پاکستان قربانی تروریسم
خشونتهای دو گروه تروریستی «تحریک طالبان پاکستان» و «ارتش آزادیبخش بلوچستان» برای نخستین بار باعث شدند تا خطرناکترین کانون تروریسم در جهان بعد از سالها دیگر در اختیار افغانستان نباشد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
خشونتهای دو گروه تروریستی «تحریک طالبان پاکستان» و «ارتش آزادیبخش بلوچستان» برای نخستین بار باعث شدند تا خطرناکترین کانون تروریسم در جهان بعد از سالها دیگر در اختیار افغانستان نباشد. با گسترش حملات گروههای شبهنظامی، چرخه خشونت در پاکستان نهفقط عمیقتر شده، بلکه در ابعاد انسانی و امنیتی هم شکل نگرانکنندهتری به خود گرفته است.
بر اساس گزارش «شاخص جهانی تروریسم»، افغانستان که تا پیش از بازگشت طالبان به قدرت چند سال پیاپی در صدر این فهرست قرار داشت، از جمع ۱۰ کشور اول متأثر از تروریسم بیرون رفته است. «تحریک طالبان پاکستان» و «ارتش آزادیبخش بلوچستان»، به عنوان دو عامل اصلی خشونت، در صعود پاکستان به رتبه نخست شاخص جهانی تروریسم نقش تعیینکنندهای داشتهاند.
تصویر کلی اقدامات این دو گروه تصویری سنگین و هشداردهنده است: در سال ۲۰۲۵، هزارو ۱۳۹ نفر در حملات تروریستی کشته شدند، بیش از هزارو ۴۵ حمله ثبت شد و هزارو ۵۹۵ نفر نیز زخمی شدند. این ارقام، در مقایسه با دیگر کشورها، پاکستان را در رتبه نخست کشورهایی قرار داد که بیشترین تأثیر را از تروریسم گرفتهاند. مسئله فقط به شمار کشتهها و زخمیها محدود نماند. در سراسر کشور ۶۵۵ نفر نیز گروگان گرفته شدند؛ عددی که در مقایسه با ۱۰۱ مورد در سال ۲۰۲۴، جهشی تکاندهنده را نشان میدهد و میگوید ناامنی در پاکستان از حمله و انفجار فراتر رفته و وارد مرحلهای شده که ربایش و گروگانگیری هم به بخشی از الگوی خشونت تبدیل شده است.
این روند البته ناگهانی و مقطعی نیست. از سال ۲۰۰۷ تا امروز، ۱۷ هزارو ۶۶۸ مرگ ناشی از تروریسم در پاکستان ثبت شده است؛ آماری که بهتنهایی نشان میدهد بحران امنیتی این کشور ریشهدار، فرسایشی و مزمن است. با این حال، آنچه در سال ۲۰۲۵ رخ داد، نشان میدهد پاکستان وارد مرحلهای تازه شده؛ مرحلهای که در آن نهفقط دامنه حملات گستردهتر شده، بلکه تمرکز جغرافیایی و سازمانی این خشونت هم روشنتر از گذشته است. اکنون دو استان غربی خیبرپختونخوا و بلوچستان، قلب ناامنی در پاکستان به شمار میروند؛ دو منطقهای که در سالهای اخیر به میدان اصلی فعالیت گروههایی چون تحریک طالبان پاکستان و ارتش آزادیبخش بلوچستان تبدیل شدهاند.
در سال ۲۰۲۵، بیش از ۷۴ درصد همه حملات تروریستی و ۶۷ درصد مرگهای ناشی از تروریسم در پاکستان فقط در همین دو استان رخ داد. این تمرکز بالا، معنای روشنی دارد: بحران دیگر به شکل پراکنده در سراسر کشور پخش نیست، بلکه در یک کریدور مشخص امنیتی و قومی و مرزی، به شکلی فشرده و سازمانیافته عمل میکند. همین مسئله هم کار دولت پاکستان را سختتر کرده، چون با مناطقی طرف است که هم از نظر جغرافیایی دشوارند، هم از نظر بافت اجتماعی و قبیلهای پیچیده و هم از نظر نزدیکی به مرز افغانستان برای گروههای مسلح فضای مانور بیشتری فراهم میکنند.
در این میان، تحریک طالبان پاکستان همچنان مهمترین و مرگبارترین تهدید برای امنیت داخلی کشور باقی مانده است. این گروه برای پنجمین سال پیاپی، مرگبارترین سازمان تروریستی فعال در پاکستان شناخته شده و در سال ۲۰۲۵، ۵۶ درصد از همه مرگهای ناشی از تروریسم در کشور به آن نسبت داده شده است. طالبان پاکستان در این سال ۵۹۵ حمله انجام داد که به کشتهشدن ۶۳۷ نفر انجامید؛ رقمی که نسبت به ۵۵۵ کشته در سال قبل، ۱۳ درصد افزایش نشان میدهد. این فقط یک افزایش عددی نیست؛ نشان میدهد این گروه هم از نظر توان عملیاتی فعالتر شده و هم از نظر اثرگذاری، همچنان ستون اصلی خشونت مسلحانه در پاکستان است.
چهره این گروه هم در سال ۲۰۲۵ تغییر کرده و مدرنتر شده است. طالبان پاکستان بهصورت گسترده به استفاده از پهپاد روی آورده و الگوهای جنگی خود را بیش از پیش با روشهای طالبان افغانستان و داعش خراسان هماهنگ کرده است. پهپادها فقط برای حمله به اهداف نظامی به کار نرفتهاند؛ این گروه از آنها برای جمعآوری اطلاعات، شناسایی مواضع و عملیات تجسسی هم استفاده کرده است. این تحول مهم است، چون نشان میدهد طالبان پاکستان از شکل سنتیتر عملیات چریکی فاصله گرفته و به سمت ابزارهایی رفته که دقت، برد اطلاعاتی و انعطاف عملیاتی بیشتری در اختیارش میگذارد. وقتی یک گروه شورشی بتواند هم حمله کند و هم همزمان از آسمان اطلاعات بگیرد، سطح تهدیدش برای نیروهای دولتی بهمراتب بالاتر میرود.
جهت اصلی حملات طالبان پاکستان هم روشن است: هدف نخست، نیروهای امنیتی پاکستاناند. در سال ۲۰۲۵، تلفات نیروهای امنیتی این کشور نسبت به سال قبل ۳۸ درصد افزایش یافت؛ افزایشی که نشان میدهد گروههای مسلح نهفقط به دنبال ایجاد رعب عمومی، بلکه در پی فرسایش مستقیم توان امنیتی و نظامی دولتاند.
بیش از ۸۵ درصد حملات طالبان پاکستان نیز در مناطق نزدیک مرزهای قبایلی سابق رخ داده؛ جایی که این گروه با تکیه بر شبکههای قبیلهای، جغرافیای کوهستانی و حمایت طالبان افغانستان، آزادی عمل بیشتری دارد. این ترکیب، یعنی زمین سخت، پیوند اجتماعی محلی و پشتگرمی فرامرزی، همان چیزی است که مقابله با این گروه را برای اسلامآباد دشوارتر از همیشه کرده است. حاصل این روند، پاکستانی است که تروریسم در آن دیگر یک بحران حاشیهای یا مقطعی نیست، بلکه به یکی از تعیینکنندهترین واقعیتهای امنیتی کشور تبدیل شده است.