|

زلزله‌های عسلویه؛ دو برابر متوسط سالانه!

با رخداد دو زمین‌لرزه با بزرگای ۴.۵ و ۴.۹ در بعد‌از‌ظهر جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ در عسلویه در استان بوشهر در ساحل خلیج فارس، تعداد زمین‌لرزه‌های با بزرگای بیش از چهار در‌ یک سال منتهی به ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ به ۴۳ رخداد در پهنه عسلویه و پیرامون رسید. اعداد متوسط سالانه رخداد زمین‌لرزه‌ها در همین پهنه بر‌اساس آمار 20ساله گذشته، حدود ۲۰ رخداد با چنین اندازه‌ای در سال است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

با رخداد دو زمین‌لرزه با بزرگای ۴.۵ و ۴.۹ در بعد‌از‌ظهر جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ در عسلویه در استان بوشهر در ساحل خلیج فارس، تعداد زمین‌لرزه‌های با بزرگای بیش از چهار در‌ یک سال منتهی به ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ به ۴۳ رخداد در پهنه عسلویه و پیرامون رسید. اعداد متوسط سالانه رخداد زمین‌لرزه‌ها در همین پهنه بر‌اساس آمار 20ساله گذشته، حدود ۲۰ رخداد با چنین اندازه‌ای در سال است. پرسش مهمی درباره لرزه‌خیزی عسلویه مطرح است: آیا این پهنه در معرض تحریک رخداد لرزه‌خیزی یا لرزه‌خیزی القایی بر اثر استخراج ‌نفت و گاز است؟ بزرگ‌ترین مخزن گازی ایران -‌پارس جنوبی‌- که هشت درصد کل گاز دنیا را دارد، در عسلویه استان بوشهر با کشور قطر مشترک بوده و حدود 40 درصد این میدان متعلق به ایران است‌. تا‌کنون همه فازهای این میدان به بهره‌برداری رسیده است. این میدان شامل 24 فاز در شهرستان‌های عسلویه و کنگان است و خوراک آنها از سکوهای گازی به طول میانگین صد کیلومتر دریافت می‌شود. این میدان دارای ذخایر نفتی درخور توجهی‌ در لایه‌های نفتی پارس جنوبی است و از طریق حفر هفت حلقه چاه و کشتی فراورشی و صادراتی کوروش با ظرفیت ذخیره حدودا ۷۰۰ هزار بشکه نفت خام بهره‌برداری ‌می‌شود. از سوی دیگر، میدان نفتی عسلویه شرقی در ارتفاعات شمال‌ غرب بندر عسلویه و میان میدان گازی تابناک و میدان عسلویه غربی در محدوده عسلویه واقع هستند.

ژرفای حفاری میدان عسلویه شرقی دو هزارو ‌۵۶۰ متر و ذخیره درجای نفتی آن‌ ۵۲۵ میلیون بشکه است. تاکنون لایه‌های مخزنی کنگان و دالان در نواحی و میدان‌ها مجاور مانند میدان تابناک، هما و شانول (منطقه عسلویه) دارای گاز طبیعی بوده و سپس در این لایه نفت سبک کشف شده‌ است.

‌برای تفکیک بین زلزله‌های طبیعی زمین‌ساختی و زلزله‌های ناشی از فعالیت‌های استخراج نفت و گاز، کاری ترکیبی از تحلیل آماری کاتالوگ‌های زلزله، مطالعه دقیق امواج لرزه‌ای و اندازه‌گیری مستقیم تغییر شکل سطح در همین منطقه باید انجام شود. یکی از ساده‌ترین شاخص‌ها، افزایش درخور توجه و ناگهانی در فراوانی زلزله‌های کوچک است که با شروع یا تغییر در عملیات صنعتی -مانند تزریق یا استخراج- مرتبط است. لرزه‌خیزی پس‌زمینه طبیعی بررسی و مشخص می‌شود و انحرافات از این لرزه‌خیزی به‌ویژه اگر با همبستگی بین زمان عملیات میدانی و نرخ لرزه‌خیزی سالانه در یک میدان بزرگ همراه شود، قابل انتساب به لرزه‌خیزی القایی یا چکانشی نیز هست. توزیع تنش ناهمگن در مناطقی با لرزه‌خیزی القایی، به دلیل فشار بالای سیال منفذی رخ می‌دهد. زلزله‌ها در پیرامون یک چشمه نقطه‌ای ممکن است به تنش ایجاد‌شده با فشار بالای سیال منفذی مرتبط باشند‌.

از سوی دیگر، الگوی امواج لرزه‌ای سازوکار و ژرفا را معلوم می‌کنند که پارامترهای مهمی برای طبیعی‌بودن یا عامل تعیین تحریک انسانی هستند. زلزله‌های ناشی از فعالیت نفت و گاز، به‌طور غیرمعمول کم‌‌ژرفا‌تر هستند‌.

در ساختار محلی تاقدیس‌های عسلویه، وراوی و کنگان، چین‌های ژرف ‌با گسیختگی‌های پی‌سنگی با گسل‌های طولی ژرف مرتبط هستند‌. نمک هرمز هم‌زمان با چین‌خوردگی به تسهیل جابه‌جایی کمک می‌کند و در فصل مشترک رسوب-پی‌سنگ گسیختگی و بعضا زلزله رخ می‌دهد. بندر تاریخی سیراف -‌بندر طاهری امروزی- بر اثر زلزله‌هایی در سال‌های ۹۷۸ و ۱۱۰۵ میلادی به‌شدت آسیب دید و گزارش‌ها از وقوع تخریب در اثر سونامی خبر می‌دهد. تاقدیس عسلویه بسیار نامتقارن است و حرکت لایه‌های رسوبی در راستای گسل‌های ژرف یا یک افق جدایش پی‌سنگی (مانند نمک هرمز) سازوکار اصلی ایجاد زلزله در این منطقه را توضیح می‌دهد. خطر زلزله در منطقه عسلویه‌-سیراف-طاهری پدیده جدیدی نیست. استخراج نفت و گاز با تغییر شرایط تنش زیرسطحی، لرزه‌خیزی را القا یا تحریک می‌کند. تغییرات فشار منفذی ناشی از استخراج‌-تزریق و تنش منفذی-الاستیک ناشی از تراکم مخزن، موجب لرزه‌خیزی القایی-چکانشی می‌شود. میدان گازی دالان، زاگرس، با تغییرات فشار منفذی خوشه‌های زلزله کم‌‌ژرفای -سه تا پنج کیلومتر- در سال‌های ۲۰۱۴-۲۰۱۵ و ۲۰۱۸ هم‌زمان با عملیات در میدان گازی مرتبط هستند. در میدان گازی لاک‌ فرانسه، تنش منفذی-الاستیک صدها زلزله از سال ۱۹۶۹‌ ‌با کاهش فشار مخزن و تراکم سنگ‌ها مرتبط بود و مناطق شکست پیش‌بینی‌شده با مکان‌های زلزله‌ها مطابقت داشتند. استخراج به‌تنهایی، بدون تزریق، می‌تواند‌ طی دهه‌ها باعث ایجاد زلزله شود. در میدان گازی رونگچانگ‌ چین، انتشار فشار منفذی و اثرات فشار منفذی زلزله‌های تا بزرگی ۵.۲ با تزریق طولانی‌مدت فاضلاب و بعدا با استخراج گاز ایجاد شده‌اند. تنش منفذی بر گسل‌های دوردست اثر می‌گذارد و انتشار سیال باعث ایجاد رویدادهای نزدیک به میدان شده است.

از سوی دیگر، در خلیج فارس جنوبی، عربستان و قطر‌ تغییرات فشار منفذی زلزله‌های مارس-آوریل ۲۰۲۵ با بزرگای چهار تا پنج در نزدیکی میادین غول‌پیکر «غوار» و میدان «شمال» رخ داده است. استخراج حجم زیادی از گاز یا تزریق فاضلاب، فشار سیال را در فضاهای منفذی سنگ‌ها تغییر می‌دهد. افزایش فشار منفذی -ناشی از تزریق- با خنثی‌کردن اصطکاکی که گسل‌ها را در جای خود نگه می‌دارد، به‌طور مؤثر آنها را روان می‌کند. در میدان لاک فرانسه آشفتگی‌های تنش به کوچکی 0.2 مگاپاسکال (دو بار) برای ایجاد زلزله کافی بود. احتمال لرزه‌خیزی القایی پیامدهایی جدی برای توسعه‌های صنعتی بزرگ مانند عسلویه دارد. زلزله‌های متوسط و کم‌عمق می‌توانند به‌طور بالقوه به زیرساخت‌های سطحی مانند کارخانه‌های فراوری، بنادر و خطوط لوله و همچنین یکپارچگی چاه‌های زیرسطحی آسیب برسانند. پتانسیل لرزه‌خیزی القایی‌ نیاز حیاتی به شبکه‌های پایش لرزه‌ای قوی و مدیریت دقیق نرخ استخراج و تزریق را برجسته می‌کند. درک شبکه‌های گسل محلی و شرایط تنش برای کاهش این موارد ضروری است.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.