|

احتمال بارش باران اسیدی *

فکر کنم راهنمایی بودم که عراق، پالایشگاه نکا را زد. آن موقع خبرها دیر به دیر می‌آمد اما این خبر را زودتر ابرهای آسمان برایمان آوردند. وقتی باران بارید، ما که مشغول والیبال و ورزش در حیاط مدرسه بودیم، سر و صورت و مقنعه‌هایمان پر از لکه‌های سیاه شد. ناظم‌ها آمدند و مجبورمان کردند صورتمان را بشوییم و همه را به کلاس فرستادند و زنگ تفریح بعدی هم با اینکه باران نمی‌آمد، در کلاس ماندیم‌. شاید در آن روز برای اولین بار بود که صورت هم‌کلاسی‌ها را بدون مقنعه می‌دیدیم.

گیسو فغفوری دبیر صفحه آخر روزنامه شرق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 فکر کنم راهنمایی بودم که عراق، پالایشگاه نکا را زد. آن موقع خبرها دیر به دیر می‌آمد اما این خبر را زودتر ابرهای آسمان برایمان آوردند. وقتی باران بارید، ما که مشغول والیبال و ورزش در حیاط مدرسه بودیم، سر و صورت و مقنعه‌هایمان پر از لکه‌های سیاه شد. ناظم‌ها آمدند و مجبورمان کردند صورتمان را بشوییم و همه را به کلاس فرستادند و زنگ تفریح بعدی هم با اینکه باران نمی‌آمد، در کلاس ماندیم‌. شاید در آن روز برای اولین بار بود که صورت هم‌کلاسی‌ها را بدون مقنعه می‌دیدیم.

نمی‌دانم چند سال از آن روز گذشته است. آسمان دیروز تهران، سیاه بود. سیاه آنچنان که در فیلم‌های آخرالزمانی نشان می‌دهند. سیاه برای اینکه انبارهای نفت و سوخت با حمله آمریکا و اسرائیل منفجر شده است. انفجارهای شنبه‌شب که صدایشان خانه‌هایمان را لرزاند، حجم انبوهی از ترکیبات سمی هیدروکربن‌ها، اکسیدهای گوگرد و نیتروژن را وارد آسمان کرده است. هرچند این باران نم‌نم که صبح دیروز بارید رحمت بود، اما خیلی هم خطرناک و اسیدی بود. از صبح چندین اطلاعیه و هشدار درباره احتمال بارش باران اسیدی منتشر شد.

هشدار که پنجره‌ها را باز نکرده و در خیابان‌ها تردد نکنید. هرچند مغازه‌ها باز بودند و وانتی در خیابان میوه می‌فروخت، اما باران به همراه خودش سیاهی آورده و روی ماشین‌ها دوده نشسته است؛ دود و بارانی که قرار است امروز هم در تهران بماند. گروه‌هایی که مدت‌ها بود برای خودشان از آغاز جنگ هلهله می‌کردند، پر شده بود از هشدارها. انگار کم‌کم متوجه تلخی می‌شوند. ما مردمِ عادت‌کرده به مصیبت و سختی هستیم. راستش ما مردم مقاومی هستیم؛ شاید هم از جان گذشته و ناامید. این برای خارجی‌ها شاید شکل دیگری به نظر برسد‌. خبرنگار سی‌ان‌ان با تعجب گزارش داده است که چرا مردم پس از شنیدن صدای انفجار فرار نمی‌کنند و به‌جایش از انفجارها عکس و فیلم می‌گیرند! برای خیلی از ما حجم اتفاقات و‌ ویرانی‌ها آن‌قدر زیاد است که گاهی یادمان می‌رود دیروز چه اتفاقی افتاد یا پریشب تا صبح خانه‌هایمان لرزید یا اینکه بوی گوگردی که از انفجارها پخش شده چقدر مغزمان را می‌سوزاند. اما هر چرخیدن در خیابان‌ها برایمان همراه است با حجم زیادی از حسرت. هر گوشه شهر که می‌رویم، بخشی از خاطره‌هایمان در حال نابودی است. حالا خبر آمده مدرسه علامه حلی یک در چهارراه کمالی و علامه حلی پنج در مرزداران هم آسیب دیده‌اند. عکس‌های نابودی «علامه‌ حلی یک» برای من که هم برادرم آنجا درس خوانده و هم پسرم تلخ بود. ساعت‌های زیادی را به‌عنوان مادر یک دانش‌آموز آنجا بودم؛ برای جلسات اولیا و مربیان یا مشاوره یا ثبت‌نام و گرفتن کارنامه. داخل مدرسه که می‌شدیم، نام و عکس تعداد از مدال‌آوران المپیاد یا دانش‌آموزانی که نام ایران را در جهان مطرح کردند قرار داشت و حالا بخش‌های زیادی از آن خراب شده است.

در این چند روز بارها با این واقعیت روبه‌رو شدم که جنگ خیلی از اولویت‌ها را تغییر می‌دهد؛ مثلا روز جهانی زن که دیروز بود و معمولا می‌تواند فرصتی برای بازگویی جایگاه ما زنان ایرانی در جهان باشد، در کنار گفتن از کمبودها، حق‌کشی‌ها و تبعیض‌ها.

سال پیش از شرایط سخت زنان غزه ‌نوشتم؛ از اینکه آنان و کودکانشان ۵۵ درصد قربانیان جنگ بودند‌. اما این روزها و بعد از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ذهنم تغییر کرده است. صحنه‌هایی که در روزهای بعد از این اعتراضات در کهریزک دیدم، شکل توجهم را به مسائل تغییر داده است. اما مدام به خودم یادآوری می‌کنم که حتی یک کشته هم زیاد است‌. چه آن 200 و چند کودکی که در اعتراضات کشته شده‌اند، چه این  200 کودکی که در جنگ جان باخته‌اند. آری ما مردم در حال آسیب‌دیدن هستیم. پس شاید یادآوری اینکه دیروز هشتم مارس بود و روز جهانی زن، برای من فقط در یک جمله خلاصه شود‌: «‌تحسین تمام زنانی که اکنون فداکارانه و با تلاش بسیار، مایه آرامش خانواده‌ها‌ و کودکانشان هستند».

* فیلم احتمال بارش باران اسیدی ساخته سال ۱۳۹۳ به کارگردانی بهتاش صناعی‌ها و بازیگری محمد شمس‌لنگرودی است.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.