاک بلیزر، رئیس وقت فدراسیون ایالات متحده و بن‌همام، رئیس وقت کنفدراسیون آسیا نیز هر‌کدام به نوعی در این حوزه با فساد گسترده پیوند خوردند. بلیزر خود پیشران این فساد گسترده بود و بن‌همام نیز در دام رقابت برای ریاست فیفا و پرداخت پول به اعضای کونکاکاف، رسوا و معلق شد. در رأس این چرخه فساد نظام‌مند، سپ بلاتر بود. مردی که نام او با فیفا قریب به چهار دهه پیوند خورده بود. او به علت پرداخت مبلغی غیرقانونی از سوی فیفا به میشل‌ پلاتینی معلق شد؛ پرداختی که مفسران ورزشی از آن به رشوه بلاتر به پلاتینی برای کناره‌گیری از رقابت با او بر سر ریاست فیفا در سال ۲۰۱۱ تفسیر کردند. گردابی که دو نفر از بزرگ‌ترین سران فوتبال جهان یعنی بلاتر و پلاتینی (به‌عنوان رئیس وقت یوفا) را از کرسی ریاست به زیر کشید. بعدتر بلاتر با جریمه‌ بیشتری از سوی کمیته اخلاق فیفا مواجه شد و در نتیجه باید تا سال ۲۰۲۸ از جهان فوتبال دور بماند.

ماحصل این فساد توسعه‌یافته، انتخاب میزبانان جام جهانی بود که با بحث و جدل‌های فراوان همراه بود. انتخاب آفریقای جنوبی برای میزبانی جام جهانی ۲۰۱۰، روسیه برای سال ۲۰۱۸ و به‌ویژه قطر برای سال ۲۰۲۳، بسیار خبرساز شد. این در حالی بود که بسیاری میزبانی سال ۲۰۱۸ را حق انگلستان و میزبانی سال ۲۰۲۲ را با اختلاف حق مسلم ایالات متحده می‌دانستند. این انتخاب‌ میزبانی‌ها با پیوند‌خوردنشان با برخی اتفاقات دیگر مانند تصرف شبه‌جزیره کریمه توسط روسیه و مرگ‌و‌میر کارگران خارجی در قطر که به گزارش برخی فعالان حقوق بشر به هزاران نفر می‌رسد، بیش از پیش انتخاب این میزبانان را زیر سؤال بُرد.

برآمد این اتفاقات و حواشی ناشی از آن، باعث تغییرات مدیریتی و تحولات ساختاری بسیاری در فیفا شد. جرایم طولانی‌مدت برای بلاتر، پلاتینی و ژروم والکه، دبیرکل وقت فیفا و دور نگه‌داشتن آنان از فوتبال، از بدیهی‌ترین نتایج این تغییرات مدیریتی بود. علاوه بر این اکثریت قریب به اتفاق اعضای کمیته اجرائی نیز کنار زده شدند و نهادی به نام شورای فیفا با ۳۷ عضو، جایگزین کمیته اجرائی شد. اصلاح اساسنامه، بهبود ساختارهای نظارتی و تدوین پیش‌شرط‌های حقوق بشری برای انتخاب میزبانان تورنمنت‌های فیفا به‌ویژه جام جهانی از دیگر تغییرات درخور توجه بود؛ تغییراتی که نتیجه افشای فساد گسترده در یکی از قدرتمندترین نهادهای جهانی بود.

مجموع این روایت‌ها و بسیاری از خرده‌روایت‌های ناگفته و البته حضور اکثر چهره‌های درگیر در این فساد و افشاگران و منتقدان به فیفا در این مستند، به جذابیت‌ آن افزوده است؛ جذابیتی که ناشی از تضاد روایت‌ها‌ست. این مستند با وجود نواقصی مانند عدم تمرکز بر روی روند میزبانی آفریقای جنوبی و بالاخص روسیه، باز هم ارزش دیدن دارد؛ به‌ویژه ترسیم عینی توهمی که مسئولان یک نهاد بین‌المللی بدون توجه به واقعیت‌های بیرونی در آن سیر می‌کنند، بسیار ‌شایان تأمل است. توهمی که تمامی ندارد اما زمانی که با مشتی آهنین از واقعیت مواجه می‌شود، به آسانی و با سرعت فرو‌می‌پاشد.

* دکترای حقوق بین‌الملل عمومی- پژوهشگر میهمان پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه

 

 

اخبار مرتبط سایر رسانه ها