رمانهای علمی-تخیلی و روانشناختی
پارسا ریاحی: «زندگی، جهان و همهچیز» عنوان جلد سوم مجموعه پنججلدی «راهنمای کهکشان برای اتواستاپزنها»ی داگلاس آدامز است که مدتی پیش با ترجمه آرش سرکوهی توسط نشر چشمه منتشر شد. پیشتر جلد اول و دوم این مجموعه با عناوین «راهنمای کهکشان برای اتواستاپزنها» و «رستوران آخرجهان» با ترجمه آرش سرکوهی در نشر چشمه به چاپ رسیده بود. «زندگی، جهان و همهچیز» نیز همچون دو جلد پیشین این مجموعه، رمانی است طنزآمیز و علمی-تخیلی. داگلاس آدامز با این رمان پنججلدیاش موفقیتهای زیادی به دست آورده و برخی از منتقدان این رمان را جزو درخشانترین طنزها و بهترین آثار پستمدرن معرفی کردهاند.
آدامز در روایت این رمان پنججلدیاش، به پوچی جهان، پرتابشدگی ناخواسته و چگونگی مواجهه انسان با این وضعیت پرداخته است. در رمان اول این مجموعه، قهرمان داستان، آرتور دنت، در پی نابودی کره زمین به فضا پرتاب میشود و زندگی ناخواستهاش را به عنوان مسافر و اتواستاپزن شروع میکند. آرتور البته علاقهای به این زندگی ندارد و آرزوی بزرگش این است که باز هم بتواند به زمین برگردد و زندگی معمولش را پی بگیرد. «زندگی، جهان و همهچیز» نیز داستان آرتور دنت و دوستانش را در سفرهای فضایی روایت میکند؛ آنها تلاش میکنند که جهان را از روباتهای سیاره کریکیت نجات دهند. در بخشی از این رمان میخوانیم: «آرتور دنت هر روز صبح زود با فریادی وحشتزده از خواب میپرید و ناگهان ملتفت میشد که کجاست. مشکل آرتور این نبود که غاری که در اون زندگی میکرد سرد بود، مشکل این هم نبود که غارش نمور و بوگندو بود. مشکل اصلی او این بود که غار وسط ایسلینگتون قرار داشت و اتوبوس بعدی دو میلیون سال دیگه میرسید. میگن که زمان بدترین جا برای گمشدنه. آرتور دنت نمونه خوبی برای اثبات این حرفه چون تا حالا هزار بار در زمان و مکان گم شده بود. با این تفاوت که
وقتی آدم در مکان گم میشه حداقل میتونه خودش رو سرگرم کنه. آرتور دنت در عجیبوغریبترین نقاط کهکشان، که تو خیالش هم نمیگنجید، اتفاقات پیچیدهای رو پشت سر گذاشته بود که در تمام اونها یا منفجر شده یا بهش توهین شده بود و حالا، در پایان این اتفاقات، در کره زمین ماقبل تاریخ گیر کرده بود. زندگیش یکنواخت و کند شده بود اما خود او هنوز هیجانزده بود. پنجسالی میشد که منفجر و تیکهتیکه نشده بود. از چهار سال پیش که اون و فورد پریفکت از هم جدا شده بودند به ندرت کسی رو دیده بود و به همین دلیل در این مدت بهش توهین هم نشده بود.»
یکی دیگر از رمانهای «جهان نو» نشر چشمه که به تازگی منتشر شده، «پدرکشی» املی نوتومب با ترجمه بنفشه فریسآبادی است. نوتومب نویسندهای است که در سال 1967 در شهر کوبه ژاپن متولد شد و با همان اولین رمانش، «بهداشت قاتل»، به شهرت رسید و آثار بعدی او نیز با موفقیت زیادی روبرو شدند. «پدرکشی»، رمانی روانشناختی است با غافلگیریهای زیاد. «پدرکشی» در سال 2011 منتشر شد و ماجراهای آن در امریکا میگذرد. این رمان روایت زندگی پسری است که مهارتی عجیب در تردستی دارد. او پدری ندارد و مادرش هم علاقهای برای زندگی با او نشان نمیدهد. در این وضعیت است که پسر داستان در چهاردهسالگی از خانه بیرون میزند و به طور اتفاقی شاگرد یکی از مهمترین استادان تردستی میشود. در این میان رازی بزرگ در روایت رمان وجود دارد که تا پایان امکان حدسزدن آن وجود ندارد. در بخشی از این رمان میخوانیم: «بهمحض آنکه خانه مادرش را ترک کرد، دیگر لقب جو کوچک را یدک نمیکشید. در چهاردهسالگی نخستین تصمیمش این بود که مدرسه را کنار بگذارد. میدانست که تحصیل برایش فایدهای نخواهد داشت. خانه مادرش در حاشیه رینو بود. جو در مرکز شهر در یکی از هتلهای
ارزانقیمتی که تعدادشان در نوادا زیاد است اتاقی اجاره کرد و در آن مستقر شد. میخواست وانمود کند هجده سال دارد تا بتواند در کازینوها بازی کند، اما کسی حرفش را باور نمیکرد. در همه کازینوها از او کارت شناسایی میخواستند. بنابراین ناچار شد شبها به بارها و رستورانهای هتلها برود و آنجا به اجرای تردستی با ورق بپردازد. مشتریان هم مبهوت از مهارت او در تردستی به او انعام میدادند. در مجموع برایش خوب بود. کاساندرا باز هم دروغ گفته بود: وقتی قرار باشد کسی به تنهایی زندگی خودش را اداره کند، هزار دلار در ماه پول زیادی نیست. آن مبلغ فقط پولی بود که کاساندرا بابت وجدانش به عنوان یک مادر پرداخت میکرد، وجدانی که چندان قیمتی هم نداشت. جوهر روز تا ساعت سه بعدازظهر میخوابید. بعد بیدار میشد، چیزی میخورد و مغازهها را در جستوجوی ویدیوهای جدید شعبدهبازی زیرورو میکرد. وقتی ویدیویی پیدا میکرد در اتاقش آن را بهدقت تماشا میکرد و نکات آن را یاد میگرفت.»
پارسا ریاحی: «زندگی، جهان و همهچیز» عنوان جلد سوم مجموعه پنججلدی «راهنمای کهکشان برای اتواستاپزنها»ی داگلاس آدامز است که مدتی پیش با ترجمه آرش سرکوهی توسط نشر چشمه منتشر شد. پیشتر جلد اول و دوم این مجموعه با عناوین «راهنمای کهکشان برای اتواستاپزنها» و «رستوران آخرجهان» با ترجمه آرش سرکوهی در نشر چشمه به چاپ رسیده بود. «زندگی، جهان و همهچیز» نیز همچون دو جلد پیشین این مجموعه، رمانی است طنزآمیز و علمی-تخیلی. داگلاس آدامز با این رمان پنججلدیاش موفقیتهای زیادی به دست آورده و برخی از منتقدان این رمان را جزو درخشانترین طنزها و بهترین آثار پستمدرن معرفی کردهاند.
آدامز در روایت این رمان پنججلدیاش، به پوچی جهان، پرتابشدگی ناخواسته و چگونگی مواجهه انسان با این وضعیت پرداخته است. در رمان اول این مجموعه، قهرمان داستان، آرتور دنت، در پی نابودی کره زمین به فضا پرتاب میشود و زندگی ناخواستهاش را به عنوان مسافر و اتواستاپزن شروع میکند. آرتور البته علاقهای به این زندگی ندارد و آرزوی بزرگش این است که باز هم بتواند به زمین برگردد و زندگی معمولش را پی بگیرد. «زندگی، جهان و همهچیز» نیز داستان آرتور دنت و دوستانش را در سفرهای فضایی روایت میکند؛ آنها تلاش میکنند که جهان را از روباتهای سیاره کریکیت نجات دهند. در بخشی از این رمان میخوانیم: «آرتور دنت هر روز صبح زود با فریادی وحشتزده از خواب میپرید و ناگهان ملتفت میشد که کجاست. مشکل آرتور این نبود که غاری که در اون زندگی میکرد سرد بود، مشکل این هم نبود که غارش نمور و بوگندو بود. مشکل اصلی او این بود که غار وسط ایسلینگتون قرار داشت و اتوبوس بعدی دو میلیون سال دیگه میرسید. میگن که زمان بدترین جا برای گمشدنه. آرتور دنت نمونه خوبی برای اثبات این حرفه چون تا حالا هزار بار در زمان و مکان گم شده بود. با این تفاوت که
وقتی آدم در مکان گم میشه حداقل میتونه خودش رو سرگرم کنه. آرتور دنت در عجیبوغریبترین نقاط کهکشان، که تو خیالش هم نمیگنجید، اتفاقات پیچیدهای رو پشت سر گذاشته بود که در تمام اونها یا منفجر شده یا بهش توهین شده بود و حالا، در پایان این اتفاقات، در کره زمین ماقبل تاریخ گیر کرده بود. زندگیش یکنواخت و کند شده بود اما خود او هنوز هیجانزده بود. پنجسالی میشد که منفجر و تیکهتیکه نشده بود. از چهار سال پیش که اون و فورد پریفکت از هم جدا شده بودند به ندرت کسی رو دیده بود و به همین دلیل در این مدت بهش توهین هم نشده بود.»
یکی دیگر از رمانهای «جهان نو» نشر چشمه که به تازگی منتشر شده، «پدرکشی» املی نوتومب با ترجمه بنفشه فریسآبادی است. نوتومب نویسندهای است که در سال 1967 در شهر کوبه ژاپن متولد شد و با همان اولین رمانش، «بهداشت قاتل»، به شهرت رسید و آثار بعدی او نیز با موفقیت زیادی روبرو شدند. «پدرکشی»، رمانی روانشناختی است با غافلگیریهای زیاد. «پدرکشی» در سال 2011 منتشر شد و ماجراهای آن در امریکا میگذرد. این رمان روایت زندگی پسری است که مهارتی عجیب در تردستی دارد. او پدری ندارد و مادرش هم علاقهای برای زندگی با او نشان نمیدهد. در این وضعیت است که پسر داستان در چهاردهسالگی از خانه بیرون میزند و به طور اتفاقی شاگرد یکی از مهمترین استادان تردستی میشود. در این میان رازی بزرگ در روایت رمان وجود دارد که تا پایان امکان حدسزدن آن وجود ندارد. در بخشی از این رمان میخوانیم: «بهمحض آنکه خانه مادرش را ترک کرد، دیگر لقب جو کوچک را یدک نمیکشید. در چهاردهسالگی نخستین تصمیمش این بود که مدرسه را کنار بگذارد. میدانست که تحصیل برایش فایدهای نخواهد داشت. خانه مادرش در حاشیه رینو بود. جو در مرکز شهر در یکی از هتلهای
ارزانقیمتی که تعدادشان در نوادا زیاد است اتاقی اجاره کرد و در آن مستقر شد. میخواست وانمود کند هجده سال دارد تا بتواند در کازینوها بازی کند، اما کسی حرفش را باور نمیکرد. در همه کازینوها از او کارت شناسایی میخواستند. بنابراین ناچار شد شبها به بارها و رستورانهای هتلها برود و آنجا به اجرای تردستی با ورق بپردازد. مشتریان هم مبهوت از مهارت او در تردستی به او انعام میدادند. در مجموع برایش خوب بود. کاساندرا باز هم دروغ گفته بود: وقتی قرار باشد کسی به تنهایی زندگی خودش را اداره کند، هزار دلار در ماه پول زیادی نیست. آن مبلغ فقط پولی بود که کاساندرا بابت وجدانش به عنوان یک مادر پرداخت میکرد، وجدانی که چندان قیمتی هم نداشت. جوهر روز تا ساعت سه بعدازظهر میخوابید. بعد بیدار میشد، چیزی میخورد و مغازهها را در جستوجوی ویدیوهای جدید شعبدهبازی زیرورو میکرد. وقتی ویدیویی پیدا میکرد در اتاقش آن را بهدقت تماشا میکرد و نکات آن را یاد میگرفت.»