اگر ما برویم، چه کسی بسازد؟
«مهاجرت» موضوعی است که احتمالا ذهن افراد زیادی را در اقصینقاط جهان به خود مشغول کرده است؛ از جمله ایرانیهایی که طی سالیان گذشته به مهاجرت از ایران اندیشیدهاند. هرکدام از این افراد رؤیایی در سر دارند، بعضی از این افراد به رؤیاهایشان رسیده و برخی هنوز در تلاشند. ناگفته نماند که برخی رفتهها پشیمانند و برخی نرفتهها مغموم. اغلب افرادی که به مهاجرت فکر میکنند فقط دنبال یک زندگی معمولیاند؛ زندگیای به دور از جنگ و تنش؛ زندگیای که کمی شادتر باشد، با آزادیهای بیشتر.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
یاس جوزی: «مهاجرت» موضوعی است که احتمالا ذهن افراد زیادی را در اقصینقاط جهان به خود مشغول کرده است؛ از جمله ایرانیهایی که طی سالیان گذشته به مهاجرت از ایران اندیشیدهاند. هرکدام از این افراد رؤیایی در سر دارند، بعضی از این افراد به رؤیاهایشان رسیده و برخی هنوز در تلاشند. ناگفته نماند که برخی رفتهها پشیمانند و برخی نرفتهها مغموم. اغلب افرادی که به مهاجرت فکر میکنند فقط دنبال یک زندگی معمولیاند؛ زندگیای به دور از جنگ و تنش؛ زندگیای که کمی شادتر باشد، با آزادیهای بیشتر.
حالا جستوجوی همین خواسته معمولی، شماری از ایرانیان را روانه سرزمینهای دور و نزدیک کرده است. جایی دورتر از سرزمین مادری و آدمهای آشنای آن؛ جایی دورتر از خانه و خانواده که گاهی روزهایش با دلتنگیهای بزرگ گره میخورد.
آمارهای مختلف، جمعیت ایرانیان خارج از کشور را تا هفت میلیون نفر تخمین میزنند؛ جمعیتی به بزرگی جمعیت کشورهای سنگاپور، لبنان یا بلغارستان و صربستان و بیشتر از جمعیت عمان.
در سالهای گذشته، کشورهای آمریکا، کانادا، آلمان، امارات، بریتانیا، ترکیه و سوئد مقاصد اصلی مهاجرت ایرانیان بودهاند. گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) حاکی از آن است که بزرگترین گروه شغلی ایرانیان مهاجر را متخصصان و نیروهای دارای تحصیلات دانشگاهی تشکیل میدهند.
همچنین گزارش رصدخانه مهاجرت ایران حاکی از روند رو به رشد مهاجرت دانشجویان ایرانی است. براساس این گزارش، شمار دانشجویان مهاجر ایرانی از ۱۷ هزار دانشجو در سال ۲۰۰۰ میلادی به ۶۶ هزار دانشجو در سال ۲۰۲۰ رسیده و به عبارتی حدود ۳.۸ برابر شده است.
بانک جهانی گزارش میدهد کشور زادگاه هر فرد مهاجر حدود ۱۲۰ هزار دلار برای آموزش و سلامت او بودجه خرج میکند. به عبارت دیگر، صرفنظر از ارزش معنوی و انسانی، خروج هر مهاجر به معنای خروج دستکم ۱۲۰ هزار دلار سرمایه کشور است. خسارات مهاجرت نیروی انسانی به همینجا ختم نمیشود و خروج گسترده نیروهای متخصص، کشور را با کمبود نیروی متخصص مواجه کرده است. طبق برآوردهای رسمی، ایران با کمبود حدود صد هزار پرستار مواجه است. سرانه پرستار در ایران به ازای هر ۱۰ هزار نفر حدود ۱۷ نفر است؛ در حالی که در جهان این رقم ۲۷.۴ پرستار به ازای هر ۱۰ هزار نفر است. همچنین سرانه پزشک در ایران، ۱۶ به ازای هر ۱۰ هزار نفر است؛ رقمی که کمتر از ۲۰ پزشک در بسیاری از کشورها و بین ۳۰ تا ۵۰ پزشک در کشورهای پیشرفته است.
همچنین نتایج یک پیمایش رصدخانه مهاجرت ایران حاکی از آن است که ۲۴.۹ درصد از مدیران ارشد و کارآفرینان میل به مهاجرت همراه با برنامهریزی دارند. به عبارت دیگر، نزدیک به یکچهارم کارآفرینان ایرانی به صورت جدی به مهاجرت فکر میکنند. اتفاقی که میتواند بازار کار ایران را بیش از پیش فقیر و خالی از فرصتهای شغلی کند و همچون یک چرخه معیوب، سایر ایرانیان را با کمبود شغل مواجه کرده و انگیزه مهاجرت را برای آنها تقویت کند. نکته شایان توجه اینکه بسیاری از مهاجران ایرانی میگویند با انگیزه یافتن کار و فرصت شغلی بهتر مهاجرت میکنند.
با این حال، نمونههای مورد مطالعه توضیح میدهند مهاجرت لزوما خواستههای آنها را برآورده نکرده و چالشهایی مانند تسلط ناکافی به زبان و فرهنگ کشور میزبان، سبب شده است آنها در جامعه جدید نتوانند درآمد کافی داشته باشند یا شغل دلخواه خود را به دست آورند. شاید همین موضوع سبب شده است گرایش به مهاجرت به سنین پایینتر برسد و اشتیاق مهاجرت در نسل «زد» ایران بیش از پیش تقویت شود؛ موضوعی که میتواند به سالخوردگی جمعیت ایران دامن بزند.
مسئله اما فقط مهاجرت و ریزش نیروهای متخصص و خروج سرمایه از کشور نیست؛ نکته نگرانکننده این است که بر اساس یافتههای پژوهشی مؤسسه گالوپ، بسیاری از مهاجران ایرانی میل بازگشت به سرزمین مادری ندارند، در حالی که میل به بازگشت مهاجران سایر کشورها بهطور میانگین هفت درصد است، میل به بازگشت مهاجران ایرانی فقط یک درصد و یکهفتم مهاجران سایر کشورهاست.
با این حال همچنان بسیاری از ایرانیان زندگی در ایران و ساخت کشور را رؤیای خود میدانند؛ ایرانیانی که معتقدند ایران با دستان خود آنها ساخته میشود و اگر آنها میدان را خالی کنند، چه کسی بماند که بسازد.