خیابان لالهزار؛ از گذر فراموششده تا موتور
اقتصاد فرهنگی تهران در دوران پساجنگ
همواره در دورههای پساجنگ، شهرها فقط به بازسازی ساختمانها نیازمند نیستند، بلکه به احیای روح جمعی، بازگشت امید و خلق فضاهای عمومی زنده محتاجاند. تهران نیز اگر بخواهد در دوران پساجنگ وارد مرحلهای جدید از بازآفرینی اقتصادی و اجتماعی خود شود، ناگزیر است به ظرفیتهای مغفولمانده شهری خود نگاهی نو داشته باشد. یکی از مهمترین این ظرفیتها، خیابان تاریخی لالهزار است؛
امیرحسین دهباشی-معمار و مرمتگر میراث معماری: همواره در دورههای پساجنگ، شهرها فقط به بازسازی ساختمانها نیازمند نیستند، بلکه به احیای روح جمعی، بازگشت امید و خلق فضاهای عمومی زنده محتاجاند. تهران نیز اگر بخواهد در دوران پساجنگ وارد مرحلهای جدید از بازآفرینی اقتصادی و اجتماعی خود شود، ناگزیر است به ظرفیتهای مغفولمانده شهری خود نگاهی نو داشته باشد. یکی از مهمترین این ظرفیتها، خیابان تاریخی لالهزار است؛ خیابانی که میتواند با یک بازتعریف هوشمندانه تحت برند «خیابان جشنواره»، به قطب گردشگری فرهنگی و موتور اشتغالزایی در این شهر تبدیل شود. شاید باید اینچنین گفت که در جهان امروز، بازسازی شهرها پس از بحران و جنگ، دیگر صرفا با ساخت پل و برج و بزرگراه تعریف نمیشود. بسیاری از شهرهای موفق دنیا فهمیدهاند که «بازگشت زندگی» مهمتر از بازسازی فیزیکی است. بههمیندلیل مفهوم تازهای در برنامهریزی شهری شکل گرفته که از آن با عنوان اقتصاد تجربه یا Experience Economy یاد میشود؛ مدلی که در آن، خیابانها نهفقط مسیر عبور، بلکه زمینه تولید اقتصاد، فرهنگ، رویداد و اشتغال هستند. امروز شهرهایی مانند بارسلونا، استانبول و تفلیس بخش مهمی از درآمد شهری خود را از خیابانهای فرهنگی و رویدادمحور به دست میآورند. تهران نیز در دوران پساجنگ، بیش از هر زمان دیگری به چنین نگاهی نیاز دارد. دراینمیان، خیابان لالهزار میتواند به یکی از مهمترین پروژههای بازآفرینی شهری پایتخت تبدیل شود، اما نه با الگوی سنتی «پیادهراهسازی» که اغلب در ایران به چند سنگفرش و نورپردازی و چند المان شهری محدود میشود. آنچه لالهزار نیاز دارد، یک بازتعریف مفهومی تحت برند «خیابان جشنواره» است؛ مدلی نو که خیابان را به یک سکوی دائمی رویدادهای فرهنگی و اقتصادی با ساعات فعالیتی بیش از فعالیت صنفی فعلی خود تبدیل میکند. تجربه جهانی نشان داده شهرهایی که روی «خیابانهای رویدادمحور» سرمایهگذاری کردهاند، توانستهاند هم گردشگر جذب کنند و هم اقتصاد محلی را فعال کنند و هم با یک گام سریع و کمهزینه به خلق ثروت در سطح ملی دست یابند. لالهزار نیز چنین ظرفیتی دارد. این خیابان به دلیل موقعیت مرکزی، حافظه تاریخی و قابلیت پیوند با بافت فرهنگی تهران، میتواند به نخستین « خیابان جشنواره» ایران تبدیل شود. خیابانی که در آن، رویداد دائمی جایگزین سکون شهری شده و حتی این ظرفیت را در خود دارد که بهعنوان مرکز جشنوارههای منطقه معرفی شود. تفاوت اصلی این ایده با پروژههای رایج شهری در ایران، در همین نکته نهفته است: مردم برای دیدن یک خیابان سنگفرششده سفر نمیکنند؛ برای تجربهکردن فضا، موسیقی، نور، غذا، هنر و هر آنچه حس زندگی شهری به آنها القا میکند، سفر میکنند. تهران سالهاست توسعه را با ساختوساز اشتباه گرفته است؛ درحالیکه شهرهای موفق جهان اکنون از «شهر خلاق» بهعنوان موتور رشد استفاده میکنند. تفاوت این دو نگاه بنیادین است: در الگوی قدیمی، شهر از طریق فروش زمین و تراکم، درآمد تولید میکند اما در الگوی جدید، شهر از طریق تجربه، فرهنگ و گردشگری ارزش خلق میکند.
نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که چنین پروژهای الزاما نیازمند سرمایهگذاری عظیم عمرانی نیست. مزیت اصلی، در بازآفرینی هویت شهری است. بسیاری از مشاغل خرد و متوسط میتوانند پیرامون این محور شکل بگیرند: کافهها، گالریها، فروشگاههای صنایع خلاق، استارتآپهای فرهنگی، تورهای شهری، اجراهای هنری و کسبوکارهای شهری. این یعنی اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم برای جوانان، هنرمندان و فعالان بخشهای مختلف. اما مهمتر از اقتصاد، اثر اجتماعی چنین پروژهای است. در دوران پساجنگ، شهرها به فضاهایی برای ترمیم روان جمعی نیاز دارند. خیابانهای زنده و فرهنگی، حس تعلق شهروندان را بازسازی میکنند و مانع فرسودگی روانی جامعه میشوند. «خیابان جشنواره» میتواند به نماد بازگشت زندگی به تهران بدل شود. با این حال، اگر این ایده صرفا به چند المان تزیینی یا پروژهای بوروکراتیک تقلیل پیدا کند، شکست خواهد خورد. البته لالهزار تنها زمانی موفق خواهد شد که از دام پروژههای نمایشی خارج شود. بسیاری از پیادهراههای ایران شکست خوردند، چون فاقد «سناریوی زندگی» بودند؛ خیابان زیبا شد، اما دلیلی برای حضور مداوم مردم ایجاد نشد. خیابان جشنواره باید بر مبنای برنامهریزی رویدادمحور، مشارکت بخش خصوصی، حضور هنرمندان مستقل و آزادی فعالیتهای فرهنگی طراحی شود؛ وگرنه به یک فضای مصنوعی و کمجان دیگر تبدیل خواهد شد. تهرانِ پساجنگ، برای بازیابی روح اقتصادی و اجتماعی خود، به پروژههایی نیازمند است که همزمان امید، ثروت، اشتغال و هویت تولید کنند. احیای خیابان لالهزار میتواند آغاز چنین مسیری باشد. در شهری که سالها زیر فشار بحرانهای اقتصادی و اجتماعی فرسوده شده، شاید زمان آن رسیده که توسعه را نه از بتون و آسفالت، بلکه از خیابان، فرهنگ و زندگی شهری آغاز کنیم.