گویی سرنوشت آدمها از سَر نوشته میشود
یک سال و نیمم بود که از زادگاهم آبادان جنگزده مجبور به کوچ شدیم.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سیدروحالله حجازی - فیلمساز
یک سال و نیمم بود که از زادگاهم آبادان جنگزده مجبور به کوچ شدیم.
طعم گسِ جنگ را پیشتر چشیده بودیم و با حال و هوایش غریبه نبودیم.
گویی سرنوشت آدمها از سَر نوشته میشود.
شروعی دوباره که همه زندگیت را تحت تأثیر قرار میدهد.
حالا باز جنگی آغاز و شروعی دیگر برای تغییر سرنوشت همه ما!
وقتی به پیشنهاد دوستم علی مردانه به گروه همیاری خانهام سینما پیوستم، با دوستان عزیزی همراه شدم که تمام تلاششان مبنی بر دیدهنشدن بود.
مسئلهای که متأسفانه در چنین بزنگاههایی رُخ مینماید و مسابقهای برای اینکه چه کسانی در چه وقایعی بودند و نبودند، بهراه میافتد.
اما در این گروه جنس بودنِ تمامقدشان، از نبودن بود.
دوستان ما در این گروه خود، مثل مخاطب، مثل مردم، سعی میکنند همراه و یاوری از جنس خودشان باشند و با برنامههای متنوعی از جنس حرفهشان، ساعاتی این مردم عزیز را از مرز جنگ به دنیای سحرآمیز هنر خود دعوت کنند تا شاید لبخندِ کودکی یا اشکِ بزرگی از تماشای این هنرِ همراهی، توشه راه این
گروه باشد.
گرچه غم بزرگ است، اما هنر هرچند مرهمی اندک، چشمها و دلها را میشوید تا زندگی را جور دیگر تماشا کنیم.