از تبدیل نفت به ثروت تا فروش آینده
آیزاک سعیدیان، اقتصاددان: هر بار که قیمت نفت بالا میرود، در خاورمیانه جشن آغاز میشود و هر بار که قیمت نفت سقوط میکند، نگرانی و اضطراب به جان دولتها میافتد. گویی سرنوشت اقتصادها نه به تولید، نوآوری و بهرهوری، بلکه به عددی گره خورده که هر روز روی تابلوی بازارهای جهانی تغییر میکند. اما هزاران کیلومتر دورتر از خلیج فارس، کشوری وجود دارد که ثابت کرده میتوان نفت داشت، بدون آنکه اسیر نفت شد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
آیزاک سعیدیان، اقتصاددان: هر بار که قیمت نفت بالا میرود، در خاورمیانه جشن آغاز میشود و هر بار که قیمت نفت سقوط میکند، نگرانی و اضطراب به جان دولتها میافتد. گویی سرنوشت اقتصادها نه به تولید، نوآوری و بهرهوری، بلکه به عددی گره خورده که هر روز روی تابلوی بازارهای جهانی تغییر میکند. اما هزاران کیلومتر دورتر از خلیج فارس، کشوری وجود دارد که ثابت کرده میتوان نفت داشت، بدون آنکه اسیر نفت شد.
نروژ با جمعیتی حدود ۵.۵ میلیون نفر و ذخایری که در مقایسه با غولهای نفتی خاورمیانه چندان هم خارقالعاده نیست، امروز صاحب صندوق ثروت ملی نزدیک به دو تریلیون دلار است. عدد را یک بار دیگر بخوانیم: دو تریلیون دلار. رقمی که برای بسیاری از کشورهای نفتخیز بیشتر شبیه یک رؤیاست تا یک واقعیت اقتصادی. این ثروت از آسمان نیفتاده است. نروژ نفت کشف کرد، اما اشتباهی را که بسیاری از کشورهای نفتی مرتکب شدند تکرار نکرد: تبدیل نفت به درآمد جاری. درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز را وارد بودجه روزمره نکرد تا صرف هزینههای کوتاهمدت، طرحهای پوپولیستی و رضایتهای آنی شود. پول نفت را برداشت و به داراییهای مولد جهانی تبدیل کرد. امروز صندوق ثروت ملی نروژ در هزاران شرکت در سراسر جهان سهامدار است. در واقع نروژیها نفت زیر دریای شمال را به مالکیت بخشی از اقتصاد جهان تبدیل کردهاند. آنها فهمیدند بشکه نفت روزی تمام میشود، اما سرمایهگذاری هوشمندانه میتواند نسلها دوام بیاورد. بر اساس آخرین برآوردها، ارزش داراییهای صندوق ثروت ملی نروژ از مرز دو تریلیون دلار عبور کرده است. این بدان معناست که به ازای هر شهروند نروژی، بیش از ۳۵۰ هزار دلار دارایی مالی ذخیره شده است. کمتر کشوری در جهان توانسته ثروتی چنین عظیم را از یک منبع پایانپذیر طبیعی خلق کند. این صندوق امروز سهامدار هزاران شرکت در بازارهای مالی جهان است و عملا بخشی از درآمد نفتی نروژ به مالکیت بخشی از اقتصاد جهانی تبدیل شده است.نکته مهمتر آن است که نروژ حتی در دوران رونق نفت نیز وسوسه نشد همه درآمدهای خود را خرج کند. سیاستگذاران این کشور پذیرفتند نفت یک دارایی بیننسلی است، نه یک حساب بانکی برای رفع مشکلات کوتاهمدت دولتها.
همین نگاه، تفاوت میان کشوری را رقم زد که امروز از محل سرمایهگذاریهای خود درآمد کسب میکند و کشورهایی که هنوز با هر نوسان قیمت نفت، بودجه و اقتصادشان دچار تلاطم میشود.
در نقطه مقابل، بخش بزرگی از جهان نفت، بهویژه خاورمیانه، دهههاست گرفتار همان بیماری مزمن است؛ بیماری تصور «ثروتمندبودن» صرفا به دلیل داشتن منابع طبیعی.
در طول نیمقرن گذشته صدها میلیارد و بلکه هزاران میلیارد دلار درآمد نفتی وارد منطقه شده است. اما سؤال سادهای وجود دارد: سهم این ثروت در اف-زایش بهرهوری اقتصادی چه بوده است؟ چند اقتصاد نفتی توانستهاند بدون اتکا به صادرات نفت به حیات خود ادامه دهند؟ چند کشور توانستهاند از محل درآمدهای نفتی صندوقهایی بسازند که امروز ضامن رفاه نسلهای آینده باشند؟
پاسخ چندان امیدوارکننده نیست.
بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی یا صرف هزینههای جاری دولتها شده، یا در پروژههای نمایشی و کمبازده دفن شده، یا در فساد اداری و رانتهای اقتصادی هدر رفته یا در آتش جنگها و رقابتهای منطقهای سوخته است. بسیاری از دولتها نفت را نه سرمایه ملی، بلکه حساب جاری خود تصور کردهاند.
نتیجه نیز روشن است؛ هرگاه قیمت نفت بالا میرود، بودجهها نفس میکشند و هرگاه قیمت سقوط میکند، کسری بودجه، تورم، کاهش سرمایهگذاری و فشار اقتصادی سر برمیآورد. این یعنی پس از دههها فروش منابع طبیعی، هنوز بسیاری از اقتصادهای نفتی نتوانستهاند خود را از وابستگی به همان منبعی که ثروتمندشان کرده، نجات دهند.
نکته طعنهآمیز ماجرا اینجاست که نروژ، کشوری که از نفت ثروتمند شد، اکنون برای دوران پس از نفت برنامهریزی میکند؛ اما بسیاری از کشورهای نفتی هنوز برای دوران نفت زندگی میکنند. نروژ درآمدهای نفتی را صرف ساختن آینده کرده است، در حالی که بخش بزرگی از جهان نفت همچنان مشغول مصرف آینده است.
امروز ارزش صندوق ثروت ملی نروژ به حدود دو تریلیون دلار رسیده است. این یعنی کشوری کوچک با ۵.۵ میلیون نفر جمعیت، توانسته برای هر شهروند خود صدها هزار دلار دارایی مالی ذخیره کند. این عدد فقط یک موفقیت اقتصادی نیست؛ یک کیفرخواست علیه دههها سوءمدیریت منابع طبیعی در بسیاری از نقاط جهان است.
واقعیت تلخ این است که نفت هرگز مشکل اصلی کشورهای نفتخیز نبوده است؛ مشکل اصلی همواره نحوه مدیریت نفت بوده است. منابع طبیعی نه توسعه میآورند و نه عقبماندگی؛ این کیفیت حکمرانی است که تعیین میکند ثروت ملی به رفاه پایدار تبدیل شود یا به فرصتی ازدسترفته.