پرسش از آسمان رشت کدام راه؛ بلند یا کوتاه؟ یا راه سوم؟
صورتمسئله روشن است؛ حتی اگر متخصصان امر بخواهند به صد بهانه برای این تصمیمات صغرا کبرای مختلف بچینند و تلطیفش کنند. صحبت از هجوم برجهاست به استان گیلان؛ گیلان سرسبز و خرم. اکنون که تهران دیگر ظرفیت پذیرش تراکم بیشتر ندارد و هزاران هکتار باغ و غیرباغ در شمال شهرمان طی سالیان اخیر به دست برجهای بیقوارهای سپرده شد تا سرتاسر کوهپایههای البرز از شرقِ شرق تهران تا غربِ غرب آن در منطقه 22 را بپوشاند
به گزارش گروه رسانهای شرق،
صورتمسئله روشن است؛ حتی اگر متخصصان امر بخواهند به صد بهانه برای این تصمیمات صغرا کبرای مختلف بچینند و تلطیفش کنند. صحبت از هجوم برجهاست به استان گیلان؛ گیلان سرسبز و خرم. اکنون که تهران دیگر ظرفیت پذیرش تراکم بیشتر ندارد و هزاران هکتار باغ و غیرباغ در شمال شهرمان طی سالیان اخیر به دست برجهای بیقوارهای سپرده شد تا سرتاسر کوهپایههای البرز از شرقِ شرق تهران تا غربِ غرب آن در منطقه 22 را بپوشاند، اکنون نوبت به استانهای شمالی کشور -بهویژه استان بکرتر گیلان- رسیده که در آنجا زمین ارزان و جذاب کشاورزی یا اراضی بکرتر حواشی شهرها، مناسب سرمایهگذاری تشخیص داده شدهاند تا شهرها با هدف حفاظت از اراضی کشاورزی در ارتفاع «توسعه» یابند. انگار برجسازی با ظاهر فریبندهاش تنها کاری است که میتواند سالها دستوپنجه نرمکردن شهروندان رشت و انزلی با مشکلاتشان را از یادها ببرد یا پنهان کند؛ مشکلاتی مانند دفع و امحای زباله، شیرابههای سمی جاری در رودخانهها، بوی گند فاضلاب، ترافیکی که بهخاطر عدم استفاده از وسایل حملونقل عمومی و نبود اتوبوس، علیرغم ساخت پلهای هوایی متعدد (و صرف تمام بودجه شهرداری) هنوز نتوانسته سامان یابد و هرروز ساعتها وقت مردم را تلف میکند و... . حال سؤال این است: آیا با فقدان سیاستهای جدی مدیریت شهری، مرمت و بهسازی بافتهای موجود قدیمی در شهرهای شمال کشور، کیفیت زیست در خود شهر موجود در درجه دوم قرار نگرفته است؟ آیا دولت میخواهد ناگهان تصویری مدرن و متجدد از این شهرها در انظار همگان، بهویژه ثروتمندان غیرگیلانی ارائه کند؟ و غافل است از آنکه برجسازی نماد ناجی این بدنامیها نیست. بیشک تا وقتی که شهرهای بزرگ استان نتوانند یک وضعیت حداقلی استاندارد برای وضعیت موجود شهروندان چندصد هزار نفریشان داشته باشند، نهتنها نخواهند توانست با جمعیتی که از دیگر شهرهای کشور مانند اصفهان و اهواز به اینجا سرازیر شدهاند مواجه شوند، بلکه راهرفتن معمولی خودشان را هم فراموش خواهند کرد. ایشان اول باید ثابت کنند این فضا گنجایش و ظرفیت اینهمه هجوم به الگوی زیست رایج در محل را دارد. بعد، زمینهها و منابع لازم آب و تأسیسات و خدمات و... برای پذیرش را فراهم و در نهایت مجوز بلندمرتبه 23 طبقه صادر کنند. به هر روی، بالاخره هفته گذشته برای پاسخ به دهها پرسشی که درباره شهرسازی امروز ما و بلندمرتبهسازی در قالب آن مطرح بود، در تاریخ چهارشنبه 25 شهریور جلسهای تحت عنوان پرسش از آسمان در مکان نظام مهندسی رشت برگزار شد که بهخوبی در آن به جوانب مختلف این حرکت پرداخته شد تا در روند تهیه طرح استانی و نتایج آن تأثیرگذار باشد. در این جلسه متخصصان معمار، شهرساز، سازه، محیط زیست، ترافیک و... هریک از دید خود به مسئله نگریستند و به سؤالات دقیق هدایتکننده جلسه دکتر عماد ثروتی پاسخ گفتند. میهمان ویژه مجلس، دکتر سعید ایزدی، معاون وزیر سابق شهرسازی و مدیر پیگیر نامآشنای دورهای طولانی از فعالیتهای بازآفرینی شهری در کشورمان بود که در مقدمه سخنانش طولانی به تمام ناهمخوانیهای موجود در سیاستگذاریهای شهری اشاره کرد. او با اشاره به آمار انحرافات شگفتآور از طرحهای شهری در اجرا (نمونه تهران)، نسبت به بیقانونیهای رایج در عمل هشدار داد و گفت چطور شهرهایمان فدای منافع برجسازانی میشوند که با نادیدهگرفتن حق بر شهر میلیونها شهروند، منظره کوه و دریا را به مشتریانشان میفروشند. ایزدی با تأکید بر اصل «تعادل»، از مهندسان گیلانی خواست مطالبهگر باشند و با علمی که به مسائل بومی، اقلیمی، سبک زندگی گیلانی دارند، راضی نشوند قبل از مطالعه، مشورت و بررسی کافی، مصوباتی خارج از ظرفیت گیلان برای آسمان آن در دستور کار قرار گیرند.
متخصصان میپرسند: «آیا طرح پیشنهادی بلندمرتبهسازی، تمام متغیرها و روابطی که برای تصمیمگیری درباره کجا، چرا، برای چه عملکردی، با چه مقیاسی و با چه ظرفیت زیرساختی لازم است را وارد صورتمسئله خواهد کرد؟ مهدی زارع، زلزلهشناس قبلا در گفتوگویی با تحریریه «مرور» گیلان با هشدار به روند کنونی توسعه عمودی در گیلان و شهرهای رشت و بندر انزلی، طرح بلندمرتبهسازی را در صورت فقدان مطالعات جامع زمینشناختی و ژئوتکنیکی، «قمار با جان مردم» دانسته است. من شخصا هنوز به مشورت با دکتر طاهرخانی، معاون محترم وزیر اصرار دارم که چند ماه قبل در جلسه سازندگان گیلان «راه سوم»هایی را پیشنهاد میکرد تا قبل از جانمایی برای هر کار بزرگ و جدید ساختوساز انبوه، اصولا از هجوم به گیلان جلوگیری شود و به لحاظ آمایشی و قانونی، از ابتدا آمدن همه ایرانیان پولدار به اینجا برای داشتن خانه دوم متوقف شود. دکتر آرمان خواجه برجسفیدی، مشاور طرح نیز قبلا برایمان نوشته بود: «مطمئن هستم میشود سطح مشارکت نخبگان و متخصصان را از پرسش و نقد، به همکاری و همافزایی رساند؛ آن هم درباره این پروژه مهم و مؤثر بر بسیاری از مسائل و فرصتهای استان. معتقدم ابتدا راهبرد توسعه فضایی استان به ارائه هر الگوی دیگر توسعه مقدم است. اگر با نگرشی سیستمی و آمایشی به این موضوع پرداخته بشود، به باور من شناخت سرمایه و نحوه انباشت و حرکتش به نحوی هدایت خواهد شد که مدیریت جریان و تقاضا بتواند هم ارزش افزوده خلق کند و هم کمترین اثرات سوء اجتماعی و محیطی را داشته باشد. ذاتا جذب سرمایه چیز بدی نیست. حلقهای که تعریف شده و بازاری که شکل گرفته، مسئله است».
آنچه مسلم است، تا مشکلات زیرساختهای آب و فاضلاب، زباله، شیرابه و پسماند، ترافیک نفسگیر، فقدان سیستم حملونقل شهری، نظارت و کنترل در دستگاه مدیریت شهری و مهمتر از همه برنامه احیای بافتهای موجود شهری سامان نگیرد، ساختن برجهای کلان به حال شهر کمکی نخواهد کرد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.