ديوان گوته و داستانهاي كودكي
نسیم آصف: «ديوان غربي شرقي» گوته و مجموعهداستاني از نويسندگان آلمانيزبان با نام «رنگهاي كودكي» عنوان دو ترجمه از محمود حدادي است كه سالها پيش منتشر شده بودند و بهتازگی بازچاپ شدهاند. حدادي كه بيشتر به ترجمه آثار كلاسيك ادبيات آلماني گرايش دارد، تاكنون چند اثر از گوته را به فارسي ترجمه كرده كه «فاوست» تازهترين آنهاست و پيش از آن «رنجهاي ورتر جوان» و «ديوان غربي شرقي» با ترجمه او به چاپ رسيده بودند. «ديوان غربي شرقي» كه از سالها پيش در ايران شناخته ميشد، اثري است كه به سالهاي پيري گوته مربوط است و نوشتن آن چيزي حدود 10 سال، بين سالهاي ١٨١٤ تا ١٨٢٤ به طول انجاميده است. اين ديوان بههمراه رمان «سالهاي سير و سلوک ويلهلم مايستر» و نمايشنامه «فاوست» جزء آخرين آثار گوته به شمار ميرود. «ديوان غربي شرقي» شامل دو بخش عمده و يک بخش کوچک است. بخش اول آن تقريبا 250 قطعه شعر را دربر گرفته و در اصل بزرگترين دفتر تغزلي گوته را تشکيل ميدهد. بخش دوم ديوان نيز حدود 60 مقاله درباره فرهنگ و تاريخ و ادبيات ايران به قلم خود گوته را دربر گرفته است. بخش پاياني و کوتاه «ديوان غربي شرقي» شامل شعرهايي
است که گوته بعد از انتشار ديوان اما در همان حالوهوا سروده و پس از مرگ او جمعآوري شده و در انتهاي ديوان به چاپ رسيده است. گوته در شرايطي به نوشتن اشعار ديوان ميپردازد که هنوز با مضمون «فاوست» درگير است. او اگرچه کار روي مضمون «فاوست» را در سال ١٧٧٠ يعني در 21سالگياش آغاز ميکند اما تا سالي پيش از مرگش آن را اثري ناتمام ميداند. حدادي در قسمتي از مقدمهاش درباره اين اثر مشهور گوته نوشته: «ديوان گوته مفصلترين دفتر شعر عمر او و همزمان ثمره تلاش اين شاعر آلماني در راه پايهگذاري ادبيات نوجهاني در طليعه جهانيشدن رابطه ملتهاست و برابرنهاد او در پيش پديده جهانگير استعمار». دفترهاي دوازدهگانه اين ديوان هريک در کنار نام آلمانيشان عنواني فارسي يا عربي هم دارند و به قول حدادي شايد هم در تنوع، الگويشان «نظام سال با ماهها و فصلهايش باشد، چراکه مثل فصلها، هرباره يک خويشاوندي و همجواري سهگانه در آنها به چشم ميخورد. مغنينامه، حافظنامه و عشقنامه، يعني هر سه دفتر اول، بيش از همه از شيوه حافظ تأثير گرفتهاند، در پي آنها سه دفتر نظارهگري و باريکانديشي، يعني تفکرنامه، رنجنامه و حکمتنامه ميآيند و سپس
دفترهاي تيمورنامه، زليخانامه و ساقينامه که پيوستگيشان در عملگرايي و پويندگي است و سرانجام مجموعه سهگانه آخر، يعني مثلنامه، فارسينامه و خلدنامه با موضوع مشترک دين و ملکوت». «ديوان غربي شرقي» را پيشتاز آگاهانه ادبيات مدرن جهاني ناميدهاند. به قول توماس مان، ادبيات جهاني گوته نتيجه وقوف بر مکتب خودي و وامداري در قبال انديشه ديگران است. نشر كتاب پارسه مدتي پيش چاپ سوم ديوان گوته را منتشر كرد. در بخشي از شعر «هجرت» از اين ديوان ميخوانيم: «شمال و غرب و جنوب فروميپاشند،/ تختها ميشكنند و كشورها به لرزه درميآيند./ پس به ديار پاك مشرق بگريز،/ تا در شميم هواي پدرشاهي،/ به فيض عشق و باده و غزل،/ چشمه خضر جوانت كند./ آنجا در حريم صدق و سادگي/ ميخواهم به ژرفا،/ و سرچشمه تبار انساني برسم./ به روزگاراني كه هنوز آموزه آسماني را،/ به زبان زميني از خدا ميگرفتند،/ و به وسوسه عقل تن درنميدادند...».
«رنگهاي كودكي» شامل 20 داستان از ادبيات قرن 19 و 20 آلمانيزبان است كه با انتخاب و ترجمه محمود حدادي توسط نشر مهرانديش منتشر شده است. اين كتاب كه اولينبار سالها پيش منتشر شده بود، موتيفي مشترك دارد كه آنطوركه از نامش هم برميآيد، كودك و خاطرات كودكي است. بر اساس اين درونمايه مشترك، داستانهايي از اين نويسندگان در اين مجموعه انتخاب شده است: تئودور اشترم، گتفريد كلر، گرهارت هاوپتمان، هاينريش مان، توماس مان، روبرت موزيل، اشتفان سوايگ، ليون فويشتوانگر، هانس مارجويتسا، زيگيسموند فون رادسكي، هانس فالادا، برتولت برشت، اريش كستنر، ماري لوئيزه كاشنيتس، ادن فون هوروات، يوهانس موي، اروين اشتريتماتر، كريستينه بوستا و جيمز كروس. توالي داستانهاي اين كتاب، براساس دوران زندگي نويسندگان است و در نتيجه ميتوان درك بهتري از بستر زماني هر داستان به دست آورد. در توضيحات پشت جلد كتاب ميخوانيم: «اولينبار ژان- ژاك روسو بود كه كودكي را شيوهاي از هستي انسان خواند كه از چشمانداز آن دنياي بزرگسالي بههيچرو قابل درك نيست. روسو بر همين اساس تحميل ادبيات پندآموز را به كودكان سعي زودهنگام ميشمرد و بر آن بود پيششرط داوري
در كار كودك درك دنياي اوست. اما واقعيت زندگي تاكنون چه ميزان قابليت داشته است بر اين پيششرط گردن بگذارد؟ ادبيات بهعنوان ترسيمي چكيدهوار از دنياي واقعيت پيوسته و به هر شيوه و زباني هم نشان داده است خاصه كودك، از آنجا كه به نسبت حريمي شكنندهتر دارد، در هيچ زمانهاي از آزمونهاي خطير زندگي در امان نمانده است. ازهمينروست كه ماكسيم گوركي تأكيد ميكند تا وقتي كودكي هست كه سيلي ميخورد، جهان به سامان نيست». «رنگهاي كودكي» در واقع اولين آنتولوژي به شمار ميرود كه حدادي به فارسي ترجمه كرده و بعد از آن مجموعهداستان ديگری با اين عناوين منتشر شدهاند: «از نگاه جنون»، «گدا و دوشيزه مغرور» و «مرگ پوتيا». در بخشي از داستان «يك آدم بيشخصيت» از روبرت موزيل ميخوانيم: «امروزه ظاهرا بايد با چراغ از پي آدم باشخصيت جست، بسا اسباب خنده هم ميشويم اگر كه در روز روشن با فانوس دوره بيفتيم. باري، ميخواهم داستان مردي را بگويم كه هميشه با شخصيت خود مشكل داشت، يا سادهتر آنكه اساسا شخصيتي نداشت. اما ميترسم در فهم مقام او به خطا رفته باشم و انسان منظور ما در نهايت فردي باشد پيشرو و پيشگام. ما در بچگي همسايه بوديم...».
نسیم آصف: «ديوان غربي شرقي» گوته و مجموعهداستاني از نويسندگان آلمانيزبان با نام «رنگهاي كودكي» عنوان دو ترجمه از محمود حدادي است كه سالها پيش منتشر شده بودند و بهتازگی بازچاپ شدهاند. حدادي كه بيشتر به ترجمه آثار كلاسيك ادبيات آلماني گرايش دارد، تاكنون چند اثر از گوته را به فارسي ترجمه كرده كه «فاوست» تازهترين آنهاست و پيش از آن «رنجهاي ورتر جوان» و «ديوان غربي شرقي» با ترجمه او به چاپ رسيده بودند. «ديوان غربي شرقي» كه از سالها پيش در ايران شناخته ميشد، اثري است كه به سالهاي پيري گوته مربوط است و نوشتن آن چيزي حدود 10 سال، بين سالهاي ١٨١٤ تا ١٨٢٤ به طول انجاميده است. اين ديوان بههمراه رمان «سالهاي سير و سلوک ويلهلم مايستر» و نمايشنامه «فاوست» جزء آخرين آثار گوته به شمار ميرود. «ديوان غربي شرقي» شامل دو بخش عمده و يک بخش کوچک است. بخش اول آن تقريبا 250 قطعه شعر را دربر گرفته و در اصل بزرگترين دفتر تغزلي گوته را تشکيل ميدهد. بخش دوم ديوان نيز حدود 60 مقاله درباره فرهنگ و تاريخ و ادبيات ايران به قلم خود گوته را دربر گرفته است. بخش پاياني و کوتاه «ديوان غربي شرقي» شامل شعرهايي
است که گوته بعد از انتشار ديوان اما در همان حالوهوا سروده و پس از مرگ او جمعآوري شده و در انتهاي ديوان به چاپ رسيده است. گوته در شرايطي به نوشتن اشعار ديوان ميپردازد که هنوز با مضمون «فاوست» درگير است. او اگرچه کار روي مضمون «فاوست» را در سال ١٧٧٠ يعني در 21سالگياش آغاز ميکند اما تا سالي پيش از مرگش آن را اثري ناتمام ميداند. حدادي در قسمتي از مقدمهاش درباره اين اثر مشهور گوته نوشته: «ديوان گوته مفصلترين دفتر شعر عمر او و همزمان ثمره تلاش اين شاعر آلماني در راه پايهگذاري ادبيات نوجهاني در طليعه جهانيشدن رابطه ملتهاست و برابرنهاد او در پيش پديده جهانگير استعمار». دفترهاي دوازدهگانه اين ديوان هريک در کنار نام آلمانيشان عنواني فارسي يا عربي هم دارند و به قول حدادي شايد هم در تنوع، الگويشان «نظام سال با ماهها و فصلهايش باشد، چراکه مثل فصلها، هرباره يک خويشاوندي و همجواري سهگانه در آنها به چشم ميخورد. مغنينامه، حافظنامه و عشقنامه، يعني هر سه دفتر اول، بيش از همه از شيوه حافظ تأثير گرفتهاند، در پي آنها سه دفتر نظارهگري و باريکانديشي، يعني تفکرنامه، رنجنامه و حکمتنامه ميآيند و سپس
دفترهاي تيمورنامه، زليخانامه و ساقينامه که پيوستگيشان در عملگرايي و پويندگي است و سرانجام مجموعه سهگانه آخر، يعني مثلنامه، فارسينامه و خلدنامه با موضوع مشترک دين و ملکوت». «ديوان غربي شرقي» را پيشتاز آگاهانه ادبيات مدرن جهاني ناميدهاند. به قول توماس مان، ادبيات جهاني گوته نتيجه وقوف بر مکتب خودي و وامداري در قبال انديشه ديگران است. نشر كتاب پارسه مدتي پيش چاپ سوم ديوان گوته را منتشر كرد. در بخشي از شعر «هجرت» از اين ديوان ميخوانيم: «شمال و غرب و جنوب فروميپاشند،/ تختها ميشكنند و كشورها به لرزه درميآيند./ پس به ديار پاك مشرق بگريز،/ تا در شميم هواي پدرشاهي،/ به فيض عشق و باده و غزل،/ چشمه خضر جوانت كند./ آنجا در حريم صدق و سادگي/ ميخواهم به ژرفا،/ و سرچشمه تبار انساني برسم./ به روزگاراني كه هنوز آموزه آسماني را،/ به زبان زميني از خدا ميگرفتند،/ و به وسوسه عقل تن درنميدادند...».
«رنگهاي كودكي» شامل 20 داستان از ادبيات قرن 19 و 20 آلمانيزبان است كه با انتخاب و ترجمه محمود حدادي توسط نشر مهرانديش منتشر شده است. اين كتاب كه اولينبار سالها پيش منتشر شده بود، موتيفي مشترك دارد كه آنطوركه از نامش هم برميآيد، كودك و خاطرات كودكي است. بر اساس اين درونمايه مشترك، داستانهايي از اين نويسندگان در اين مجموعه انتخاب شده است: تئودور اشترم، گتفريد كلر، گرهارت هاوپتمان، هاينريش مان، توماس مان، روبرت موزيل، اشتفان سوايگ، ليون فويشتوانگر، هانس مارجويتسا، زيگيسموند فون رادسكي، هانس فالادا، برتولت برشت، اريش كستنر، ماري لوئيزه كاشنيتس، ادن فون هوروات، يوهانس موي، اروين اشتريتماتر، كريستينه بوستا و جيمز كروس. توالي داستانهاي اين كتاب، براساس دوران زندگي نويسندگان است و در نتيجه ميتوان درك بهتري از بستر زماني هر داستان به دست آورد. در توضيحات پشت جلد كتاب ميخوانيم: «اولينبار ژان- ژاك روسو بود كه كودكي را شيوهاي از هستي انسان خواند كه از چشمانداز آن دنياي بزرگسالي بههيچرو قابل درك نيست. روسو بر همين اساس تحميل ادبيات پندآموز را به كودكان سعي زودهنگام ميشمرد و بر آن بود پيششرط داوري
در كار كودك درك دنياي اوست. اما واقعيت زندگي تاكنون چه ميزان قابليت داشته است بر اين پيششرط گردن بگذارد؟ ادبيات بهعنوان ترسيمي چكيدهوار از دنياي واقعيت پيوسته و به هر شيوه و زباني هم نشان داده است خاصه كودك، از آنجا كه به نسبت حريمي شكنندهتر دارد، در هيچ زمانهاي از آزمونهاي خطير زندگي در امان نمانده است. ازهمينروست كه ماكسيم گوركي تأكيد ميكند تا وقتي كودكي هست كه سيلي ميخورد، جهان به سامان نيست». «رنگهاي كودكي» در واقع اولين آنتولوژي به شمار ميرود كه حدادي به فارسي ترجمه كرده و بعد از آن مجموعهداستان ديگری با اين عناوين منتشر شدهاند: «از نگاه جنون»، «گدا و دوشيزه مغرور» و «مرگ پوتيا». در بخشي از داستان «يك آدم بيشخصيت» از روبرت موزيل ميخوانيم: «امروزه ظاهرا بايد با چراغ از پي آدم باشخصيت جست، بسا اسباب خنده هم ميشويم اگر كه در روز روشن با فانوس دوره بيفتيم. باري، ميخواهم داستان مردي را بگويم كه هميشه با شخصيت خود مشكل داشت، يا سادهتر آنكه اساسا شخصيتي نداشت. اما ميترسم در فهم مقام او به خطا رفته باشم و انسان منظور ما در نهايت فردي باشد پيشرو و پيشگام. ما در بچگي همسايه بوديم...».