|

برای پزشکانی که طبیب جان‌اند

گاهی فکر می‌کنم پزشک‌بودن در این سرزمین فقط داشتن یک تخصص، یک شماره نظام پزشکی و یک اتاق معاینه نیست. پزشک‌بودن در روزهای عادی شاید حرفه باشد، اما در روزهای سخت معنای دیگری پیدا می‌کند. آنجا که جامعه گرفتار جنگ، بحران، بیماری، اضطراب و تنگنای اقتصادی می‌شود، پزشک دیگر فقط درمانگر جسم نیست؛ باید طبیب جان مردم هم باشد.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

بیژن عابدیان: گاهی فکر می‌کنم پزشک‌بودن در این سرزمین فقط داشتن یک تخصص، یک شماره نظام پزشکی و یک اتاق معاینه نیست. پزشک‌بودن در روزهای عادی شاید حرفه باشد، اما در روزهای سخت معنای دیگری پیدا می‌کند. آنجا که جامعه گرفتار جنگ، بحران، بیماری، اضطراب و تنگنای اقتصادی می‌شود، پزشک دیگر فقط درمانگر جسم نیست؛ باید طبیب جان مردم  هم باشد.

می‌خواهم روز پزشک را به همکارانم تبریک بگویم، اما نه‌فقط برای دانش پزشکی‌شان، نه‌فقط برای مهارت دست و تشخیص درست و نه‌فقط برای سال‌هایی که در دانشگاه و بیمارستان و اتاق عمل گذرانده‌اند. می‌خواهم به پزشکانی تبریک بگویم که در دهه‌های دشوار گذشته، در جنگ‌ها و بحران‌های مکرر، آرام و بی‌هیاهو کنار مردم ایستادند. بسیاری از آنها شب‌هایی را به صبح رساندند که فرصت خوابیدن نداشتند و روزهایی را پشت سر گذاشتند که کسی از حالشان نپرسید، اما آنها همچنان حال بیمارانشان را پرسیدند.

به تو همکار عزیزم تبریک می‌گویم که از دام دنیای چسبناک و وسوسه‌ شهرت و قدرت و ثروت در بسیاری از مواقع جستی. تبریک می‌گویم که گاهی چند شبانه‌روز نخوابیدی و خستگی را به جان خریدی و آخ نگفتی. تبریک می‌گویم که عادت کردی یا بیمار نشوی یا اگر شدی آن را چندان جدی نگیری و به سر کار بروی. مرخصی استعلاجی دیگران را امضا کردی و شاید کمتر پیش آمد که برای خودت چنین مرخصی‌ای بخواهی. تبریک می‌گویم که هرجا جنگ قدرت درگرفت، یک قدم کنار کشیدی و حاضر نشدی برای تصاحب یک صندلی از شأن خودت کم کنی.

تبریک می‌گویم که من گاهی دین را در رفتار تو دیدم تا در ادعاهای کسانی که بیشتر از تو درباره دین سخن می‌گفتند. تبریک می‌گویم که امکانات مراکز درمانی را برای خودت نخواستی. گاهی آخرین نفری بودی که آزمایش دادی، آخرین نفری بودی که به سونوگرافی رفتی و سهمت را به دیگران بخشیدی. تبریک می‌گویم که تعصب نداشتی. روحیه علمی‌ات به تو آموخت که حتی سخن مخالف را بشنوی، نقد را بپذیری و اگر حقیقت جایی دیگر است، نظر خودت را اصلاح کنی.

تبریک می‌گویم که گاهی حداقل دستمزد را گرفتی و حداکثر توانت را گذاشتی. تبریک می‌گویم که نام پزشکی ایران را در بخش‌هایی از جهان بلند کردی؛ آن را می‌توان در شهادت هم‌وطنانی دید که سال‌هاست از کشورهای مختلف دوباره به درمانگاه‌ها و بیمارستان‌های همین سرزمین پناه می‌آورند و هنوز به دست پزشک ایرانی اعتماد دارند. تبریک می‌گویم که اهل فرهنگ و ادب و موسیقی و هنری بی‌آنکه برای آن ادعا داشته باشی. تبریک می‌گویم که صراحت لهجه‌ات را در بیان حقیقت از دست ندادی و محافظه‌کاری را به بهای آسودگی انتخاب نکردی.

شاید با بعضی سیاست‌ها موافق نبودی، شاید با بسیاری از تصمیم‌ها اختلاف نظر داشتی، شاید از شرایط اقتصادی و اجتماعی گله‌مند بودی، اما در لحظه‌ای که انسانی بیمار روی تخت بود، اختلاف‌ها کنار رفت و آنچه باقی ماند یک انسان رنجور بود و یک پزشک ماهر. پزشکانی که در این 50 سال، در یکی از دشوارترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران بارها نشان دادند که پزشکی برایشان فقط یک شغل نیست.

من می‌خواهم یک بار از صمیم جان روزت را تبریک بگویم، به خاطر چیزی بزرگ‌تر؛ به خاطر اینکه طبیب جانی و همچنان بر این مدار بمانی.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.