در پی میلان کوندرا
میلان کوندرا یکی از برجستهترین رماننویسان دهههای اخیر بود که بهجز نوشتن داستان، در زمینه نقد ادبی و نظریه رمان هم آثاری منتشر کرده بود. کوندرا در 1929 در جمهوری چک متولد شد اما سالها در فرانسه زندگی کرد و خود را نویسندهای فرانسوی میدانست. در کارنامه کوندرا چند رمان شاخص دیده میشود و نام او بارها بهعنوان نامزد جایزه نوبل ادبیات مطرح شد. او در سال 2023 درگذشت تا ادبیات جهانی یکی از مهمترین نویسندگان دهههای اخیرش را از دست بدهد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: میلان کوندرا یکی از برجستهترین رماننویسان دهههای اخیر بود که بهجز نوشتن داستان، در زمینه نقد ادبی و نظریه رمان هم آثاری منتشر کرده بود. کوندرا در 1929 در جمهوری چک متولد شد اما سالها در فرانسه زندگی کرد و خود را نویسندهای فرانسوی میدانست. در کارنامه کوندرا چند رمان شاخص دیده میشود و نام او بارها بهعنوان نامزد جایزه نوبل ادبیات مطرح شد. او در سال 2023 درگذشت تا ادبیات جهانی یکی از مهمترین نویسندگان دهههای اخیرش را از دست بدهد.
کوندرا در ایران هم نویسنده شناختهشده و محبوبی بود و از سالها پیش آثاری از او به فارسی برگردانده شده بود و از برخی کتابهایش بیش از یک ترجمه به فارسی موجود است. اخیرا کتابی با عنوان «در جستجوی میلان کوندرا» نوشته آریان شمن با ترجمه ابوالفضل اللهدادی در نشر افق منتشر شده که در مرز میان تحقیق روزنامهنگاری و بیوگرافی نوشته شده است. در این کتاب زندگی میلان کوندرا مرحله به مرحله دنبال شده و نشان داده شده که چگونه یکی از مهمترین رماننویسان معاصر جهان در پاریس ساکن شد و نزدیک به چهار دهه در آنجا در سکوت به نوشتن پرداخت.
در بخشی از کتاب درباره شیوه نوشتن و کارکردن کوندرا آمده: «کوندرا نویسندهای دورهگرد است. او میتواند در هر حالتی کار کند؛ سرپا، نشسته، در یک باغ یا روی یک میز، در خانه خودش یا دیگران، با یک لیوان نوشیدنی مشهور زاگرب در دست. تنها بلهوسی او جزیرهها هستند. تا آنجا که من فهمیدهام، ظاهرا زمانی این زن و شوهر به این فکر افتاده بودند که به ایسلند کوچ کنند تا زندگی ناشناستری در پیش بگیرند -این روزها کوندرا معتقد است که سروکله شاگردان دیگر بیش از حد آنجا پیدا میشود».
شمن در کتاب «در جستوجوی کوندرا»، آنطور که از عنوان اثرش هم برمیآید، کوندرا را نویسندهای غایب میداند و میگوید او نزدیک به چهار دهه با امتناع از حضور در هرگونه برنامه تلویزیونی توانسته بود خود را از واقعیت محو کند: «کم که باشی، نورافکنها تو را نشانه میروند، اما حضور همیشگی از ارزشت میکاهد». کوندرا با خودداری پیوستهاش از هرگونه حضور عمومی، به نویسندهای شبحگون بدل شده بود. آریان شمن، در جستوجوی ردپای او، سفری از شرق به غرب، از پراگ تا رِن را آغاز میکند؛ در زمان به عقب بازمیگردد، با ناشران و فیلمسازان نامدار، آهنگسازان و پیانیستهای بهقتلرسیده، مخالفان سیاسیِ کهنسال و جاسوسانِ توبهکار دیدار میکند، و در این میان شعر آپولینر را میشنود، همیشه در پی میلان کوندرا. او زندگی را در اثر و اثر را در زندگیِ رماننویسی میخواند که میان دو میهن از هم گسیخته بود.
«در جستوجوی میلان کوندرا» اثری جستوجوگرانه، نیمهروایی و ژورنالیستی است که در سال ۲۰۲۳ منتشر شد. این کتاب نوعی پژوهش-روایت درباره زندگی میلان کوندرا است؛ نویسندهای که در سالهایی طولانی از حیات انزوا را انتخاب کرد، به تماسهای تلفنی پاسخ نداد، مصاحبه نکرد و از گفتوگو امتناع میورزید. به این ترتیب میلان کوندرا برای خوانندگان به شبح تبدیل شده بود. از خانه بیرون میرفت، اما همه بیصدا و بیجرئت از کنارش میگذشتند، درست مثل بکت، چند دهه قبلتر. میلان کوندرا، سیوهفت سال از دیدهها پنهان شد و همین ارزشش را بالاتر برد. شمن میگوید که او با کتابهایش سخن میگفت و در کتابهایش زنده خواهد ماند. او هفده رمان نوشت و آثارش به بیش از پنجاه زبان در جهان ترجمه شدند. هر قدر آثارش سروصدا در جهانِ ادبیات به پا کردند، نویسنده بیشتر در سکوت خود فرورفت. او دست جلوی لنز دوربینها گرفت و تصویری ماندگار از خود ساخت؛ او در برابر شهوت شهرت و تشنگی مخاطب برای بیشتر دانستن قیام کرد. میلان کوندرا در غیبتش هم درس زندگی داد.
در این کتاب آریان شمن در قامت یک مأمور مخفی قدم به سرزمین سکوت میلان کوندرا گذاشته است گرچه هرگز با او همکلام نشد. این فقط وِرا، همسر کوندرا، بود که به پرسشهای شمن پاسخهای موجز و مختصر داد. آریان شمن در این کتاب کوچک و شگفتانگیزش برای یافتن سرنخی از میلان کوندرا قدم به هزارتویی میگذارد که او را به جمهوری چک، سرزمین مادری کوندرا، میکشاند. جالب اینکه کوندرا از زمان تبعید خودخواسته به فرانسه، به اصرار به زبان فرانسوی مینوشت. بسیاری از منتقدان ادبی قرن بیستم کوندرا را باعث جانگرفتن دوباره رمان فرانسوی میدانند؛ این مرد چکِ ساکت پلی از سرزمین و زبان مادری خود به فرانسه و فرانسوی و پس از آن به جهان زد.
آریان شمن متولد 1962، روزنامهنگار و جستارنویس معاصر فرانسوی است که در رشته ادبیات کلاسیک تحصیل کرده و فارغالتحصیل مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس است. او در آغاز بهعنوان روزنامهنگار در بخشهای جامعه و سیاست روزنامه «لوموند» مشغول به کار شد و پس از مدتی بهعنوان خبرنگار ارشد به فعالیتش ادامه داد. شمن در طول سالهای فعالیتش جوایزی نظیر ماری کلر، اوت دور و جایزه ادبی اوره گکییر را به دست آورده است. از آثار دیگر او میتوان به «بچهها را بیدار نکن: روایتی از آریان شمن» و «رئوو؛ دیوانگی فرانسوی» اشاره کرد.
در بخشی دیگر از این کتاب میخوانیم: «وسوسه محوشدن در سال 1984، پس از موفقیت سبکی تحملناپذیر هستی، به جانش افتاد. او آن سال دعوت برنار پیوو را پذیرفت و به استودیوی برنامه آپستروف رفت، اما دیری نپایید که درست مثل فیلیپ راث، دستهایش را جلوی صورتش گرفت تا لنز دوربین را دور نگه دارد، و تصویر این حرکت برای همیشه ثبت شد. من در جمعهشبی در ماه ژانویه چشمهای آبی و حرفهای سرد او را از صفحه تلویزیون کشف کردم. به نظرم خویشتنداری کوندرا، رفتار کموبیش ماشینوارش، کمروییاش و میلش به سکوت در مقایسه با هیاهو و نورافکنهای آن روزگار آرامشبخش بود. او از حریم خصوصی ارزشی برتر میسازد و من این باورش را دوست دارم. او در تأملات عاشقانه بینظیر است. پس از بخش آن برنامه، رسانهها برای گفتوگو با او هجوم بردند. این شد که در حضور کریستیان سالمون، دوست جستارنویستش که برای پاریسریویو با او مصاحبه میکرد، ابراز نگرانی کرد: من بیش از حد در مورد خودم حرف میزنم. همه چیز برای ادبیات و از طریق ادبیات است. از آن پس، کوندرا در سکوت فرو رفت».
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.