خطاب به اعضای شورای شهر تهران: نترسید!
من در بسیاری از موضوعات با اعضای شورای ششم شهر تهران اختلاف نظر دارم و به لحاظ سیاسی و فکری در نقطه مقابل ایشان هستم، اما در موضوع رایگانکردن حملونقل عمومی با آنها همفکر هستم و معتقدم چنین سیاستی، در صورتی که بهدرستی و با لحاظ ملاحظات کارشناسی اجرا شود، میتواند به فرهنگ ترافیک در تهران کمک کند، استفاده از خودروی شخصی را اندکی کاهش دهد و زمینه را برای جبران روند بیاعتمادی و گریز از حملونقل همگانی فراهم کند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
من در بسیاری از موضوعات با اعضای شورای ششم شهر تهران اختلاف نظر دارم و به لحاظ سیاسی و فکری در نقطه مقابل ایشان هستم، اما در موضوع رایگانکردن حملونقل عمومی با آنها همفکر هستم و معتقدم چنین سیاستی، در صورتی که بهدرستی و با لحاظ ملاحظات کارشناسی اجرا شود، میتواند به فرهنگ ترافیک در تهران کمک کند، استفاده از خودروی شخصی را اندکی کاهش دهد و زمینه را برای جبران روند بیاعتمادی و گریز از حملونقل همگانی فراهم کند. برای اینکه توضیح دهم چرا مدافع رایگانشدن حملونقل عمومی در شرایط فعلی هستم، چند نکته را یادآور میشوم، اما ابتدا تأکید کنم که این حرف، بدیع و جدید و مخصوص امروز نیست و حداقل خود من از سال ۱۴۰۰ چند مقاله و یادداشت در اینباره نوشتهام. همچنین تأکید میکنم که رایگانشدن دسترسی به حملونقل عمومی قرار نیست حلال همه مشکلات باشد و مشخصا این تدبیر میخواهد «مسئله دوم» را حل کند. مسئله اول حملونقل عمومی در تهران و دیگر کلانشهرهای ایران، تأمین ناوگان جدید و نوسازی آن یا بهسازی ناوگان موجود است که راهحلها و تدابیر متفاوتی میطلبد. رایگانکردن قرار است مسئله دوم را حل کند؛ مسئله دوم، نبود رغبت و ترجیح در ارتباط با حملونقل عمومی است.
اما چرا این مسئله پدید آمده؟
نکته اول اینکه همانطورکه تحریم و تورم در طول نزدیک به دو دهه باعث شده زیرساختهای اقتصادی کشور آسیبپذیر شود و مناسبات ناظر به رفتار اقتصادی شهروندان تغییر کند، سالها نارسایی حملونقل عمومی نیز بهخصوص در تهران، باعث شده رفتار ترافیکی مردم از اساس تغییر کند. یعنی برخلاف انتظار کارشناسان که فکر میکنند ارزانبودن حملونقل عمومی یا حتی دسترسی به شبکه و نیز سختگیری از نوع گرانکردن یا محدودهگذاشتن یا هر چیزی شبیه به این، مثلا وضع عوارض و... بر خودروی شخصی، میتواند باعث شود که اتوبوس و مترو به استفاده از خودروی شخصی ترجیح پیدا کند، اصلا این انتظار و توقع با واقعیت منطبق نیست. سالهاست حملونقل عمومی نارسایی دارد و جوابگوی نیاز شهروندان نیست. در عین حال، عادت به استفاده از خودروی شخصی و حتی جبران کاستیهای آن با جایگزینهای جدیدی مثل تاکسیهای اینترنتی باعث شده اساسا معابر و عابران تهران عادت خود را به حملونقل انبوهبر از دست بدهند. خودروی شخصی علاوه بر اینکه یک پدیده فاخر، باکلاس و نمادی از دارندگی و برازندگی شده، ترجیح عملیاتی و همچنین ترجیح اقتصادی دارد؛ یعنی کاربر هم زودتر میرسد، هم چندان گرانتر نمیرسد و هم اینکه اساسا در اکثر موارد انتخابی جز این ندارد که از خودروی شخصی استفاده کند.
اینها و مجموعه مواردی از این دست، متغیرهای دیگری را هم به وجود آورده که باعث شده است سهم بسیار اندکی از ترددها از طریق حملونقل عمومی انجام شود. به عبارت بهتر، در سالهای اخیر برخلاف توقع و انتظار برنامه جامع حملونقل عمومی تهران، آنچه سهم بیشتری از عبور و مرور و آمدوشد شهروندان را به خود اختصاص داده و نسبت آن افزایش پیدا کرده، خودروی شخصی، تاکسیهای اینترنتی و موتورسیکلتها بوده است و در مقابل، سهم مترو و اتوبوس به میزان درخور توجهی کاهش یافته است. ما در چند سال اخیر شاهد بودهایم که شهرداری، البته بسیار کمتر از نیاز تهران اما به هر حال به میزان مقدور، ناوگان اتوبوسرانی را تقویت و نوسازی کرده است. با این حال، آیا سهم اتوبوس از جابهجایی شهروندان افزایش یافته است؟ ظاهرا خیر. آیا امیدی هست که با سیاستهای دیگر، بهخصوص با تلاش برای حل مسئله اول، به فرض اینکه شهرداری بتواند ـکه امیدی نداریمـ واگنهای جدیدی را به ناوگان مترو اضافه کند و اتوبوسهای جدیدی را در شبکه مستقر کند، تغییر در میل به حملونقل عمومی ایجاد شود؟ به نظر میرسد زمینهای برای آن تغییر صرفا از طریق تقویت ناوگان وجود ندارد. نکته بعد اینکه راهحلهایی از جنس گرانکردن خودرو، گرانکردن بنزین، افزایش هزینههای استفاده از خودرو مثلا از طریق وضع عوارض معابر، جرایم مربوط به طرح ترافیک و نظیر اینها، نه تا الان تأثیر مهمی بر کاهش میل به استفاده از خودروی شخصی داشته و نه بعد از این احتمالا خواهد داشت.
خب، پس راهحل چیست؟ آیا ما باید همچنان شاهد غلبه روزافزون خودرومحوری و میل به استفاده از خودروی شخصی و ترجیح آن بر حملونقل عمومی باشیم؟ به نظر میرسد راهحلهای ابتکاری فقط ممکن است در این زمینه جواب بدهند. تأکید میکنم که «ممکن است»، به خاطر اینکه معتقدم متغیرهای مؤثر بر رفتار اجتماعی و ازجمله رفتارهای ترافیکی شهروندان، نه متغیرهای ثابتی هستند و نه لزوما قابل پیشبینی. من تصور میکنم رایگانکردن حملونقل عمومی، نوعی شوک واردکردن به نظام رفتاری استفاده شهروندان از حملونقل بوده و ممکن است از لحاظ ابداعیبودن، غیرمنتظره و غیرمترقبه بودن و همچنین از لحاظ اینکه برخلاف الگوهای رایج شوکدرمانی، این شوک از جیب نهاد حاکمیتی و به نفع جیب شهروندان تنظیم و طراحی شده، باز هم تأکید میکنم فقط «ممکن است» باعث شود روند خودرومحوری متوقف یا لااقل کند شود.
به این توضیح و توجیه مختصر، دو شرط را اضافه میکنم. اولا اعضای شورای شهر، اگر قرار است برای تمدید این موضوع یعنی رایگانکردن تصمیم بگیرند، باید مراقب باشند که تعبیر «دائمیکردن» نه علمی و کارشناسی است، نه با مبانی سیاستگذاری میخواند و نه حتی جلب اعتمادی در عموم مردم خواهد داشت. صرفا باید از «تمدید» صحبت کرد و از دوره مشخصی که بعد از آن، مجددا با مطالعه و بازنگری، تصمیم جدید گرفته خواهد شد.
شرط دیگر اینکه باید در این موضوع نگاه اجتماعی داشت، نه نگاه سیاسی و نه نگاه اقتصادی. نگاه سیاسی یعنی در آستانه انتخابات، امتیازی به مردم دادن و رأی خریدن. صادقانه و عملیاتی نباید رویکرد، انگیزه و جهتگیری اعضای شورای شهر در این زمینه انتخاباتی باشد.
همچنین نباید نگاه اقتصادی داشت؛ به این معنا که غم و غصه شما در میان انبوه درآمدهایی که شهرداری کسب میکند و هزینههایی که خرج میکند ـ و بخش شایان توجهی از آن لزوما بهرهور نیست و به هدف اصابت نمیکند و قابل صرفهجویی یا لااقل مدیریت استـ در موضوع رایگانکردن حملونقل، نگاه باید به یارانهای باشد که شهرداری به یارانه موجود اضافه میکند.
نباید اعضای شورای شهر تصور کنند که دارند پول را جای اشتباهی خرج میکنند. این، نوعی سرمایهگذاری در اصلاح رفتار و فرهنگ ترافیکی است.
تأکید دارم که ممکن است این سرمایهگذاری جواب ندهد، اما با فرض اینکه انشاءالله این ایده به هدف اصابت بکند، هزینهای که بر گردن شهرداری بار میشود، همین الان هم بهمراتب بیش از آن در بودجه شهرداری بهعنوان یارانه حملونقل وجود دارد و شرکت واحد اتوبوسرانی و شرکت بهرهبرداری متروی تهران تقریبا حدود بین ۱۰ تا ۲۰ درصد ـیعنی یکی حوالی ۱۰ درصد و یکی حوالی ۲۰ درصدـ از هزینههای خود را از محل فروش بلیت تأمین میکنند. بنابراین، قرار است فقط بخش کمی از هزینهها مجددا به ردیف بودجههای هزینهای شهرداری اضافه یا به تعبیری از ردیف بودجههای درآمدی آن کم شود.
این نگاه به سرمایهگذاری، با داشتن برنامهریزی و مهمتر از آن با داشتن نظارت، پایش و در نهایت ارزیابی بعد از یک بازه زمانی مشخص، میتواند این نتیجه محتمل را حادث کند که گرایش به حملونقل عمومی که رو به میرایی است، در تهران احیا شود.
نکته آخرم اینکه از اعضای شورای شهر تهران میخواهم در عین اینکه نگاه کارشناسی دارند و نگاه سیاسی نداشته باشند، از تصمیمگیری در اینباره نترسند و تصور نکنند که هر رایگانکردنی، پوپولیستی است یا هر تصمیمی در آستانه انتخابات، لزوما انتخاباتی است یا هر چیزی را که بناست در آن خیر و صلاح مردم پیگیری شود، میتوان به دعواهای جناحی و سیاسی روزمره فروکاست. ترافیک یکی از معضلات حلنشده تهران بوده و هر تلاشی برای حل بخشی از آن، کاملا محترم و شایسته قدردانی است.