شورای شهر در مختصات سیاسی جدید
انتخابات شورای شهر، بهویژه شورای شهر تهران، اکنون با مختصات سیاسی جدیدی مواجه است. این ویژگیها عبارتاند از انتخابات تناسبی و خصوصیات آن و تفاوت نحوه انتخابات و نقش نمایندگان در آن، انتخابات پساجنگ خارجی بهویژه آنکه شهر تهران کانون اصلی تهاجمات در دو جنگ 12روزه و 40روزه بود. این جستار قصد دارد طرح بحثی کوتاه کند که در انتخابات احتمالی شورای شهر، که فعلا در تعلیق قرار دارد، چه باید کرد و اعضای شورای آتی چه وظایفی بر دوش دارند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
محمدکریم آسایش، کنشگر و پژوهشگر شهری: انتخابات شورای شهر، بهویژه شورای شهر تهران، اکنون با مختصات سیاسی جدیدی مواجه است. این ویژگیها عبارتاند از انتخابات تناسبی و خصوصیات آن و تفاوت نحوه انتخابات و نقش نمایندگان در آن، انتخابات پساجنگ خارجی بهویژه آنکه شهر تهران کانون اصلی تهاجمات در دو جنگ 12روزه و 40روزه بود. این جستار قصد دارد طرح بحثی کوتاه کند که در انتخابات احتمالی شورای شهر، که فعلا در تعلیق قرار دارد، چه باید کرد و اعضای شورای آتی چه وظایفی بر دوش دارند.
انتخابات
انتخابات آتی بهویژه در شهر تهران دارای ویژگیهای خاصی است: دوران اطمینان از رأی لیستی به پایان رسیده است و اصولا انتخابات تناسبی کاملا آن را منتفی کرده است، بنابراین هر تکعضو لیست اهمیت دارد. این موضوع چند ضرورت را ایجاب کرده است: نخست آنکه لیست نیروهای بهبودخواه اعم از اصلاحطلبان و روزنهگشایان باید یکپارچه شود و تمامی ظرفیتها و نیروها (اعم از داخل و بیرون خود-نیروهای مستقل، مدنی، نیروهای منتقد خارج از چتر سیاسی) را شامل شود. دوم آنکه به لیست به چشم شرکت سهامی نگریسته نشود که حضور فلان فرد توصیه شده یا دارای وابستگی نسبی و سببی در لیست به عنوان رزومهسازی سیاسی محسوب شود. لیست باید تمام ظرفیتهای سیاسی، مدنی و تخصصی شایسته محدود در انتخابات را در بر بگیرد. سوم آنکه دوره حرفهای کلی یا اینکه اگر شهردار فلان فرد باشد چه میکنیم یا برندسازی کاذب با نام شهردار سیاسی گذشته است و باید هر عضو لیست برند مشخص خود را داشته باشد و طرحی که پس از اینکه اگر شورا برود چه میکند، گذشته است. چهارم آنکه با توجه به اینکه انتخابات تودهای به پایان رسیده است، باید بر نقش شبکههای گروههای مرجع اجتماعی تکیه کرد. در انتخابات دیگر رأی «مردم» به صورت کلی و بیشکل معنا ندارد، بلکه این شبکههای گروههای اجتماعی، مدنی و صنفی هستند که مشارکت را شکل میدهند. باید از طریق این شبکهها سعی کرد صدای «ملت» شنیده شود (و انتخابات شورا محلی است برای شنیدهشدن این تکثر بهصورتی واقعی و نه نمایشی و در قاب دوربین).
شورای شهر
در شورای شهر چهار دستورکار اهمیت برجسته دارد. نخست تمرکز نیروهای بهبودخواه بر بخشهایی در شورا و از طریق شورا بر بخشهایی در شهرداری باشد که امکان مانور و تسلط بر محورهای «جامعه»، «فرهنگ»، «اجتماعات محلی»، «مشارکت» و «فضاهای عمومی» را فراهم میکند. در واقع تمرکز باید بر بازیابی اجتماعی باشد، نه قدرت اقتصادی یا قدرت سیاسی و نمادین. دوم، تکثیر شورا؛ این توصیهای بود که پرویز پیران به شورای اول تهران کرد و حاصل آن تولد «شورایاری» بود. اکنون هم اهمیت دارد که اعضای بهبودخواه شورا به دنبال تکثیر نهادی و مدنی شورا باشند؛ امری که در شورای ششم به محاق رفت. سوم، شنیدن شهر به صورتی هدفمند و مستمر؛ مهمترین نقش شورای شهر و هر عضو آن برقراری گفتوگوی اجتماعی با جامعه البته نه به صورت نمایشی، بلکه هدفمند، برابر، با همه اقشار و از طریق انجمنها (مدنی، صنفی، تخصصی، علمی، حرفهای، محلی) و در فضاهایی گشوده برای همگان (نه بازدارنده) است. چهارم، اتئلافسازیهای موضوعی و موردی است. با توجه به اینکه شورای آتی، ترکیبی خواهد بود (حتی بیش از ترکیب دو لیست، چون نیروهای پایگاه اصولگرایان با چندین لیست حضور خواهند یافت)، ضروری است از طریق ائتلافسازیهای موضوعی و موردی، هم امر اجتماعی و شهری را در شورا پیش برد و هم به تنشزدایی و کاهش قطبیشدن کمک کرد.