|

ایران، آمریکا و چالش واقع‌گرایی در سیاست خارجی

پرونده ایران یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها از تقابل میان قدرت سخت و واقعیت‌های پیچیده سیاست خارجی در جهان معاصر است. ایالات متحده در دهه‌های گذشته کوشیده است با ترکیبی از تهدید نظامی، تحریم‌های اقتصادی و انزوای سیاسی، رفتار ایران را در راستای منافع خود تغییر دهد. با‌این‌حال، تجربه نشان داده این رویکرد نه‌تنها به نتایج پایدار نیجامیده، بلکه اغلب به افزایش تنش، بی‌ثباتی در منطقه‌ و تعمیق شکاف‌ها منجر شده است.

ایران، آمریکا و چالش واقع‌گرایی در سیاست خارجی

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محسن شریف‌خدائی -  تحلیلگر روابط بین‌الملل

 

 

پرونده ایران یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها از تقابل میان قدرت سخت و واقعیت‌های پیچیده سیاست خارجی در جهان معاصر است. ایالات متحده در دهه‌های گذشته کوشیده است با ترکیبی از تهدید نظامی، تحریم‌های اقتصادی و انزوای سیاسی، رفتار ایران را در راستای منافع خود تغییر دهد. با‌این‌حال، تجربه نشان داده این رویکرد نه‌تنها به نتایج پایدار نیجامیده، بلکه اغلب به افزایش تنش، بی‌ثباتی در منطقه‌ و تعمیق شکاف‌ها منجر شده است. در این میان، چالش اصلی سیاست آمریکا نه کمبود ابزار قدرت، بلکه فقدان واقع‌گرایی در ارزیابی پیامدهای اجرای آن است. ایران از منظر نظامی و امنیتی، کشوری مقاوم و کارآزموده است. 

ساختار سیاسی و نظامی کشور، عمق راهبردی، تجربه طولانی مواجهه با فشارهای خارجی و شبکه‌های منطقه‌ای باعث شده‌ یک رویارویی نظامی، حتی در صورتی که ضربات درخور توجهی وارد کند، چندان به تغییر رفتار‌ یا فروپاشی ساختار سیاسی در ایران منجر نشود. در یک رویارویی نظامی، برخی مراکز و تأسیسات ممکن است تخریب شوند ‌یا آسیب جدی ببینند و افرادی کشته شوند، اما دانش فنی، نیروی انسانی و توان بازدارندگی به‌طور کامل از میان نخواهد رفت. از این منظر، اتکای صرف آمریکا و حتی اسرائیل به قدرت نظامی برای حل مسئله ایران، بیش از آنکه راه‌حل باشد، توهم راه‌حل است. یک عملیات نظامی حتی می‌تواند تا حد زیادی به عامل وحدت در داخل ایران منجر شود؛ چنانچه قبلا نیز تجربه  شده است.

از سویی، تمرکز صرف بر توان دفاعی و مقاومت به‌تنهایی تصویری ناقص از ایران به جهان ارائه می‌دهد. واقعیت این است که آسیب‌پذیری اصلی ایران نه در بُعد نظامی و قدرت سخت، بلکه در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی قرار دارد. اقتصاد ایران سال‌هاست تحت فشار تحریم‌های گسترده و محدودیت‌های مالی و تجاری، کاهش سرمایه‌گذاری خارجی و مشکلات ساختاری قرار دارد. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و نزول ارزش پول ملی، بیکاری و فرسایش طبقه متوسط، فشار مضاعفی بر جامعه وارد آورده است. در چنین شرایطی، هرگونه درگیری احتمالی -حتی اگر محدود باشد- می‌تواند این فشارها را تشدید کند.

جنگ احتمالی، حتی در کوتاه‌مدت و بدون گستره دامنه آن، پیامدهای اقتصادی فوری به همراه دارد: افزایش ریسک سرمایه‌گذاری، اختلال در تجارت خارجی، فشار بر بازار ارز و تشدید نااطمینانی اقتصادی. این شرایط برای کشوری که اقتصاد آن پیشاپیش تحت فشار قرار گرفته، ممکن است به‌سرعت به بحران اجتماعی تبدیل شود.

از این منظر، اگرچه ایران توان ایستادگی و رویارویی با دشمنان را دارد، اما هزینه‌های درگیری احتمالی می‌تواند به‌طور نامتناسبی بر دوش اقشار مردم جامعه سنگینی کند. این مسئله به‌ویژه در شرایط کنونی‌ اهمیت بیشتری می‌یابد. جامعه ایران در سال‌های اخیر و در مقاطعی شاهد نارضایتی‌های اجتماعی بوده است؛ اعتراضاتی که ریشه‌های اقتصادی و معیشتی نقش مهمی در شکل‌گیری آنها داشته‌ و به تشدید شکاف میان دولت و ملت منجر شده است. جنگ احتمالی، ناخواسته به افزایش بی‌ثباتی داخلی دامن خواهد زد و هزینه‌های انسانی و اجتماعی درخور توجهی

ایجاد می‌کند.

در عین حال، رویارویی احتمالی می‌تواند به چرخه‌ای از واکنش‌های تلافی‌جویانه از سوی ایران منجر شود که امنیت منطقه را به خطر اندازد.

ایران ابزارهای متنوعی برای مقابله در اختیار دارد که می‌تواند شبکه‌های انتقال انرژی و تجارت‌ و در نتیجه ثبات و امنیت در منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. چنین وضعیتی نه‌تنها به زیان همه کشورهای منطقه، بلکه می‌تواند به ضرر آمریکا و متحدان‌ باشد و اقتصاد جهانی را متأثر کند.

از سوی دیگر، هرگونه درگیری احتمالی با ایران، بدون مشروعیت بین‌المللی، روابط آمریکا با قدرت‌های بزرگ را پیچیده‌تر می‌کند. روسیه و چین نسبت به الگوهای مداخله‌گرایانه کاخ سفید به‌شدت بدبین‌ بوده و تأکید دارند بی‌ثباتی در خاورمیانه، پیامدهایی فراتر از یک بحران منطقه‌ای داشته و هزینه‌های ژئوپلیتیکی و اقتصادی برای واشنگتن و کشورهای منطقه به همراه خواهد داشت.

واقع‌گرایی در سیاست خارجی ایجاب می‌کند‌ هم توان دفاعی و مقاومت در ایران و هم آسیب‌پذیری‌های آن به‌طور هم‌زمان مورد توجه و ارزیابی قرار گیرند. تجربه نشان داده است ایران می‌تواند در برابر تهدیدهای خارجی مقاومت کند، اما فشار اقتصادی واقعیتی انکارناپذیر است که جامعه را فرسوده و نارضایتی‌های اجتماعی را تشدید می‌کند. در عین حال، این آسیب‌پذیری بدون یک چشم‌انداز روشن دیپلماتیک، خطر بی‌ثباتی را افزایش می‌دهد.

این واقعیت‌ است که هیچ جنگی پیروز مطلق نخواهد داشت. هرگونه درگیری احتمالی می‌تواند خسارت‌های انسانی و مادی گسترده‌ای به وجود آورد و زیرساخت‌ها و مراکز حیاتی در ایران و کشورهای منطقه را به‌شدت تخریب و آسیب‌پذیر کند.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.