هوش مصنوعی بدون اینترنت آزاد؛ توسعه یا توهم؟
در دنیای امروز، هوش مصنوعی بهعنوان یکی از کلیدیترین فناوریهای تحولآفرین، وابستگی عمیقی به دسترسی آزاد به اینترنت و زیرساختهای جهانی دارد. فیلترینگ اینترنت در ایران تنها یکی از موانع توسعه این فناوری به شمار میرود؛ چالش اصلی، تحریمهای خارجی از سوی شرکتهای تولیدکننده تجهیزات سختافزاری مانند NVIDIA و ارائهدهندگان زیرساختهای ابری نظیر Amazon AWS، Google Cloud و Microsoft Azure است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
دکتر علی غفرانی-پژوهشگر و مشاور پروژههای صنعتی هوش مصنوعی: در دنیای امروز، هوش مصنوعی بهعنوان یکی از کلیدیترین فناوریهای تحولآفرین، وابستگی عمیقی به دسترسی آزاد به اینترنت و زیرساختهای جهانی دارد. فیلترینگ اینترنت در ایران تنها یکی از موانع توسعه این فناوری به شمار میرود؛ چالش اصلی، تحریمهای خارجی از سوی شرکتهای تولیدکننده تجهیزات سختافزاری مانند NVIDIA و ارائهدهندگان زیرساختهای ابری نظیر Amazon AWS، Google Cloud و Microsoft Azure است. این تحریمها نهتنها دسترسی به ابزارهای پیشرفته را محدود میکنند، بلکه هزینههای هنگفتی را بر اکوسیستم فناوری ایران تحمیل کردهاند. این مقاله به بررسی چگونگی تأثیر وابستگی توسعه سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی به دادههای باز و اینترنت آزاد، تجربیات جهانی، هزینههای واقعی و راهکارهای عملی میپردازد. درحالیکه فیلترینگ داخلی مشکلات جانبی ایجاد میکند، تأکید بر این است که موانع اصلی ریشه در محدودیتهای خارجی دارند و تمرکز بر آنها میتواند مسیر توسعه را هموار کند.
پیش از ورود به جزئیات، شایان ذکر است که در حوزه سختافزارهای مورد نیاز برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی، دست برتر کاملا در اختیار آمریکاست. شرکتهایی مانند NVIDIA با سلطه بر بازار پردازندههای گرافیکی (GPU) مانند A100 و H100، عملا کل زنجیره تأمین جهانی را کنترل میکنند. چین هرچند در فناوریهای لبهای هوش مصنوعی و مدلسازی نرمافزاری به پیشرفتهای چشمگیر و خیرهکنندهای دست یافته، اما همچنان در تولید سختافزارهای پیشرفته فاصله درخور توجهی با آمریکا دارد. این شکاف، توسعه کشورها را بهشدت وابسته به واردات یا بومیسازی کرده و ایران را در موقعیتی دشوار قرار داده است. علاوهبراین، فیلتربودن پلتفرمهای ویدئویی نظیر یوتیوب -که بهمثابه دانشگاه اینترنت عمل میکنند- آموزش عمومی و دسترسی متخصصان به منابع آموزشی رایگان را بیش از پیش تحت تأثیر قرار میدهد و مانع تربیت نیروی انسانی متخصص میشود. استعدادهای ناب ایرانی که در دانشگاههای برتر جهان سابقه درخشانی دارند، در صورت رفع موانع پرداختی و دسترسی میتوانند مانند هند، درآمدزایی دلاری عظیمی ایجاد کنند. ریموت برای شرکتهای جهانی، جایگزینی برای درآمدهای نفتی و منبع ارزی پایدار برای دولت و متخصصان فراهم میآورد.
نسبت مستقیم اینترنت، داده باز و هوش مصنوعی
هوش مصنوعی نوین بهشدت به دادههای عظیم، دسترسی آزاد به اینترنت و منابع باز وابسته است. مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی نهتنها برای آموزش اولیه، بلکه برای بهروزرسانی مداوم، fine-tuning و استقرار (deployment) نیازمند حجم انبوهی از دادههای متنوع از وب، مخازن عمومی مانند Hugging Face و GitHub هستند. بدون اینترنت آزاد، جمعآوری این دادهها، تست مدلها و حتی دانلود پیشآموزشدیدهها بسیار پرهزینه و زمانبر خواهد بود. تحریمهای شرکتهایی مانند NVIDIA و محدودیتهای دسترسی به زیرساختهای ابری، استقرار مدلهای بزرگ متنباز و انطباق آنها با نیازهای داخلی کشور را مختل کرده و نوآوری را بهشدت کند میکند. برای مثال، مدلهای منبعباز که بخش عمده نوآوریهای جهانی را تشکیل میدهند، اغلب از سرورهای آمریکایی میزبانی میشوند و «IP»های ایرانی را مسدود کردهاند. این محدودیتها سرعت توسعه را شدیدا کاهش میدهد.
چین تنها کشوری است که با وجود تحریمهای گسترده، توانسته در این عرصه بماند و سرویسهای بومی قدرتمند ارائه دهد؛ سایر کشورها عملا در جایگاه مصرفکننده قرار دارند. این کشور با سرمایهگذاریهای کلان دولتی بر شرکتهای بومی مانند
Baidu، Alibaba و Tencent، نهتنها دادههای داخلی را کنترل کرده، بلکه مدلهایی رقابتی با استانداردهای جهانی ساخته است. برای نمونه، پلتفرمهایی مانند Ernie از Baidu یا Qwen از Alibaba، با بهرهگیری از دادههای عظیم و زیرساختهای مستقل، در کاربردهای روزمره مانند پردازش زبان طبیعی، تولید محتوا و حتی تحلیل تصاویر، عملکردی نزدیک و گاهی برتر از رقبای غربی خود نشان دادهاند. این دستاوردها نتیجه سالها برنامهریزی استراتژیک است: ایجاد مراکز داده عظیم داخلی، آموزش مدلها بر پایه دادههای چینی و توسعه «API»های بومی که جایگزین سرویسهای غربی شدهاند. این تجربه نشان میدهد با اتخاذ استراتژیهای جایگزین مانند تمرکز بر دادههای متنباز، بومیسازی دانش و ایجاد اکوسیستم نوآور، میتوان به موفقیت دست یافت؛ هرچند بدون دسترسی کامل به زیرساختهای جهانی، همچنان با چالشهایی روبهرو خواهد بود. در مقابل، کشورهایی مانند ایران که فاقد چنین سرمایهگذاریهای عظیمی هستند و همچنین در گرداب تحریمها گرفتار ماندهاند، مسیری به مراتب چالشیتر را پیشرو خواهند داشت. استعدادهای ایرانی در صورت برطرفشدن تحریمهای موجود میتوانند با دسترسی به پلتفرمهای ریموت در پروژههای بینالمللی شرکت کرده و درآمد دلاری جذب کنند و اقتصاد دانشبنیان را احیا کنند.
تجربه کشورها در برابر وضعیت ایران
تجربیات جهانی نشان میدهد فیلترینگ داخلی بهتنهایی مانع توسعه نیست، بلکه ترکیب آن با تحریمهای خارجی، وضعیت را بحرانی میکند. چین با وجود «دیواره آتش بزرگ» (پروژه دولت چین برای کنترل اینترنت) که دسترسی به بسیاری از سایتهای غربی را مسدود کرده، با تولید جایگزینهای داخلی برای تجهیزات NVIDIA مانند پردازندههای گرافیکی Moore Thread MTT S4000، Huawei Ascend 910B و Lisuan G100 پیشتازی کرده است. این شرکتها نهتنها «GPU»های بومی تولید میکنند، بلکه در بنچمارکهای عملکردی، کارایی مناسبی در آموزش مدلهای بزرگ نشان دادهاند. دولت چین با سیاستهای حمایتی مانند یارانههای عظیم و اولویتبندی تحقیق و توسعه، هزاران متخصص را به داخل کشانده و اکوسیستمی خودکفا ساخته است. روسیه نیز تلاشهایی برای بومیسازی با پروژههایی مانند Elbrus داشته، اما به دلیل کمبود فناوری و منابع مالی، در مسابقه عقب مانده و عمدتا مصرفکننده سرویسهای چینی یا غربی است. تحریمهای غربی بر روسیه پس از ۲۰۲۲، این عقبماندگی را تشدید کرد و نشان داد که بدون سرمایهگذاری بلندمدت، بومیسازی ممکن نیست. هند با فیلترینگ محدودتر و دسترسی نسبی به دادههای باز، از طریق شرکتهایی مانند Infosys و TCS پیشرفتهایی داشته، اما همچنان وابسته به زیرساختهای آمریکایی است. این کشور با نیروی کار ارزان و استعدادهای مهندسی، میلیاردها دلار از صادرات نرمافزار و خدمات هوش مصنوعی درآمدزایی میکند. بازیگران اصلی عرصه جهانی، آمریکا و چین هستند و سایر کشورها عمدتا مصرفکننده سرویسهای آنان به شمار میروند؛ روسیه و دیگران در بومیسازی ناکام ماندهاند. در مقابل، ایران با پیوند فیلترینگ داخلی (مانند مسدودسازی بسیاری از سایتهای پربازدید جهانی) و تحریمهای خارجی و همچنین نبود دسترسی به تجهیزات پیشرفته و هزینههای سرسامآور آنها، عملا محروم مانده که بخش عمدهای از فرایند توسعه، «از آموزش مدل تا استقرار» را در بر میگیرد. برای مثال، دانشگاههای فنی و مهندسی یا مراکز تحقیقاتی با وجود استعدادهای بومی، به دلیل نبود «GPU»های پیشرفته، ماهها برای آموزش مدلهای متوسط تأخیر دارند. با این حال، استعدادهای ناب ایرانی در صورت حل مشکلات پرداختی جهانی، میتوانند مانند هندیها کار ریموت انجام دهند، درآمد دلاری وارد کشور کرده و جایگزینی پایدار برای نفت ایجاد کنند.
هزینه فیلترینگ برای توسعه هوش مصنوعی
فیلترینگ داخلی هزینههای جانبی مانند وابستگی به «VPN»های ناپایدار، کاهش سرعت و ناپایداری اینترنت و اختلال در همکاریهای آنلاین را به بار میآورد، اما اینها در مقایسه با تحریمهای خارجی، ناچیز هستند. تحریمها هزینه واقعی را تحمیل میکنند: دسترسی به سختافزارها از طریق واسطهها چندین برابر گرانتر شده -گاه بسیار گرانتر از قیمت جهانی- هرچند با وجود تحریمها امکان خرید از بازارهای خاکستری وجود دارد، این مسیر هزینههای دلاری سنگینی را اعمال میکند و توسعه سرویسهای بومی را به تأخیر میاندازد. تخمینها حاکی از آن است که این محدودیتها خسارت جبرانناپذیری به اکوسیستم هوش مصنوعی ایران وارد میآورند؛ درحالیکه فیلترینگ تنها بخش کوچکی از این بار مالی را تشکیل میدهد. برای نمونه، یک سرور GPU استاندارد که در بازار جهانی ۳۰ هزار دلار قیمت دارد، در ایران تا ۲۰۰ هزار دلار میرسد یا تجهیزات پردازشی لبه نظیر Jetson Nano که قیمت جهانی 99 دلار دارد، در ایران چندین برابر قیمت دلاری خود خرید و فروش میشود و این چرخه معیوب، استارتاپها را فلج میکند. از سوی دیگر، محدودیتهای اعمالشده از سوی ارائهدهندگان بزرگ زیرساختهای ابری مانند Google Cloud، Microsoft Azure و AWS، همکاری جهانی را قطع کرده، دسترسی به ابزارهای آماده را مسدود کرده و شکاف دیجیتال را تعمیق میبخشد. فیلتربودن یوتیوب بهعنوان منبع اصلی آموزشهای ویدئویی، متخصصان ایرانی را از هزاران tutorial رایگان محروم کرده و آموزش عمومی را مختل میکند. علاوهبراین تحریمهای نرمافزاری مانند مسدودسازی «API»های OpenAI یا Anthropic Claude، استارتاپها را وادار به بازآفرینی چرخ از صفر میکند یا استفاده از واسطهها با کیفیت بدتر و هزینههای بیشتر. این وضعیت، مهاجرت مغزها را تشدید کرده است؛ درحالیکه با سیاستهای حمایتی، میتوان استعدادها را نگه داشت و به درآمدزایی بینالمللی هدایت کرد.
جمعبندی و راهکارهای عملی
در نهایت، چشمانداز سیاستگذاری دولتی باید از دولتیسازی هوش مصنوعی -که اغلب به پروژههای ناکارآمد و پرهزینه منجر میشود- به حمایت از نوآوران کوچک و استارتاپهای چابک تغییر یابد. این رویکرد با تأکید بر نوآوری داخلی و ابزارهای منبعباز، تحریمها را بیاثر کرده و توسعه واقعی را ممکن میکند. مانند موفقیت چین که با حمایت از شرکتهای خصوصی بومی، از مصرفکننده به تولیدکننده تبدیل شد، ایران نیز میتواند با ایجاد صندوقهای حمایتی، معافیتهای مالیاتی برای واردات محدود سختافزار، هابهای داده ملی و پلتفرمهای ریموتورک، جهشی واقعی ایجاد کند. حل موانع پرداختی برای استعدادها، نهتنها درآمد دلاری برای متخصصان و دولت به ارمغان میآورد، بلکه اقتصاد دانشبنیان را جایگزین نفت میکند. این تغییر، توهم «توسعه بدون زیرساخت» را به واقعیت تبدیل کرده و نسل جدیدی از متخصصان را برای رقابت جهانی آماده میکند.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.