مسدودشدن حساب فعالان اجتماعي؛ چرا و به چه دليل؟
زهرا مشتاق
بازوان توانمندي هستند که در ناکارآمدي بخشهاي دولتي اين خلأ را پر ميکنند. قدرت اجرائي آنان برگرفته از اعتماد گروههاي مردمي و غيرمنتصب است. از سوي ديگر مشاهده ثمرات تلاشهاي آنان بهطور کاملا مستقيم و حتی غيرمستقيم متوجه مردمي ميشود که جامعه هدف فعالان مدني و اجتماعي تعريف ميشوند.
فراخوانهايي که اين گروهها، چه اشخاص حقيقي شناختهشده و چه نهادهاي ثبتشده و رسمي در برهههاي مختلف از قبيل بروز سيل و زلزله (در مواقع بحران ) يا نزديکشدن به مناسبتهايي چون نوروز و مهر اعلام ميکنند؛ حجم قابل توجهي از همياري مردم را برميانگيزد. کمکهايي که بهويژه مصروف مناطق روستايي، حاشيهنشين يا حتي نقاط شهري کمبرخوردارتر ميشود. آمار حضور قدرتمند نيکوکاران و فعالان اجتماعي و مدني و آوردههايشان در استانهاي محرومي مثل سيستانوبلوچستان، خراسان شمالي، جنوب و شرق کرمان و هرمزگان در نهادهايي مثل هلال احمر، کميته امداد، سازمان بهزيستي و وزارت آموزشوپرورش بيانگر اين تأثيرگذاري مستقيم است.
دولتها و سازمانهاي بينالمللي در تمام دنيا از فعاليتهاي اين بازوان اجرائي که فعاليتهاي خود را اغلب، داوطلبانه ارائه ميدهند؛ استقبال کرده، مسير پيشروي آنها را هموارتر ميكنند.
نتيجه مستقيم حضور گروههاي عظيم نيکوکاري در ساخت بناهايی عمومي مثل مدرسه، سرويسهاي بهداشتي، نصب تانکرهاي آب و نيز آبرساني در نقاط محروم از آب آشاميدني سالم، ساخت خانههايي متناسب با اقليم منطقه مورد فعاليت، حمايت از مشاغل خانگي و کارآفريني کاملا هويدا و غيرقابل انکار است.
در سيل اخير در استان سيستانوبلوچستان و سرريز اين سيل در استان هرمزگان نيز باز همين نيروهاي مدني و مردمي به کمک آمدند و فراخوان همين گروهها و افراد شناختهشده موجب سرازيرشدن کمکهاي نقدي و غيرنقدي، بهویژه به جنوب استان سيستانوبلوچستان شد.
اما درست در بحبوحه پايان اولين هفته سيل، تقريبا حساب تمام اشخاص حقيقي شناختهشده و حتی برخي خيريهها که در محل حادثه و مشغول کمک بودند؛ به دستور دادستاني کل کشور مسدود شد. اين در حالي بود که کمکرساني اين افراد با اتکا به فراخوانهاي اعلامشده و وجوه واريزي در حال جريان بود و اين موجب بروز يک شوک بود.
حال سؤال اينجاست. آيا مردم کمککننده حتي اين حق انتخاب ساده را ندارند که به فرد يا خيريه مورد علاقه يا احترام خود کمک کنند؟ آيا اين به معناي محدودکردن فعاليت فعالان اجتماعي و نيکوکاران نيست؟ آيا اين عمل، به طور غيرمستقيم موجب بياعتمادي به فعالان نخواهد شد؟ تکليف کساني که به هر دليل مايل به کمک به شماره حسابهاي دولتي در فراخوانهاي مختلف نيستند، چيست؟
به صاحبان حسابهاي مسدودشده در مراجعه به دادستاني و شعبههاي مربوطه، فهرستي از حدودا 50 خيريه «مورد تأييد» ارائه شده و گفته شده است اگر يکي از آنها او را تأييد كند، وجه مسدودشده به حساب آن خيريه منتقل ميشود. اگر در آن فهرست، خيريهاي آن شخص را نشناسد يا به هر دليل حاضر به تأييد و ارائه نامه به دادستاني نباشد، تکليف چه ميشود؟ آيا اساسا شأن و جايگاه نيکوکاران و فعالان اجتماعي با موافقت خيريههاي ديگر سنجيده ميشود؟ چرا از فعالان تعهد گرفته ميشود که ديگر شماره حساب اعلام نکنند؟ پس نيکوکاران و فعالان اجتماعي فراخوانهاي خود را چگونه و با کدام شماره اعلام کنند؟
در پايان يادآوري ميشود ازدستدادن کمکهاي اين افراد، بهمنزله ازبينرفتن کمکهاي مؤثر به انبوهي از مردمان محروم و فراموششدهاي است که دولت هرگز قادر به برآوردهکردن نيازهاي آنها نيست که اگر غير از اين بود فعاليت اين اشخاص در اين مناطق محروم، با اهداي لوحهای تقدير بسيار، اين همه مورد توجه قرار نميگرفت.
بازوان توانمندي هستند که در ناکارآمدي بخشهاي دولتي اين خلأ را پر ميکنند. قدرت اجرائي آنان برگرفته از اعتماد گروههاي مردمي و غيرمنتصب است. از سوي ديگر مشاهده ثمرات تلاشهاي آنان بهطور کاملا مستقيم و حتی غيرمستقيم متوجه مردمي ميشود که جامعه هدف فعالان مدني و اجتماعي تعريف ميشوند.
فراخوانهايي که اين گروهها، چه اشخاص حقيقي شناختهشده و چه نهادهاي ثبتشده و رسمي در برهههاي مختلف از قبيل بروز سيل و زلزله (در مواقع بحران ) يا نزديکشدن به مناسبتهايي چون نوروز و مهر اعلام ميکنند؛ حجم قابل توجهي از همياري مردم را برميانگيزد. کمکهايي که بهويژه مصروف مناطق روستايي، حاشيهنشين يا حتي نقاط شهري کمبرخوردارتر ميشود. آمار حضور قدرتمند نيکوکاران و فعالان اجتماعي و مدني و آوردههايشان در استانهاي محرومي مثل سيستانوبلوچستان، خراسان شمالي، جنوب و شرق کرمان و هرمزگان در نهادهايي مثل هلال احمر، کميته امداد، سازمان بهزيستي و وزارت آموزشوپرورش بيانگر اين تأثيرگذاري مستقيم است.
دولتها و سازمانهاي بينالمللي در تمام دنيا از فعاليتهاي اين بازوان اجرائي که فعاليتهاي خود را اغلب، داوطلبانه ارائه ميدهند؛ استقبال کرده، مسير پيشروي آنها را هموارتر ميكنند.
نتيجه مستقيم حضور گروههاي عظيم نيکوکاري در ساخت بناهايی عمومي مثل مدرسه، سرويسهاي بهداشتي، نصب تانکرهاي آب و نيز آبرساني در نقاط محروم از آب آشاميدني سالم، ساخت خانههايي متناسب با اقليم منطقه مورد فعاليت، حمايت از مشاغل خانگي و کارآفريني کاملا هويدا و غيرقابل انکار است.
در سيل اخير در استان سيستانوبلوچستان و سرريز اين سيل در استان هرمزگان نيز باز همين نيروهاي مدني و مردمي به کمک آمدند و فراخوان همين گروهها و افراد شناختهشده موجب سرازيرشدن کمکهاي نقدي و غيرنقدي، بهویژه به جنوب استان سيستانوبلوچستان شد.
اما درست در بحبوحه پايان اولين هفته سيل، تقريبا حساب تمام اشخاص حقيقي شناختهشده و حتی برخي خيريهها که در محل حادثه و مشغول کمک بودند؛ به دستور دادستاني کل کشور مسدود شد. اين در حالي بود که کمکرساني اين افراد با اتکا به فراخوانهاي اعلامشده و وجوه واريزي در حال جريان بود و اين موجب بروز يک شوک بود.
حال سؤال اينجاست. آيا مردم کمککننده حتي اين حق انتخاب ساده را ندارند که به فرد يا خيريه مورد علاقه يا احترام خود کمک کنند؟ آيا اين به معناي محدودکردن فعاليت فعالان اجتماعي و نيکوکاران نيست؟ آيا اين عمل، به طور غيرمستقيم موجب بياعتمادي به فعالان نخواهد شد؟ تکليف کساني که به هر دليل مايل به کمک به شماره حسابهاي دولتي در فراخوانهاي مختلف نيستند، چيست؟
به صاحبان حسابهاي مسدودشده در مراجعه به دادستاني و شعبههاي مربوطه، فهرستي از حدودا 50 خيريه «مورد تأييد» ارائه شده و گفته شده است اگر يکي از آنها او را تأييد كند، وجه مسدودشده به حساب آن خيريه منتقل ميشود. اگر در آن فهرست، خيريهاي آن شخص را نشناسد يا به هر دليل حاضر به تأييد و ارائه نامه به دادستاني نباشد، تکليف چه ميشود؟ آيا اساسا شأن و جايگاه نيکوکاران و فعالان اجتماعي با موافقت خيريههاي ديگر سنجيده ميشود؟ چرا از فعالان تعهد گرفته ميشود که ديگر شماره حساب اعلام نکنند؟ پس نيکوکاران و فعالان اجتماعي فراخوانهاي خود را چگونه و با کدام شماره اعلام کنند؟
در پايان يادآوري ميشود ازدستدادن کمکهاي اين افراد، بهمنزله ازبينرفتن کمکهاي مؤثر به انبوهي از مردمان محروم و فراموششدهاي است که دولت هرگز قادر به برآوردهکردن نيازهاي آنها نيست که اگر غير از اين بود فعاليت اين اشخاص در اين مناطق محروم، با اهداي لوحهای تقدير بسيار، اين همه مورد توجه قرار نميگرفت.